۱۳۹۱/۵/۲
هدیه ومهمان نوازی
هديه و مهمان نوازي
بشر، يك سري نيازهاي عاطفي و خواستههاي دروني دارد كه جامعه، خانواده و خانه، هميشه به آنها نيازمند است. يكي از اين امور كه دلها را به يكديگر نزديك مينمايد و كينهها را ذوب ميكند، هديه است.
عايشهل مي گويد: نبي اكرم(صلي الله عليه وسلم) هديه را ميپذيرفت و به هديه كننده، در عوض آن، پاداش ميداد. [روايت بخاری]
بايد دانست كه هديه دادن و نیز تشكر كردن از كسي كه هديه ميدهد، دليل سخاي قلب و پاكي اوست. همچنين قابل يادآوري است كه سخاوت، يكي از ويژگيهاي اخلاقي پيامبران به شمار ميرود و پيامبر ما در اين ميدان از ديگران، سبقت گرفته است. مگر نه اینکه فرموده است: «هر كس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، مهمانش را گرامي بدارد. جايزه اش يك روز است و مهمانيش سه روز؛ و بعد از آن، صدقه محسوب ميشود و براي مهمان هم جايز نيست كه به اندازهاي نزد ميزبان بماند كه او را به تنگ آورد». [روايت بخاری]
سوگند به خدا كه كره زمين، حجاز و شبه جزيره عربستان، بلكه تمام دنيا، اخلاق و صفاتي بالاتر از اخلاق نبي اكرم(صلي الله عليه وسلم) به خود نديدهاند.
اينك چشمانت را با مشاهده يكی از حركات نبي اكرم(صلي الله عليه وسلم) ـ كه پدر و مادرم فدايش باد ـ سرمه كن؛ سهل بن سعد(رضي الله عنه) ميگويد: يك زن، پارچه اي خدمت نبي اكرم(صلي الله عليه وسلم) آورد و گفت: اين را با دستان خود بافته ام تا به تو هديه دهم. رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) كه به آن نياز داشت، آن را برداشت؛ سپس در حالي كه آن را به عنوان ازار (شلوار) پوشيده بود، نزد ما آمد. شخصي گفت: چقدر زيبا است! آن را به من هديه بده. فرمود: خوب است! آنگاه نبي اكرم(صلي الله عليه وسلم) در مجلس نشست، اما پس از بازگشت (به خانه) آن را پيچيد و براي آن مرد فرستاد. مردم به او گفتند: كار خوبي نكردي! پيامبر اكرم(صلي الله عليه وسلم) آن را پوشيده بود و به آن نياز داشت و با علم به اينكه رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) درخواست هيچ سائلي را رد نميكند، باز هم آن را درخواست نمودي! آن مرد گفت: به خدا سوگند كه آن را براي پوشيدن طلب نكردم. بلكه از آن جهت طلب نمودم كه كفنم باشد.
سهل(رضي الله عنه) ميگويد: سرانجام آن مرد در همان پارچه، كفن گرديد. [روايت بخاری]
آري! از اخلاق كسي كه خداوند او را برگزيده، تحت نظارت خويش به تربيت او پرداخته و به عنوان الگو براي مردم معرفي كرده است، تعجب نكنيد.
رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) در زمینه سخاوت، شگفتي ميآفريند. حكيم بن حزام(رضي الله عنه) ميگويد: از رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) (چیزی) طلب كردم؛ به من عنايت فرمود؛ دوباره طلب كردم، باز هم عنايت فرمود؛ براي بار سوم طلب كردم؛ اين بار نيز عنايت كرد و فرمود: «اي حكيم! اين مال، سرسبز و شيرين (خوشایند) است؛ هر كس با سخاوت نفس آن را بگيرد، برايش در آن بركت عنايت ميشود و هر كس با زور و طمع بگيرد، برايش در آن، بركت عنايت نميشود و مانند كسي ميگردد كه ميخورد و سير نميشود؛ بايد بدانيد كه دستِ دهنده، از دست گيرنده بهتر است». [روايت بخاری و مسلم]
جابر(رضي الله عنه) ميگويد: هرگز چيزي از رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) در خواست نكردند كه بگويد: نه. [روايت بخاري]
رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) با اين همه سخاوت و بخشش مالي، از نظر اخلاقي و برخورد خوب با مردم و محبت صادقانه با ديگران، بي نظير بود.
همواره تبسم بر لبانش نشسته بود و با تمام همنشينانش تبسم ميفرمود. از اینرو هر يك از يارانش فكر ميكرد كه او، محبوبترين فرد در قلب پيامبر(صلي الله عليه وسلم) است.
جرير بن عبدالله رضي الله عنه ميگويد: هيچكس را نديدم كه بيشتر از
رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) تبسم نمايد. [روايت ترمذی]
انس بن مالک، خادم رسول الله(صلي الله عليه وسلم) صفات بزرگي براي آن حضرت (صلي الله عليه وسلم) بيان نموده است كه نميتوان برخي از آنها را در يك فرد و يا همه آنها را در مجموعهاي از افراد سراغ داشت. او ميگويد: رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) از همه مردم مهربانتر بود؛ هرگاه فردي از ايشان چيزي ميپرسيد، به سخنان آن شخص گوش فرا ميداد و تا هنگامي كه آن شخص، بر نميگشت و نميرفت، آن حضرت (صلي الله عليه وسلم) با او ميماند. همچنين هر كس، دست مباركش را ميگرفت، دستش را در اختيارش ميگذاشت. وتا زماني كه خود شخص، دستش را بيرون نميكشيد، آن حضرت (صلي الله عليه وسلم) دست مباركش را از دست او بيرون نميكشيد. [روايت ابونعیم در الدلائل]
با اين همه مهمان نوازي و مهرباني و سخاوت، در عين حال، هنگام نياز، شفقت به امت را فراموش نميكرد؛ از اينرو ملاحظه ميكنيم كه هنگام ديدن منكر، نهي از منكر ميكرد و منكر را نميپذيرفت.
ابن عباس رضي الله عنهما ميگويد: رسول خدا (صلي الله عليه وسلم) يك انگشتر طلا در دست شخصي ديد، آن را از دستش بيرون آورد و انداخت و فرمود: «آيا يكي از شما اخگري از آتش را قصد ميكند و آن را در دستش ميگذارد»؟ [روايت مسلم].
اللهم بلغنا رمضان
پيامبر
اکرم – صلي الله عليه و سلم – 13 سال تمام در مکه در جسدهاي بيروح و
کالبدهاي خموش و تار بت تراشان مشرک نفس توحيد و ايمان و اخلاق و خداشناسي و
يکتاپرستي دميد. پس از اينکه مؤمنان بدان درجه از تعالي رسيدند که بتوانند
از براي خداوند يکتا جان و مال و شهر و ديار و خانه و کاشانه خود را رها
کرده، با توکل بر ذات پاک يکتا سوار بر ريگزارهاي سوزان گرسنه و تشنه از
زير تيغ جلادان خون آشام بسوي شهري مجهول و مسيري تار فرار کنند، و در
عبادت و بندگي مثالي از وارستگي گردند، در ماه شعبان سال دوم پس از هجرت،
روزه ماه مبارک رمضان از جانب حق متعال بر مسلمانان فرض شد.
مدرسه اي در جهاد با نفس و خودسازي، و سکوي پرتابي سريع بسوي خداوند ذي الجلال..
از آنجا که سرور رسولان و خاتم پيامبران بيش از هر بشري از ارزش و جايگاه
رمضان آگاه بود، با فروغ هلال ماه رجب، - يعني درست دو ماه قبل از رمضان –
دست نيايش و زاري بسوي پروردگار يکتا دراز کرده، اشک تمنا و بندگي
برگونههاي مبارک جاري ميشد و از اعماق قلب دعا ميکرد: اللهم بارک لنا في
رجب و شعبان، و بلغنا رمضان
آري
پيامبر حق و رسول هدايت و
شيفته ديدار پروردگار از ذات پاک يکتا طول عمري ميخواهد تا لطافت و جمال
وجلال رمضان را به آغوش کشد، و در فضاي ملکوتي رمضان بيش از پيش به خدايش
نزديک، و در نزد او عزيزتر شود.
رمضان آمده تا ما را آلايش دهد و
از پستيها و زشتيهاي اخلاقي و عادات زننده، و رفتار و گفتار سوء پاک ساخته
بسوي پرهيزکاري و تقوا سوق دهد.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن
قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» ﴿البقرة: ١٨٣﴾
{اى اهل ايمان! روزه بر شما واجب شد چنان كه بر امّتهاى گذشته واجب شده بود، باشد كه پرهيزكار شويد}
رمضان بر خلاف آنچه بسياري از مردمان درک نميکنند ماه استراحت دستگاه
گوارش است. ماهي که با تنظيم سيستم گوارشي روح و روان انسان را تعالي
ميبخشد.
رمضان با عهد و پيمانهايي با خود و يا با گذاشتن سنگ بناي برخي برنامههاي سازنده تحقق مييابد.
برنامههايي براي تلاوت و زيستن با قرآن. در رحاب قرآن خود و خداي خود را
شناختن. برنامههاي براي دعا و ذکر و نيايش و راز و نياز با پروردگار خالق،
برنامههاي براي شناختن پيامبر و پيک بيمثال آسمان؛ حضرت رسول خاتم محمد
مصطفي – صلي الله عليه و سلم -. برنامههايي براي دعوت و گوشزد کردن ديگران
به روش و مرام درست زندگي و بازداشتن فرد و ديگران از بديها و تشويق به
کارها و گفتارهاي نيک. برنامههايي براي رسيدن به بيبضاعتان و تنگ دستان.
چه اين سيماي واقعي مؤمنان است:
«. كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ
بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ
وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ
الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿آل عمران: ١١٠﴾».
{شما بهترين امتي هستيد که [براي اصلاح جوامع انساني] پديدار شده ايد، به
کار شايسته و پسنديده فرمان مي دهيد و از کار ناپسند و زشت بازمي داريد، و
[از روي تحقيق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ايمان مي آوريد. و اگر اهل کتاب
ايمان مي آوردند قطعاً براي آنان بهتر بود؛ برخي از آنان مؤمن [به قرآن و
پيامبرند] و بيشترشان فاسقند.}.
تصميم جدي در دست کشيدن از همه گناهان و زشتيها وعادتهاي بد و توبه و بازگشت بسوي پروردگار يکتا:
«...وَتُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿النور/٣١﴾»
{اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنيد، باشد كه رستگار گرديد}.
رمضان در راه است و ما در شوق ديدار آن لحظه شمار..
در مدرسه رمضان مؤمن چگونگي شکر نعمت و سپاس پروردگار بر فضل و کرمش را
ميآموزد. در مکتب رمضان مؤمن سعي ميکند از صفتهاي بيمنتهاي کمال الهي بويي
ببرد. سخاوت و گذشت و ايثار و شفقت بر زير دستان ميآموزد. معنا و مفهوم
بندگي را دريافته از عبادت الهي لذت ميبرد. صفتهاي فرعونيگري و خودخواهي، و
نفسپرستي و خود ستايي در او ضعيف ميگردند.
و او خود را براي
ساختار جديد و انساني بکلي تغيير يافته آماده ميسازد. تا با نيروي برگرفته
از رمضان سالي ديگر را با روحيه خوشبختي، و تلاش و همتي سازنده شروع کند.
اللهم بارک لنا في رجب و شعبان، و بلغنا رمضان..
۱۳۹۱/۵/۱
استعاذه
کیوان الهی[۸]- برای استعاذه گفتن صیغههای مختلفی ذکر کردهاند از جمله: ۱- أعوذ بالله من الشیطان الرجیم ۲- أعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم من همزه ونفخه ونفثه. ۳- أعوذ بالسمیع العلیم من الشیطان الرجیم، که این صیغه را ابوداود ذکر کرده است: (۷۸۵). ولی در مورد بسمله، أنس رضی الله عنه روایت کرده که، روزی پیامبر صلی الله علیه وسلم در میان ما بود که ناگهان حالت بیهوشی مانندی را پیدا کرد، سپس لبخند به لب، سرش را بالا آورد، گفتیم ای رسول خدا چه چیزی شما را به خنده آورد؟ فرمود: هماکنون سورهای از قرآن بر من نازل شد، سپس شروع کرد به: بسم الله الرحمن الرحیم. إنا أعطیناک الکوثر … (مسلم: ۴۰۰).
[۹]- اللجنه الدائمه در شماره: (۴۳۱۰) فتوا داده است گفتن صدق الله العظیم در نفس خودش حق است، ولی اینکه عادت بشود که همیشه بعد از تمام شدن قرائت همیشه خوانده شود بدعت است، چون نه از پیامبر صلی الله علیه وسلم و نه از خلفاء، تا آنجا که ما میدانیم چنین چیزی نقل نشده است، با وجود اینکه آنان زیاد قرآن را میخواندند؛ و این در حالیست که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «من عمل عملاً لیس علیه أمرنا فهو رد». و در روایتی آمده: «من أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهو رد».
[۲۲]- از شیخالاسلام ابن تیمیه پرسیده شده که آیا جایز است مصحف را برداشته و آنرا بوسید؟ در جواب گفت: در این زمینه روایت مأثوری وجود ندارد، در این زمینه از امام احمد پرسیده شد، فرمود: چیزی نشنیدهام ولی از عکرمه بن ابیجهل روایت شده که مصحف را باز میکرد و صورت خود را بر روی آن میگذاشت و میگفت: کلام ربی کلام ربی، ولی عادت سلف این نبوده که چنین کارهایی را بکنند (مجموع فتاوی). و شیخ ابن باز گفته است: اگر انسان برای تعظیم قرآن وقتیکه از دستش بیافتد و یا از مکان بلندی بیافتد و آنرا ببوسد اشکالی ندارد.
اداب تلاوت قران
آداب تلاوت کلام الله
1-ایجاد اخلاص بهنگام یادگیری و تلاوت قرآن؛ بدلیل روایتی که از ابیهریره
رضی الله عنه روایت شده که گفته است: از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم
که فرمود: نخستین کسیکه در روز قیامت حکم داده میشود مردی است که شهید شده
و او را میآورند، خداوند نعمتهایش را که به او داده بود برمیشمارد و او
نیز به یاد میآورد، سپس خداوند میپرسد با این نعمتها چه کار کردی؟
میگوید: در راه تو جنگیدم تا اینکه شهید شدم؛ خداوند میفرماید: دروغ
میگویی، بلکه بخاطر این جنگیدی تا بگویند مردِ شجاعی است!!
سپس او را
بر روی پیشانی میخوابانند و میکشند تا اینکه در دوزخ انداخته شود. و بعد
از او مردی است که علم را یاد گرفته و قرآن را خوانده است، او را در آن روز
میآورند و نعمتهای خداوند را برایش برمیشمارند و او نیز به یاد میآورد،
و از وی پرسیده میشود با این نعمتها چه کار کردی؟ میگوید: علم را فرا
گرفتم و به مردم یاد دادم، و بخاطر تو قرآن را خواندهام. خداوند میگوید:
دروغ میگویی بلکه علم را یاد گرفتی تا بگویند عالم است، و قرآن را تلاوت
میکردی تا بگویند قاری خوبی است، سپس دستور داده میشود تا او را بر روی
پیشانی میاندازند تا اینکه وارد دوزخ میشود…صحیح مسلم
2-عمل
کردن به قرآن؛ در حدیث طولانی رؤیای پیامبر صلی الله علیه وسلم آمده که
میفرماید: … رفتیم تا اینکه به مردی برخوردیم که بر قفا(پشت سر) خوابیده
بود و مردی دیگر بر سرش ایستاده بود که سنگی و یا صخرهاى در دست داشت و بر
سرش میکوبید و سرش را میشکست و هنگامیکه سنگ به مرد میخورد سنگ میپرید
و مرد آن را دنبال میکرد و برنمیگشت تا اینکه زخمش التیام پیدا میکرد و
مثل اولش میشد، سپس همین کار را میکرد و او را میزد؛ گفتم این کیست؟
گفتند: برو (سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم آنرا تفسیر نمود) و گفت: آن
مردی را که دیدم سرش را میشکستند، مردی است که خداوند به او قرآن را یاد
داده است، ولی بهنگام شب غافل از قرآن خوابش برده و در طول روز به آن عمل
ننموده است، و تا روز قیامت با او اینگونه خواهند کرد...بخاری
3-تشویق شدن و وادار شدن به یادآوری قرآن و متعهدگشتن به قرآن؛ بدلیل این
حدیث که میفرماید: با قرآن متعهد و همراه شوید، قسم به کسیکه نفس من در
دست او است، قرآن بیش از شتری که از بندش رها شده سرکشتر است...بخاری
4-هیچوقت نگو که فراموش کردم، بلکه بگو آنرا به فراموشی سپردم، و یا آنرا
ضایع نمودم، و یا بگو از یادم بردند؛ بدلیل این حدیث ابن مسعود رضی الله
عنه که میگوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: چه زشت و ناپسند است
که یکی میگوید آیهای را این چنین و آنچنان فراموش کردم! بلکه باید بگوید
آنرا به فراموشی سپردم...متفق علیه
5-واجب است که در قرآن تدبّر
نمائیم؛ بدلیل این آیه که میفرماید: أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا
کَثِیرًا (النساء/۸۲). «آیا درباره قرآن نمىاندیشند؟! اگر از سوى غیر خدا
بود، اختلاف فراوانى در آن مىیافتند».
6-جایز است قرآن را به حالت
ایستاده، حرکت، دراز کشیدن و یا سوار بر مرکب خواند، بدلیل این حدیث که
عایشه رضی الله عنها روایت نموده که میگوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم
در دامان من تکیه مینمود و قرآن را میخواند در حالیکه من در قاعدگی
ماهانه بسر میبردم..متفق علیه
7-جایز است قرآن را در جیب گذاشت و آنرا با خود حمل نمود...فتوای الجنة.
8-مستحب است قبل از تلاوت قرآن دهان و دندان را با مسواک بشوئیم، بدلیل
روایتی که حذیفهرضی الله عنها روایت کرده و میگوید: پیامبر صلی الله علیه
وسلم هنگامیکه در شب برمیخواست دهانش را سواک میزد...متفق علیه
9-مستحب است به هنگام تلاوت قرآن استعاذ و بسمله را بخواند بجز در سوره توبه که تنها استعاذه را میخواند...مسلم
-10گفتن «صدق الله العظیم» بعد از تلاوت قرآن و مدام این کار را تکرار کردن مأثور نیست[فتاوی الجنة].
11-امام نووی رحمة الله میگوید: قارئی قرآن هرگاه از وسط سوره شروع کرد،
مستحب است که از اول کلامی که به هم مرتبط هستند شروع نماید...اذکار امام
نبووی
12-مستحب است قرآن را به ترتیل خواند و زیاد سریع خواندن در
تلاوت مکروه است چون خداوند میفرماید: وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا
(المزمل/۴).
13-مستحب است که قرائت را با مدّ خواند، از انس سؤال
شد که پیامبر صلی الله علیه وسلم چگونه قرآن را قرائت مینمود، فرمود:
قرآن را با مدّ میخواند سپس بسم الله الرحمن الرحیم را خواند که روی
بسمالله و رحمن و رحیم مدّ گذاشت..بخاری
14-مستحب است که قرآن را
با لحن و صوت قشنگ و زیبا خواند و نباید آنرا با لحن ترانه و امثال آن
خواند پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده: صدای خویش را با قرآن مزیّن
نمائید...ابو داوود.(صحیح ....شیخ البانی)
15-بهنگام تلاوت قرآن و
یا گوش دادن آن گریه کنیم، در سنت آمده آنطور که عبدالله بن شخیز رضی الله
عنه روایت کرده است که به نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدم که او داشت
نماز میخواند و از درونش صدایی همچون جوشیدن و غلیان چیزی میآمد یعنی
گریه میکرد..شرح السنة البغوی
16-مستحب است که قرآن را با صدای
بلند خواند در صورتیکه بلندخواندن آن باعث مفسده نباشد، بدلیل آنچه که
أبوسعید رضی الله عنه روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه وسلم در مسجد
اعتکاف کرده بود که شنید با صدای بلند قرآن میخوانند، سپس پرده را برداشت و
گفت: آگاه باشید که همه شما با خدا مناجات میکنید، پس برخی از شما بعضی
دیگر را اذیت نکنید و برخی از شما به هنگام قرائت و یا گفت بهنگام نماز بر
دیگران صدای خویش را بلند نکنید..ابو داوود (صحیح)
17-دعای معینی
برای ختم قرآن[فتاوی اسلامی] وجود ندارد، و برگزاری مراسم برای حفظ قرآن
سنت نیست، ولی آنچه امروزه بسیاری از مردم انجام میدهند بعنوان اظهار فرح و
شادی بخاطر نعمت حفظ قرآن چیز خوبی است و اشکالی ندارد..نقل از .شیخ
البراک
18-به هنگام چرت زدن و غلبه خواب نباید قرآن را خواند،
بدلیل قول رسول الله صلی الله علیه وسلم که میفرماید: هرگاه یکی از شما
در هنگام شب برای خواندن قرآن بلند شد و خواندن آن برایش سنگین آمد و
نمیدانست که چه میگوید، باید بخوابد.
19-باید مکان آرام و زمان مناسبی را برای خواندن قرآن انتخاب نماید، چون این برای صفای قلبش و حواس جمعی او بهتر است.
20-باید بهنگام گوش دادن، خوب گوش بدهد و کاملاً ساکت باشد، چون خداوند
میفرماید: وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُواْ لَهُ وَأَنصِتُواْ
لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ (الأعراف/۲۰۴). «هنگامى که قرآن خوانده شود، گوش
فرا دهید و خاموش باشید; شاید مشمول رحمت خدا شوید».
21-باید
همراه آیات واکنش نشان دهد، مثلا هنگام رسیدن به آیات رحمت، درخواست بهشت
کند، و هنگام خواندن آیات عذاب به خدا پناه ببرد، خداوند میفرماید:
کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ
وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ (ص/۲۹). «این کتابى است پربرکت که
بر تو نازل کردهایم تا در آیات آن تدبر کنند و خردمندان متذکر شوند».
22-جایز است زنان حائض و نفساء که قرآن را بخوانند بشرطیکه آنرا لمس
نکنند، و یا آنرا بوسیله چیز دیگری ورق زنند، بنابر اصح دو قولی که از علما
صادر شده است، چون دلیلی که این کار را منع کند از پیامبر صلی الله علیه
وسلم نقل نشده است..فتاوی الجنة
23-سنت است به هنگام خواندن
آیهای که در آن تسبیح وجود دارد، تسبیح گفت، و به هنگام آیه عذاب، استعاذه
گفت، و بهنگام آیه رحمت از خداوند درخواست رحمت کند، از حدیثی که حذیفه
روایت کرده آمده که گفت: اگر به آیهای رسید که در آن تسبیح باشد، تسبیح
گوید، و اگر در آن سؤال باشد، درخواست کند، و اگر در آن تعوّذ بود استعاذه
کند...مسلم
24-قاری قرآن باید وضو داشته باشد، پاک و تمیز باشد،
لباس و بدنش و نیز مکان نشستن او تمیز باشد، ولی در مورد کودک اختلاف وجود
دارد که آیا باید به هنگام خواندن قرآن و لمس آن لازم است وضو داشته باشد؟
جواب این است که احتیاط آن است وضو داشته باشد[فتاوی اسلامی].
25-مستحب است که قرائت را متصل خواند و آنرا قطع ننمود، و تابعی جلیلالقدر
نافع روایت کرده که عبدالله بن عمر م وقتی که قرآن میخواند تا وقتیکه
تمام میشد، صحبت نمیکردبخاری
26-سنت است بهنگام خواندن آیه سجده، سجده ببریم....بخاری
27-مکروه است که مصحف را بوسید و یا آنرا میان دو چشم قرار دهیم، که اغلب
مردم بعد از تمام شدن از تلاوت این کارها را میکنند، و یا وقتیکه میبینند
قرآن در جایی نامحترم گذاشته شده است...مجموع فتاوی
28-آویزان
کردن آیه قرآن بر سر در و دیوارها مکروه است[فتاوی الجنة]، و لازم نیست
برای صحبت کردن کلمات قرآن را جایگزین کنیم و کمترین حکمی که دارد این است
که مکروه میباشد.فتاوی اسلامی.شیخ بن باز رحمة الله علیه.
چرا شرک گناهی عظیم ونابخشودنی است؟
الله جل جلاله میفرماید:(إِنَّ اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَكَ بِهِ
وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ یشَاءُ وَمَنْ یشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ
افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا) «النساء/48» خداوند شرک را نمیبخشد! و
پایینتر از آن را برای هر کسب خواهد میبخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی
قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.
(إِنَّ
اللَّهَ لَا یغْفِرُ أَنْ یشْرَكَ بِهِ وَیغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَنْ
یشَاءُ وَمَنْ یشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِیدًا)
«النساء/116» «خداوند، شرک به او را نمیآمرزد؛ ولی کمتر از آن را برای هر
کس بخواهد میآمرزد. و هر کس برای خدا همتایی قرار دهد، در گمراهی دوری
افتاده است».
و پیامبر صلی الله علیه
وسلم هم فرمود:(كل ذنب عسى الله أن يغفره ؛ إلا من مات مشركا) هر گناهی
ممکن است که بخشوده شود ، مگر کسی که بر شرک بمیرد.
و
فرمود: (من مات لا يشرك بالله شيئا دخل الجنة و من مات يشرك بالله شيئا
دخل النار) هر کس در این حالت بمیرد که با الله شریکی قرار نداده باشد وارد
بهشت میشود و هر کس در این حالت بمیرد که با الله شریکی قرار داده باشد
وارد آتش میشود.
راستی چرا شرک گناهی نابخشودنی است؟
برای پاسخ به این سوال اجازه بدهید از احادیث دیگر کمک بگیریم
پیامبر
فرموده اند : لا ينظر الله يوم القيامة إلى الشيخ الزاني ولا إلى العجوز
الزانية))>در روز قیامت الله جل جلاله به پیرمرد و پیر زن زناکار نگاه
نمیکند یعنی ابدا بنظر رحمت به آنها نمی نگرد.
و
باز درجایی دیگر فرمودند: ثلاثة لا يكلمهم الله يوم القيامة ولا يزكيهم "
ولا ينظر إليهم ولهم عذاب أليم : شيخ زان وملك كذاب وعائل مستكبر "
سه
گروه هستند که در روز قیامت الله آنها را پاک نمیکند و نه نگاهشان میکند و
برایشان عذاب دردناک است این سه گروه اینها هستند: پیرمرد زماکار و پادشاه
دروغگو و و فقیر متکبر
در پرتو این دو حدیث میتوانیم در بیابیم که چرا الله شرک را نمی آمرزد
ببینید!
زنا یک جرم است اما همه امت متفقند که مجرم متاهل سنگسار میشود اما همین
فعل را اگر جوان مجردی انجام دهد فقط صد ضربه شلاق بهش میزنند
جرم است یک جرم، اما مجازات فرق میکند ! مجازات بستگی به حالت مجرم دارد
همین
قیاس است برای دزدی، دست دزد قطع میشود اما با این وجود مردی مثل حضرت عمر
؛که دراجرای قوانین الهی سختگیر بودند؛ در سال قحطی، هیچ دزدی را مجازات
نکردند! چرا ؟ جرم یک جرم بود اما با توجه به شرایط و نیاز مبرم مجرم،
اجرای حکم معطل میشد یا به او تخفیف میدهند.
ما
میدانیم که زناکار متاهل اگر دستگیر وسنگسار شود گناهش با این سنگسارشدن،
پاک میشود و در روز قیامت الله مواخذه اش نمیکند و اگر اعمال نیکی داشته
باشه جایگاهش بهشت است.
اما پیرمرد زناکار ( اگر توبه نکنه ) در هر صورت، در روز قیامت از نظر رحمت الله بدور است
حالا برگردیم به موضوع
چرا الله از پیر مرد زانی بدش میاید؟ چون او انگیزه جوان را ندارد! او از مرحله احساسات گذشته و هر چیز را دیده است او نیازی ندارد.
چرا متاهل مجازاتش بمراتب بزرگتر از مجرد است؟ چون او نیاز به حرام ندارد.
چرا در سال قحطی دست دزد بریده نمیشود؟ چون نیاز مبرم به غدا دارد.
چرا الله از پادشاه دروغگو بدش میاید؟ چون معمولا انگیزه دروغگویی ترس است و شاه از رعیت ترسی ندارد
تکبر
معمولا عادت ثروتمندان است زیرا لوازم فخر فروشی را دارند، اما فقیر یک
لاقبا به چه می نازد که متکبر است؟ یعنی زیبنده او نیست, و مشوقی برای
تکبر ورزیدن ندارد!
بر همین اساس
حتی خود ما هم برخی کارها را از بعضی افراد نمی پسندیم مثلا عروسک بازی
برای دخترک خردسال زیبنده است، اگر پیرزنی چنین کند، حال آدم بهم میخورد و
کارش تنفر آمیز میشود !
الک دو لک بازی کار پسر بچه هاست ، پیرمردان که چنین کنند کارشان مشمئز کننده است.
حالا مساله شرک
مشرک هم کارش در همین ردیف هاست یعنی نیازی به شرک ورزیدن ندارد
وقتی الله از رگ گردنش به او نزدیکتر است
وقتی الله هرگز خسته نمیشود وهرگز خوابش نمیبرد
وقتی
الله میگوید مرا بخوانید و وقتی صراحتا میگوید و لاتدعوا مع الله احدا
بلکه میگوید دعا کردن شما را دوست دارم که بشنوم، بلکه پیغمبرش میگوید که
اگر بنده از الله طلب نکند، الله بهش غضب میکند و بنده دعا کند الله راضی
میشود
وقتی الله میگوید من ارحم
الراحمین هستم چه نیازی است که برویم پیش بنده هایش؟ آخر در این وسط علی
دیگر کیست ؟؟!! و چه نقش مفیدی را میتواند ایفا کند آیا علی از ارحم
الراحمین هم ارحم الراحمین تر است؟؟!!!!!!!!
بله
ابدا نیازی نیست به هیچ وجه کارمان قابل توجیه نبوده ، بلکه این افعال
زشت تنفر آمیز است، درست مثل کارپیرمردی که عروسک بازی کند !بلکه صدبار
بدتر بلکه یک ملیون بار بدتر و زشت تر است واین پیرمرد مستحق هیچ احترامی
نیست زیرا خودش خود را بی ارزش کرده!
و
مشرک هم مستحق هیچ رحمی نیست زیرا او خودش از ارحم الراحمین قطع امید کرده
و گمان میکند که ارحم الرحمین اغضب الغاضبین است !! شیطان این گمان باطل
را برایش جلوه و زینت میدهد و بعد مشرک میرود پشت حضرت علی (که در نظرش
ارحم الراحمین اصلی هموست) قایم میشود ! ولی علی هم از او بیزار است! و
علی از اینکه مبادا شریک جرم تلقی شود مشرک را از خود میراند و از او دور
میشود.
تغدیه مناسب درافطاروسخر
تغذیه مناسب در ماه مبارک رمضان
افراد روزهدار باید در ماه مبارك رمضان، برخی نكات مهم تغذیهای را هم در نظر بگیرند تا علاوه بر اجر روزهداری، سلامتی جسم و جان خود را نیز تضمین كنند.
توصیههای سحری
1- وعده سحری، معادل ناهاری است که در روزهای عادی میخوردید؛ یعنی انواع غذاهای برنجی را میتوانید در این وعده بگنجانید.2- میتوانید 10 تا 12 قاشق غذاخوری برنج پخته (البته کمی چرب شده با روغن زیتون یا روغن کانولا) را همراه انواع خورشهای سنتی در این وعده میل کنید.
3- خوردن سالاد در این وعده، بخشی از آب مورد نیاز بدنتان را تأمین خواهد کرد و البته بهتر است که چاشنی آن، آبلیموی تازه یا سرکه بالزامیک و روغن زیتون باشد.
4- اگر جزو آنهایی هستید که در این وعده اشتهای کمی دارند، بهتر است حجم مختصری از غذاهای پُرکالری و البته مغذی را برای این وعده انتخاب کنید؛ مانند حلیمی که با کمی کره و دارچین طعم دار شده است.
5- خوردن مخلوط میوههای فصل با لبنیاتی مانند شیر و ماست، یکی از گزینههای مناسب برای شروع این وعده است تا اشتهایتان برای خوردن سحری بیشتر شود.
6- مصرف نوشابههای گازدار و غذاهای شور و پر ادویهای مانند انواع فست فودها را در این وعده به کلی فراموش کنید تا در طول روز دچار تشنگی نشوید.
بهترین نوشیدنی برای جلوگیری از تشنگی در طول روزهای روزه داری، آب است.
7- بهترین نوشیدنی برای جلوگیری از تشنگی در طول روزهای روزه داری، آب است که البته میتوانید آن را با کمی آبلیموی تازه طعم دار کنید. 8- از مصرف سیر، پیاز و حتی سبزی خوردن در این وعده بپرهیزید تا بوی دهانتان برای اطرافیان، آزاردهنده نباشد.
9-از میوههایی مانند طالبی استفاده کنید، چون آب آنها در فیبر قرار دارد و به مرور در طول روز در بدن آزاد میشود و برای رفع تشنگی مفید است.
توصیههای افطاری
1- وعده افطار، معادل همان وعده صبحانهای است که در روزهای عادی
میخوردید؛ پس بهتر است به حضور تمام گروههای غذایی در این وعده غذاییتان
توجه کنید.2- روزهتان را میتوانید با یک استکان شیر گرم یا چای کمرنگ و دو عدد خرما یا یک قاشق غذاخوری عسل (طبیعی) باز کنید.
3- میتوانید چند برش نان را همراه با مقداری پنیر و چند برش گوجه فرنگی و خیار و یک عدد گردو در این وعده میل کنید و البته میتوانید پنیرتان را از قبل با گردو یا سایر مغزها و سبزیجات معطر مخلوط کرده و طعم دار کنید.
4- انواع سوپهای سبک مانند سوپ شیر نیز انتخاب مناسبی برای وعده افطاری هستند؛ البته در خوردن آنها زیادهروی نکنید تا حجم معدهتان پُر نشود و اشتهایتان برای خوردن سایر غذاها از میان نرود.
5- اگر احساس سنگینی یا دل درد کردید، کمی صبر کنید و سپس کاسهای ماست که با کمی جوانه گندم و پودر مغزها (مانند مغز پسته، بادام و کنجد) مخلوط کردهاید، میل کنید. حتی مخلوط ماست و انواع میوههای فصل، انتخاب مناسبی برای این وعده هستند.
حتماً بین افطار تا شام دو تا سه واحد میوه میل کنید تا در پایان این ماه دچار کمبود انواع ویتامینها نشوید.
6- برای شام بهتر است از منابع پروتئینی استفاده کنید؛ البته از انواع کم چرب. به طور مثال، تکهای ماهی یا سینه مرغ کبابی همراه با انواع سبزیجات بخار پز شده مانند هویج، لوبیا سبز، نخود فرنگی و ذرت. 7- حتماً بین افطار تا شام دو تا سه واحد میوه میل کنید تا در پایان این ماه دچار کمبود انواع ویتامینها نشوید.
8- در وعده افطار، زیاد چای غلیظ نخورید؛ و از مصرف قهوه و مواد کافئیندار خودداری کنید، زیرا این نوشیدنیها مُدر هستند و ممکن است شما را به کم آبی مبتلا کنند.
9-سعی کنید بعد از افطار، كمی پیاده روی کنید.
۱۳۹۱/۴/۳۱
مهمان عزیزخوش امدی
برادران وخواهران گرامی! السلام علیکم و رحمة الله و برکاته و بعد: از الله تعالی خواهانم که در نیکوترین حال باشید…
در سراسر تاریخ اسلامی رمضان جایگاه
ویژهای در قلوب مسلمانان داشته است، تا جایی که بدان به عنوان ماهی که با
ماههای دیگر تفاوت دارد مینگریستند، و ما واقعا توانستیم این ماه را
مناسبتی بزرگ برای روی آوری به الله تعالی بگردانیم. پس سپاس و منت مخصوص
الله است که هدایت نموده، توفیق داد و یاری نمود…
جشن گرفتن به مناسبت فرا رسیدن رمضان باید
بوسیلهٔ مقاومت در برابر تهی نمودن این ماه از مضامین شریف آن باشد، تا
جاییکه میبینیم بیشتر رسانهها رمضان را به عنوان مهمانی غیر قابل تحمل به
تصویر میکشند و به همین دلیل به گمان آنها مردم به چیزی نیاز دارند که به
آنها دلداری داده و آنها را از رمضان مشغول گرداند. از اینجاست که بازار
تولید و نمایش فیلم بیشتر بر روی رمضان متمرکز میشود و رمضان به مناسبتی
برای تبلیغات تبدیل شده است.
اگر تعداد زیادی از مسلمانان ساعتهای
طولانی در برابر تلویزیون به تماشای حلال و حرام نمینشستند تا از قرائت
قرآن و ذکر و نشستن طولانی در مساجد غافل و مشغول شوند، این وضعیت رسانهای
نمیتوانست دوام بیاورد.
مشکل دیگری در برخورد با رمضان وجود دارد و
آن نیز تبدیل نمودن شب به روز، و روز به شب است، به طوریکه مردم در روز از
خوردن پرهیز نموده و بیشتر وقت آن را در خواب میگذرانند و شب را بیدار
میمانند تا در آن بیشتر از شبهای غیر رمضان از انواع خوراکیها بهره مند
گردند که این نوعی فریبکاری با رمضان است!
اهل غیرت و خیر در مورد این مفاهیم بسیار
سخن میگویند، اما درخواست آنان پاسخگویی ندارد. تودهٔ مردم نیز تا پایان
به راهی که میروند ادامه میدهند. این توده نیز تودهای بیدار و روشن
نیست…
بنده به کم نمودن ساعتهای تماشای
تلویزیون به پایین ترین حد ممکن دعوت مینمایم، و چه بهتر که این در زمان
روزهداری در ماه مبارک رمضان باشد تا اینکه روزهٔ فرد مسلمان با نگاههای
ناپاک و حرام، آلوده نگردد.
همچنین به پایبندی به سنت پاک نبوی در
بسیار تلاوت نمودن قرآن، به تأخیر انداختن سحری، اعتکاف نمودن در مساجد و
فراخ دستی در انفاق دعوت میکنم تا بتوانیم با بیشترین تعداد ممکن فقرای
مسلمین همدردی نماییم و تا اینکه خداوند عزوجل به روزی ما افزوده و برکات
را بسوی ما سرازیر نماید.
همینطور مردم را به سمت جا انداختن
عادتهای جدید در مصرف فرا میخوانم، بدین سان که باید بر این اصرار داشته
باشیم که آن چه را از مواد غذایی در رمضان استفاده میکنیم بسیار کمتر از
آن چیزی باشد که در هر ماه دیگری مصرف میشود، بر عکس آنچه که امروزه
بسیاری از مردم انجام میدهند.
در مردم بسیاری از معانی خیر، نجابت و حرص
بر نیکی وجود دارد؛ اما آگاهی آنها اندک است، از صبر کمی برخوردارند و درک
آنان در مورد روشهای بهرهوری نیک از این ماه روزه کم میباشد…
می خواهم مقدم این میهمان گرانقدر را که
با همهٔ میهمانان دیگر متفاوت است به شما تبریک بگویم و از الله خواهانم که
روزه و نمازهایِ قیام من و شما را قبول نموده و ما را از بندگان برگزیده و
خالصترین دوستانش قرار دهد، همانا او شنوا و اجابت کننده است.
فضیلت رمضان
فضیلت ماه روزه و فضیلت اعمال خیر در آن ماه
1:-از ابو هریره روایت است که چون ماه رمضان فرا رسید. پیامبر (ص)فرمودند
:"-( قد جا کم شهر مبارک افترض علیکم صیامه . تفتح فیه ابواب الجنه و تغلق
فیه الجحیم و تغل فیه الشیاطین فیه لیله خیر من الف شهر. من حرم خیرها فقد
حرم )":- همانا ماهی مبارک برایتان فرا رسید . که روزه آن بر شما فرض
گردیده است . در های بهشت در آن ماه گشوده می گردد (ماه خیر و نیکی و
احسان است ) ودر های دوزخ در آن ماه بسته
می شود و شیاطین در آن ماه به زنجیر کشیده می شوند (چون مردم به کارهای نیک
می پردازند و از بدگوئی و مردم آزاری می پرهیزند.کاری که موجب دوزخ باشد
در بین مومنان صورت نمی گیرد و زمینه ای برای کار شیاطین فراهم نیست. در آن
ماه شبی وجود دارد که عبادت در آن شب بهتر است از عبادت در یکهزار ماه .
بغیر از آن شب . براستی کسی که از خیر و برکت عبادت . در آن شب محروم گردد .
ائ براستی محروم است )". بروایت احمد و نسائی و بیهقی .
2:- از عرفجه
نقل است که گفت: من پیش عتبه بن فرقد بودم که در باره رمضان سخن می گفت. در
آنوقت یکی از یاران محمد {ص} برما وارد شد و عتبه چون او را دید هیبت او
را فرا گرفت و سکوت اختیار کرد . آن مرد نیز از رمضان سخن گفت و گفت: از
پیامبر {ص} شنیدم که در ماه رمضان می گفت :{ تغلق ابواب النار و تفتح ابواب
الجنه و تصفد فیه الشیاطین :قال : و ینادی فیه ملک : یا باغی الخیر ابشر و
یا باغی الشر اقصر حتی ینقضی رمضان }". در ماه رمضان در های دوزخ بسته می
شود و در های بهشت گشوده می گردد شیاطین به زنجیر کشیده می شوند و تا پایان
ماه رمضان فرشته ای فریاد می کند: ای طالبان خیر و نیکی بر شما مژده باد و
ای طالبان شر و بدی بس کنید تا این ماه رمضان پایان می یابد )". بروایت
احمد و یسائی. سند این حدیث "جید" است .
3:- از ابو هریره روایت است
که پیامبر (ص)گفت : الصلوات الخمس و الجمعه الی الجمعه و رمضان الی رمضان .
مکفرات لما بینهن اذا اجتنبت الکبائر )". نماز های پنجگانه فرض و نماز
هفتگی جمعه و روزه سالیانه ماه رمضان همگی کفاره گناهان صغیره هستند مشروط
بر آنکه از گناهان کبیره اجتناب گردد )". بروایت مسلم .
4:- از ابو سعد خدری روایت است که پیامبر (ص) گفت: من صام رمضان و عرف حدوده و تحفظ مما کان ینبغی ان یتحفظ منه کفر ما
قبله ):". { هر کس ماه رمضان را روزه بگیرد و حدود و مقررات و فرایض آن
را باند و خویشتن را در چیزهایی که پرهیز از آن ها لازم است مصون دارد او
کفاره گناهان(صغیره) پیش از رمضان را داده است}". بروایت احمد و بیهقی با
سندی نیکو.
5:- از ابو هریره روایت است که پیامبر(ص)گفت:"من صام رمضان
ایماناٌ و احتساباٌ غفر له ما تقدم من ذنبه{ هر کس برای رضای خدا و با امید
پاداش او ماه رمضان را روزه بگیرد گناهان(صغیره) گذشته او آمرزیده می
شود)". بروایت احمد و صاحبان سنن.
وسوسه شیطان
هر
انسان مومنی دچار وسوسه می شود. و نباید به خاطر آن خود را ناراحت کرد
.چنانکه حتی بهترین خلایق بعد از پیامبران یعنی صحابه بزرگوار پیامبر صلی
الله علیه وسلم ،کسانیکه خداوند از آنها خوشنود و راضی است دچار وسوسه شده
اند چنانکه در حدیث آمده:
در این موضوع از رسول الله صَلَّى اللَّهُ
عَلَیْهِ وَسَلَّمَ سؤال شد. در صحیح مسلم به روایت ابوهریره رضی الله عنه
آمده است:« جَاءَ نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ
وَسَلَّمَ فَسَأَلُوهُ إِنَّا نَجِدُ فِی أَنْفُسِنَا مَا یَتَعَاظَمُ
أَحَدُنَا أَنْ یَتَكَلَّمَ بِهِ، قَالَ: وَقَدْ وَجَدْتُمُوهُ؟ قَالُوا:
نَعَمْ، قَالَ: ذَاكَ صَرِیحُ الْإِیمَانِ»
« گروهی از مردم، از یاران
پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نزد ایشان آمدند و پرسیدند، ما
در وجود خودمان (افکاری) را می یابیم که گفتن آن بر ما دشوار است. پیامبر
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمودند: آیا شما آن را یافته و احساس
کرده اید؟ گفتند: بله، پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمود:
این صریح ایمان است.
بنابراین همانطور که در این حدیث آمده،صحابه نیز
دچار وسوسه شده اند – پس اگر آنها دچار وسوسه شوند،ما چرا دچار نشویم!- ولی
پیامبر صلی الله علیه وسلم نه تنها آنرا زشت ندانستند بلکه از آن بعنوان "
ایمان" نام می برند.
یعنی شیطان به سوی ایمانداران می رود و سعی
می کند که آنها را با وسوسه منحرف کند.ولی این باعث نگرانی نیست زیرا شیطان
جز وسوسه انداختن در دل شخص کاری نمی تواند کند :
از ابن عباس رضی
الله عنه روایت شده که گفت: شخصی نزد رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ
وَسَلَّم آمد و گفت: [یَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ أَحَدَنَا یَجِدُ فِی
نَفْسِهِ- یُعَرِّضُ بِالشَّیْءِ- لَأَنْ یَكُونَ حُمَمَةً أَحَبُّ
إِلَیْهِ مِنْ أَنْ یَتَكَلَّمَ بِهِ؛ فَقَالَ: اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُ
أَكْبَرُ، اللَّهُ أَكْبَرُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی رَدَّ كَیْدَهُ
إِلَى الْوَسْوَسَةِ]
«ای رسول الله! یکی از ما در وجود و روان خود،
مطلب و موردی را احساس می کند که اگر وجودش سوخته و خاکستر شود، بهتر است
از این که آن را بر زبان بیاورد، پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّم
فرمودند: الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر، سپاس پروردگاری را سزد که مکر
شیطان را در حد وسوسه رد نمود( و کاهش داد). »
ولی راه حل علاج چیست تا از این وسوسه ها رهایی یابیم:
1- از ادامه ی این افکار باز بیاید.چون تا زمانیکه آن وسوسه ها بر زبان
جاری نشده است، ضرری به دینتان نمی رساند.زیرا تلفظ آن وسوسه ها کفر است و
نباید بر زبان جاری کرد هر چند در قلب باشد چنانکه پیامبر صلی الله علیه
وسلم می فرمایند:
أَنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه وسلم قَالَ:
«إِنَّ اللَّهَ تَجَاوَزَ لأُمَّتِی عَمَّا وَسْوَسَتْ أَوْ حَدَّثَتْ بِهِ
أَنْفُسَهَا، مَا لَمْ تَعْمَلْ بِهِ أَوْ تَكَلَّمْ». (بخارى:6664)
یعنی: از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم
فرمود: «خداوند از وسوسه های امتم و آنچه که در دلهایشان می گذرد تا زمانی
که آنها را عملی نکرده اند و یا به زبان نیاورده اند، صرف نظر نموده است».
2- موقع وسوسه بگوید: آمنت بالله . بنا به روایتی دیگر بگوید: آمنت بالله و رسله. زیرا در حدیث آمده که:
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ
وَسَلَّمَ فرمودند:[ لَا یَزَالُ النَّاسُ یَتَسَاءَلُونَ حَتَّى یُقَالَ:
هَذَا خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ، فَمَنْ خَلَقَ اللَّهَ؟ فَمَنْ وَجَدَ
مِنْ ذَلِكَ شَیْئًا فَلْیَقُلْ: آمَنْتُ بِاللَّهِ[ مسلم(134)
«همواره
از مردم سؤال می کنند تا جایی که گفته می شود: الله تعالی مخلوقات را
آفریده است، پس چه کسی الله را آفریده است؟ هر کس از شما چنین موردی را
یافت، در جا بگوید: (آمنت بالله) به الله ایمان آوردم.»
یا :
ابوهریره رضی الله عنه آمده است که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ
وَسَلَّمَ فرمود: [إِنَّ الشَّیْطَانَ یَأْتِی أَحَدَكُمْ فَیَقُولُ: مَنْ
خَلَقَ الْأَرْضَ ؟ فَیَقُولُ: اللَّهُ، فَیَقُولُ: مَنْ خَلَقَ اللَّهَ؟
فَإِذَا أَحَسَّ أَحَدُكُمْ بِشَیْءٍ مِنْ هَذَا فَلْیَقُلْ: آمَنْتُ
بِاللَّهِ وَبِرُسُلِه[ مسلم (1341) و احمد (2/331) ، (5/214)
« شیطان
نزد یکی از شما می آید و می گوید: چه کسی زمین را آفریده است؟ می گوید:
الله. سپس می گوید: چه کسی الله را آفریده است؟ چون یکی از شما متوجه چنین
موردی شد، فوراً بگوید: آمنتُ بالله و برُسُله: به الله و پیامبرانش ایمان
آوردم.»3- به الله پناه ببرد و بگوید: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
،چنانکه در حدیث آمده:
از ابوهریره رضی الله عنه آمده است که رسول الله
صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمود: [یَأْتِی الشَّیْطَانُ
أَحَدَكُمْ فَیَقُولُ: مَنْ خَلَقَ كَذَا، مَنْ خَلَقَ كَذَا، حَتَّى
یَقُولَ: مَنْ خَلَقَ رَبَّكَ؟ فَإِذَا بَلَغَهُ فَلْیَسْتَعِذْ بِاللَّهِ
وَلْیَنْتَه[ بخاری(3274) مسلم (134) و (214)
«بدون تردید، شیطان نزد
یکی از شما می آید و می گوید: چه کسی این را آفریده است؟ چه کسی آن را
آفریده است؟ تا جایی که می گوید: چه کسی پروردگارت را آفریده است؟ چون کار
بدین جا رسید، به الله تعالی پناه ببرد و از این افکار باز بیاید. »
شیخ ابن جبرین در- الکنز الثمین- (1/199-201) می گوید :" بنابراین هرگاه در
مورد ذات الله یا در قدیم بودن جهان یا در عدم نهایت جهان یا در برانگیخته
شدن از قبور و محال بودن آن یا در مورد ثواب و عقاب و مواردی از این قبیل،
دچار وسوسه و خیالات شیطانی شدید، بصورت اجمالی (ایمان مجمل) الفاظ ایمان
را تکرار کن.
بنابر آنچه که در روایات آمده بگو: آمنت بالله، و بما جاء
عن الله، و علی مراد الله... آمنت برسول الله و بما جاء عن رسول الله، و
علی مراد رسول الله، و ما علمت منه أقول به، و بما جهلتُ أتوقف فیه و أکِلُ
علمه إلی الله.
باید دانست چنانچه این وسوسه ها ادامه یابد، منجر به شک و تردید و سرگردانی می شود که در واقع مقصد اصلی شیطان همین است.
بدون تردید اگر فردی از این وسوسه ها و تخیلات کوتاه نیاید و آن را ادامه
دهد، گرفتار شک و تردید می شود در نهایت از انجام عبادات صرف نظر می کند؛
اما اگر از ابتدا ذهن خود را به آن مشغول نکرد و باز آمد" ان شاء الله" از
شر آن رهایی می یابد. باید توجه نمود که این وسوسه از طرف شیطان است تا
مسلمان را گرفتار شک و تردید نماید. بنابراین به کثرت باید از شر شیطان به
الله پناه برد و ابلیس را از خود دور نمود."
۱۳۹۱/۴/۳۰
مناجات باالله
الهي بده همّتي آنچنانم
كه سعيم وصول لقاي تو باشد
الهي چنانم كن از عشق سرمست
كه خواب و خورم از براي تو باشد
الهي عطا كن به فكرم تو نوري
كه محصول فكرم دعاي تو باشد
الهي عطا كن مرا گوش و قلبي
كه آن گوش ، پُر از صداي تو باشد
الهي چنان كن كه اين عبد مسكين
براي تو خواهد براي تو باشد
الهي عطا كن بر اين بنده چشمي
كه بينايي اش از ضياي تو باشد
الهي چنانم كن از فضل و رحمت
كه دائم سرم را هواي تو باشد
الهي چنانم كن از عيب خالي
كه هستيم محو و فناي تو باشد
الهي مرا حفظ كن از مهالك
كه هركار كردم رضاي تو باشد
الهي ندانم چه بخشي كسي را
كه هم عاشق و هم گداي تو باشد
الهي بر اين بنده خود دلي ده
كه مستغني از ماسِواي تو باشد
الهي به طوطي عطا كن بياني
كه نطقش كليد عطاي تو باش
كه سعيم وصول لقاي تو باشد
الهي چنانم كن از عشق سرمست
كه خواب و خورم از براي تو باشد
الهي عطا كن به فكرم تو نوري
كه محصول فكرم دعاي تو باشد
الهي عطا كن مرا گوش و قلبي
كه آن گوش ، پُر از صداي تو باشد
الهي چنان كن كه اين عبد مسكين
براي تو خواهد براي تو باشد
الهي عطا كن بر اين بنده چشمي
كه بينايي اش از ضياي تو باشد
الهي چنانم كن از فضل و رحمت
كه دائم سرم را هواي تو باشد
الهي چنانم كن از عيب خالي
كه هستيم محو و فناي تو باشد
الهي مرا حفظ كن از مهالك
كه هركار كردم رضاي تو باشد
الهي ندانم چه بخشي كسي را
كه هم عاشق و هم گداي تو باشد
الهي بر اين بنده خود دلي ده
كه مستغني از ماسِواي تو باشد
الهي به طوطي عطا كن بياني
كه نطقش كليد عطاي تو باش
رمضان و استقامت
اراده و عزم راسخ (استقامت در دین
بیاد داشته باشیم که ماه رمضان ۲۹ الی ۳۰ روز بیشتر نیست که اگر سپری شد
دیگر فرصت آن همه عبادت و اجر و فضیلت از دست رفته است پس خوب است که از
اولین روز آن، خود را برای مشارکت در تمامی عبادات آماده کنیم و یقین داشته
باشیم که هرگز از انجام عبادتی پشیمان نخواهیم شد بلکه برعکس احساس خواهیم
کرد که کاش می توانستیم بهتر و بیشتر انجام دهیم. خداوند می فرماید:
{والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و إن الله لمع المحسنین} العنکبوت/۶۹
یعنی: و کسانی که در راه ما به جهاد برخاستند البته آنان را به راهمان هدایتشان خواهیم کرد و براستی که خداوند با نیکوکاران است.
بر چه کساني روزه رمضان واجب است؟
بنا به اجماع علماي فقه روزه برهر مسلمان عاقل بالغ تندرست غير مسافر،
واجب است و براي زنان علاوه بر شرايط فوق، شرط استکه از خون “حيض“
و “نفاس“ نيز پاک باشند. بنابراين برکافر و ديوانه و بچه و بيمار و
مسافر و حايض و نفساء و پيرمرد ناتوان و پيرزن ناتوان و زن آبستن و زن
شيرده، روزه رمضان واجب نيست. البته بعضي از اينها بطور مطلق بر آنها
روزه واجب نيست مانند:کافر و ديوانه.
و بعضي ازآنها از سرپرستان خواسته ميشود،که آنان را بروزهگرفتن
دستور دهند، و بربعضي ازآنها واجب استکه روزه رمضان را بخورند وآن را
قضاءکنند. و براي بعضي از آنها اجازه روزه خوردن، داده شده استکه در
آنصورت فديه آن واجب ميباشد.
اگر کسي به دليل پيري يا امثال آن
نتواند روزه بگيرد، ميتواند روزهاش را بخورد ولي بايد به ازاي هر روز،
مسکيني را غذا بدهد؛ به دليل فرموده خداوند متعال :
) وَ عَلَي الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فُديَةٌ طَعَامُ مِسکِين ( (بقره : 184)
«و بر کساني که توانايي انجام آن (روزه) را ندارند (همچون پيران ضعيف و
بيماران هميشگي) لازم است کفاره بدهند و آن خوراک مسکيني است».
اگر
زنان حامله و شيرده توانايي روزه گرفتن را نداشته و يا از آسيب ديدن
کودکشان بيم داشته باشند، ميتوانند روزه نگيرند ولي بايد فديه بدهند و
لازم نيست روزه را قضا کنند :
از ابن عباس روايت است : (رخص للشيخ
الکبير و العجوز الکبيرة في ذلک و هما يطيقان الصوم أن يفطرا إن شاءا، و
يطعما کل يوم مسکينا، و لا قضاء عليهما، ثم نسخ ذلک في هذا الآيه ) فَمَن
شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلِيَصُمهُ ( و ثبت للشيخ الکبير و العجوز
الکبيرة إذا کان لايطيقان الصوم و الجلي و المرضع إذا خافتا أفطرتا، و
أطعمتا کل يوم مسيکنا).
یعنی:«به پيرمرد و پيرزني که توانايي روزه
گرفتن را دارند اجازه داده شد تا اگر خواستند روزه نگيرند و به ازاي هر
روز، مسکيني را غذا بدهند و قضاي روزه بر آنها لازم نيست؛ سپس اين حکم با
آيه ) فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلِيَصُمهُ ( نسخ شد ولي (آن حکم)
براي پيرمرد و پيرزني که توانايي روزه گرفتن را ندارند ثابت مانده است.
هچنين زن حامله و شيردهاي که (بر حال خود يا بچه) بيم دارند ميتوانند
روزه نگيرند و به ازاي هر روز، يک مسکين را طعام دهند».
بنا به اجماع علماي فقه روزه برهر مسلمان عاقل بالغ تندرست غير مسافر، واجب است و براي زنان علاوه بر شرايط فوق، شرط استکه از خون “حيض“ و “نفاس“ نيز پاک باشند. بنابراين برکافر و ديوانه و بچه و بيمار و مسافر و حايض و نفساء و پيرمرد ناتوان و پيرزن ناتوان و زن آبستن و زن شيرده، روزه رمضان واجب نيست. البته بعضي از اينها بطور مطلق بر آنها روزه واجب نيست مانند:کافر و ديوانه. و بعضي ازآنها از سرپرستان خواسته ميشود،که آنان را بروزهگرفتن دستور دهند، و بربعضي ازآنها واجب استکه روزه رمضان را بخورند وآن را قضاءکنند. و براي بعضي از آنها اجازه روزه خوردن، داده شده استکه در آنصورت فديه آن واجب ميباشد.
اگر کسي به دليل پيري يا امثال آن نتواند روزه بگيرد، ميتواند روزهاش را بخورد ولي بايد به ازاي هر روز، مسکيني را غذا بدهد؛ به دليل فرموده خداوند متعال :
) وَ عَلَي الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فُديَةٌ طَعَامُ مِسکِين ( (بقره : 184)
«و بر کساني که توانايي انجام آن (روزه) را ندارند (همچون پيران ضعيف و بيماران هميشگي) لازم است کفاره بدهند و آن خوراک مسکيني است».
اگر زنان حامله و شيرده توانايي روزه گرفتن را نداشته و يا از آسيب ديدن کودکشان بيم داشته باشند، ميتوانند روزه نگيرند ولي بايد فديه بدهند و لازم نيست روزه را قضا کنند :
از ابن عباس روايت است : (رخص للشيخ الکبير و العجوز الکبيرة في ذلک و هما يطيقان الصوم أن يفطرا إن شاءا، و يطعما کل يوم مسکينا، و لا قضاء عليهما، ثم نسخ ذلک في هذا الآيه ) فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلِيَصُمهُ ( و ثبت للشيخ الکبير و العجوز الکبيرة إذا کان لايطيقان الصوم و الجلي و المرضع إذا خافتا أفطرتا، و أطعمتا کل يوم مسيکنا).
یعنی:«به پيرمرد و پيرزني که توانايي روزه گرفتن را دارند اجازه داده شد تا اگر خواستند روزه نگيرند و به ازاي هر روز، مسکيني را غذا بدهند و قضاي روزه بر آنها لازم نيست؛ سپس اين حکم با آيه ) فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلِيَصُمهُ ( نسخ شد ولي (آن حکم) براي پيرمرد و پيرزني که توانايي روزه گرفتن را ندارند ثابت مانده است. هچنين زن حامله و شيردهاي که (بر حال خود يا بچه) بيم دارند ميتوانند روزه نگيرند و به ازاي هر روز، يک مسکين را طعام دهند».
از عجيب ترين چيزها
Mir Mirzada
اينكه خدا را بشناسي ولي او را دوست نداشته باشي
و ندايش را بشنوي سپس اجابت را به تاخير بياندازي
و سود معامله با او را بداني ولي با ديگري ستد نمايي
و مقدار خشمش را بداني و نافرمانيش كني
و درد و وحشت گناه را چشيده باشي
و قرب او را با فرمانبرداريش نخواهي
و تنگي قلب هنگام مشغوليت در صحبت با غير را احساس كرده باشي
و مشتاق به شرح صدر با ياد و مناجات او نباشي
و عذاب دلدادگي به غيرش را چشيده باشي
ولي با روي آوردن و توبه به درگاهش از آن نگريزي
و عجيبتر از اينها همه:
اينكه مي داني محتاجترين كس به اويي و از او رويگرداني
و به سوي آنچه كه تورا از او دور سازد مشتاقي
۱۳۹۱/۴/۲۹
سخن چین
ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ میگوید: «سخنچین بدترین خلق خداست». امت بر تحریم سخنچینی و دو به هم زنی اتفاق دارند زیرا از بزرگترین گناهان و از جملهٔ کبائر است و در حدیث آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «بدترین بندگان خداوند آناناند که سخنچینی میکنند و میان دوستان جدایی میافکنند و برای بیگناهان و بیخبران قصد بد دارند». [به روایت احمد] سخنچینی بر دروغ و حسادت و نفاق استوار است که این نهایت پستی است و در بدی و زشتی بدتر از آن نمیتوان تصور نمود. سخنچینی بدترین آفتی است که به جان فضیلتها افتاده و رابطهها دچار آن شدهاند و این خصلت بد میتواند از طریق سخن و نوشتن و حتی با ایما و اشاره باشد. برادران و خواهران گرامی: سخنچینی و دو به هم زنی گاه به جان خانوادهها و همسران میافتد، خانههای آباد را به آتش خود میسوزاند و در میان خانوادهها تفرقه و شکاف ایجاد میکند. سینهها را چرکین نموده و روابط خویشاوندی را قطع نموده و به تخریب مسئولان و کارفرمایان میپردازد. لازم است بزرگان و صاحب منصبان و علما از برخی همنشینان خود که در دینداری و امانتداری ضعیفند و خشنودی مردم را با خشم خداوند میخرند برحذر باشند. شایسته است این بزرگان دربارهٔ چیزهایی که به آنها میرسد دقت کنند و در مورد درست یا نادرست بودن آن تحقیق نمایند تا آنکه ناخواسته دست مفسدان باز نشده و بیگناهان مورد مجازات قرار نگیرند. از جمله مواردی که باید بسیار در مورد آن دقت نمود و به شدت نسبت به آن هشیاری پیشه ساخت اخباری است که رسانهها منتشر میکنند یا برخی نویسندگان مینویسند که فلان و بهمان چنین و چنان گفتهاند. در دوران جنگها و فتنهها و نا آرامیها و شایعات قضیه سختتر و پیچیدهتر میشود که این خود نیازمند احتیاط و مراقبت بیشتری است، گذشته از این که چه بسا این سخنان و نظرات آکنده از دو به هم زنی و سخنچینی به سادگی در همهٔ دنیا منتشر میشود، سخنانی که گویندگان آن بر اساس قاعدهٔ ظلمانی «هدف وسیله را توجیه میکند» به نشر آن میپردازند. ای مسلمانان: کسی که نزد وی سخنچینی کردند یا بد کسی را گفتند یا در مجلس نمامی حاضر شد یا از سخنچین چیزی شنید نباید او را راستگو بپندارد زیرا چنین کسی فاسق است و خداوند دربارهٔ خبر فاسق گفته است: { یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ } [حجرات: ۶] (ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر فاسقی خبری برای شما آورد خوب آن را وارسی کنید که مبادا از روی نادانی گروهی را مورد آسیب قرار دهید و سپس برای آنچه کردهاید پشیمان شوید) همچنین لازم است از چنین اخلاق و منشی متنفر بود زیرا چنین کاری از بزرگترین گناهان است. شایسته و زیبا است که انسان مسلمان نسبت به برادری که از وی سخنی را نقل میکنند بدگمان نباشد، و اگر سخنی به او رسید یا چیزی در مورد او دانست آن را دنبال نکند و دست به تجسس نزند، واجب است که انسان مسلمان از اینکه صفت سخنچین به خود گیرد برحذر باشد و هر چه را میشنود و هر چه را که به او میرسد نقل نکند. همچنین قبل و بعد از همهٔ اینها تقوای خداوند را در نظر گیرد و نصیحت و خیرخواهی پیشه سازد و اینگونه سخنان را با حکمت و نصیحت زیبا انکار نماید زیرا چنین خصلتی خطری است بزرگ و دارای اثری است ماندگار. شایسته است از روی خیرخواهی و دوستی و دلسوزی نسبت به برادران خود در راه هر آنچه باعث الفت میان قلبها و وحدت کلمه و حفظ مودت و دوری از تفرقه و کینه است، تلاش نماید. پس هشیار باشید و با شنیدن هر خبری تحقیق نمایید و عجله نکنید و ببخشید و عفو پیشه سازید و بشنوید و اطاعت کنید. مردی سخن امام لیث بن سعد را به والی مصر رساند و سعی کرد برای او پاپوش درست کند، والی، لیث را احضار کرد و گفت: این مرد از تو نقل میکند که چنین و چنان گفتهای. لیث گفت: «ای امیر از او بپرس چیزی که از من نقل میکند آیا من او را امین پنداشته بودم و او خیانت کرد و به شما نقل نمود که اگر چنین باشد شایسته نیست سخن خائن را بپذیری، و یا آنکه بر من دروغ بسته است که باز شایسته نیست سخن دروغگو را باور کنی» والی گفت: راست گفتی ای اباحارث. و مردی به نزد وَهب بن مُنَبِّه آمد و گفت: فلانی در بارهٔ تو چنین و چنان میگوید. وهب گفت: «آیا شیطان پستچی دیگری جز تو نیافت؟» اما بعد، ای بندگان خداوند: این صفت مذموم و ناپسند چه بسیار بیگناهان و بیخبران پاکدل را به قربانگاه کشانده است، چه بسیار فاجعهها که بار آورده و بسا جانها که از پی خود به قتلگاه برده است و مالها را که به غارت کشانده است و چه خانوادههایی را از هم پاشیده است. باعث آزار بسیاری از علما شده و مردم زیادی را از سرزمین خود در به در کرده و فاجعهها و مصیبتها به بار آورده و کودکان و مادران را از خانوادهٔ خود محروم ساخته. روزی مردم را قطع کرده است بیآنکه گناهی کرده باشند آن هم تنها به دلیل یک بدگویی و سخنچینی. پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید که چه بزرگ است این نعمت خداوند بر بنده که مردم را برای فضلی که خداوند به آنان داده است مورد حسادت قرار ندهد و از نمامی و سخنچینی در امان مانَد و از بدگویی دیگران دوری گزیند. هر که میخواهد سالم بمانَد باید که از سخن گفتن بسیار و افشای سِرّ مردم و پذیرش همهٔ سخنان اجتناب ورزد.
ای مسلمانان...
خداوند متعال میفرماید: { رَبِّ لَا تَذَرْنِی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْوَارِثِینَ} [انبیاء: ۸۹] ([و زکریا را یاد کن که گفت] پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترین به ارث برندگانی) انسان، طبیعتا اجتماعی است، به همراه گروه زندگی میکند و از آن تاثیر میگیرد و بر آن تاثیر میگذارد. وی از همان کودکی روابط اجتماعی خود را با مادر و پدر و سپس افراد خانواده و خویشاوندان و همسایگانش برقرار میکند تا آنکه گسترهٔ روابط و کنش و واکنش وی در دایرههایی متصل به هم در مدرسه و بازار و محیط کار و دیگر انحای سرزمینی که در آن زندگی میکند و همهٔ جامعه، گسترش مییابد. همگرایی جامعه و سلامت و توسعه و انسجام آن به واسطهٔ یاری اعضایی منسجم و همگرا ممکن است که همهٔ اینها از خانواده آغاز میشود، زیرا خانواده خشت اول در بنای بُنیهٔ اجتماعی انسان است و زن و مرد هر دو از نظر انسانی خواهر و برادری تنی هستند که نقشی مشترک را در خانواده و جامعه بازی میکنند. آن دو یا نقش همسری و پدر و مادری دارند، یا نقش برادری و خواهری که برای زندگی محترمانه و سعادتمندانه به کار و تلاش میپردازند: { وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ} [بقره: ۳۵] (و گفتیم ای آدم تو و همسرت در این بهشت ساکن شوید و از هر کجای آن که خواهید فراوان بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود)
اهمیت عیادت بیمار در اسلام
ترجمه پاره ای از احادیث رسول خدا صلی الله علیه و سلم
از ابوعماره براء عازب رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم مارا به انجام دادن هفت چیز امرفرمودند:
1-عیادت مریض 2- تشییع جنازه 3- دعای خیرکردن برای کسی که عطسه میکند 4-
بجای آوردن قسم کسی که قسم یاد میکند 5- یاری مظلوم 6- اجابت دعوت کننده 7-
انتشار سلام(بابلندکردن و زیاد گفتن آن)
از ابوهریره رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: حق مسلمان بر مسلمان پنج چیز است:
1- جواب سلام 2- عیادت مریض 3- تشییع جنازه 4- قبول دعوت او 5- دعای خیر کردن برای کسیکه عطسه میکند.
از ابوهریره رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند:
خداوند بزرگ و صاحب عظمت در روز قیامت به بنده اش می فرماید: ای فرزند آدم
بیمارشدم مرا عیادت نکردی! جواب میدهد: پروردگارا چگونه من از تو عیادت کنم
در حالیکه تو پروردگار عالمیان هستی؟ میفرماید: مگر نمیدانستی که اگر به
عیادتش میرفتی مرا نزد او می یافتی؟! ای فرزند آدم از تو طعام خواستم به من
طعام ندادی .میگوید: ای پروردگار من چگونه به تو طعام دهم در حالیکه تو
پروردگار عالمیان هستی؟! میفرماید: مگر نمیدانی که فلان بنده ی من از تو
درخواست طعام کرد و به او ندادی و اگر او را طعام میدادی پاداش آنرا نزد من
میافتی؟ ای فرزند ادم از تو طلب آب کردم و به من آب ندادی .میگوید
پروردگارا چگونه من به تو آب دهم در حالیکه تو پروردگار عالمیان هستی؟
میفرماید: فلان بنده ی من از تو آب خواست و به او ندادی مگر نمیدانی که اگر
او را سیراب مینمودی پاداش انرا نزد من میافتی؟
از ابوموسی رض روایت
شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: مریض را عیادت کنید و گرسنه
را طعام دهید و اسیر را آزاد نمایید.
از ثوبان رض روایت شده است که
پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: شخص مسلمان هروقت برادر مسلمان(بیمار)
خود را عیادت کند تا وقتیکه به خانه ی خود باز می گردد همچنان در خرقه ی
بهشت است.گفته شد: ای رسول خدا خرقه ی بهشت چیست؟ فرمودند: چیدن و استفاده
از میوه ها و نعمتهای بهشت است .(یعنی ثواب این کار چنان است که گویی عیادت
کننده از هم اکنون به بهشت رفته است.)
از ابن عباس رض روایت شده است
که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد یک اعرابی رفت و از او عیادت فرمود و
ایشان هروقت نزد کسی میرفت که از او عیادت کند میفرمود: هیچ سختی و مشکلی
نیست ان شاالله پاک کننده ی گناهان خواهد بود.
از جابر رض روایت شده
است که پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد ام سائب یا ام مسیب رفتند و فرمودند:
ای ام سائب(یا ام مسیب) چه شده است چرا میلرزی؟ گفت: تب دارم که خدا به آن
برکت ندهد .پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: به تب بدنگو زیرا آن
گناهان را از بین می برد همچنان که کوره ی آهنگری زنگ آهن را می زداید.
از ابوعماره براء عازب رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم مارا به انجام دادن هفت چیز امرفرمودند:
1-عیادت مریض 2- تشییع جنازه 3- دعای خیرکردن برای کسی که عطسه میکند 4- بجای آوردن قسم کسی که قسم یاد میکند 5- یاری مظلوم 6- اجابت دعوت کننده 7- انتشار سلام(بابلندکردن و زیاد گفتن آن)
از ابوهریره رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: حق مسلمان بر مسلمان پنج چیز است:
1- جواب سلام 2- عیادت مریض 3- تشییع جنازه 4- قبول دعوت او 5- دعای خیر کردن برای کسیکه عطسه میکند.
از ابوهریره رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: خداوند بزرگ و صاحب عظمت در روز قیامت به بنده اش می فرماید: ای فرزند آدم بیمارشدم مرا عیادت نکردی! جواب میدهد: پروردگارا چگونه من از تو عیادت کنم در حالیکه تو پروردگار عالمیان هستی؟ میفرماید: مگر نمیدانستی که اگر به عیادتش میرفتی مرا نزد او می یافتی؟! ای فرزند آدم از تو طعام خواستم به من طعام ندادی .میگوید: ای پروردگار من چگونه به تو طعام دهم در حالیکه تو پروردگار عالمیان هستی؟! میفرماید: مگر نمیدانی که فلان بنده ی من از تو درخواست طعام کرد و به او ندادی و اگر او را طعام میدادی پاداش آنرا نزد من میافتی؟ ای فرزند ادم از تو طلب آب کردم و به من آب ندادی .میگوید پروردگارا چگونه من به تو آب دهم در حالیکه تو پروردگار عالمیان هستی؟ میفرماید: فلان بنده ی من از تو آب خواست و به او ندادی مگر نمیدانی که اگر او را سیراب مینمودی پاداش انرا نزد من میافتی؟
از ابوموسی رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: مریض را عیادت کنید و گرسنه را طعام دهید و اسیر را آزاد نمایید.
از ثوبان رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: شخص مسلمان هروقت برادر مسلمان(بیمار) خود را عیادت کند تا وقتیکه به خانه ی خود باز می گردد همچنان در خرقه ی بهشت است.گفته شد: ای رسول خدا خرقه ی بهشت چیست؟ فرمودند: چیدن و استفاده از میوه ها و نعمتهای بهشت است .(یعنی ثواب این کار چنان است که گویی عیادت کننده از هم اکنون به بهشت رفته است.)
از ابن عباس رض روایت شده است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد یک اعرابی رفت و از او عیادت فرمود و ایشان هروقت نزد کسی میرفت که از او عیادت کند میفرمود: هیچ سختی و مشکلی نیست ان شاالله پاک کننده ی گناهان خواهد بود.
از جابر رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم نزد ام سائب یا ام مسیب رفتند و فرمودند: ای ام سائب(یا ام مسیب) چه شده است چرا میلرزی؟ گفت: تب دارم که خدا به آن برکت ندهد .پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: به تب بدنگو زیرا آن گناهان را از بین می برد همچنان که کوره ی آهنگری زنگ آهن را می زداید.
اشتباهاتی که برخی از روزهداران مرتکب میشوند
Rabee Nz
برخی روزهدارن به سبب نا آگاهی نسبت به دین خداوند، از جمله روزه و احکام
آن، دچار اشتباه میشوند. بسیاری از آنان نمیدانند چه باعث باطل شدن روزه
یا کم شدن اجر آن یا فاسد شدن آن میشود، چه چیز برای روزهدار سنت است و
چه چیز جایز است و چه چیز بر او واجب است و چه چیز حرام است.
با
سند صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است که ایشان
فرمودند: «هر که خداوند برای او ارادهٔ خیر داشته باشد او را در دین آگاه
میسازد» [بخاری: 1/126 و مسلم: 5/239]
گو آنکه هر کس در دین آگاه نیست خداوند برای او ارادهٔ خیر ننموده است.
همینطور خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ خطاب به بندگان خود میفرماید: {اگر
نمیدانید از اهل ذکر بپرسید} [نحل: 43] که اهل ذکر همان علما و آگاهان
هستند. برای مسلمانی که میخواهد خداوند را بر اساس بصیرت و آگاهی عبادت
کند شایسته است آنچه از امور دین خود را نمیداند بپرسد و در پی علم باشد و
نسبت به آگاهی در دین حریص باشد.
برخی از روزهدارن ـ متاسفانه ـ
دچار گناهان بزرگی میشوند که روزهٔ آنان را فاسد ساخته و اجر نمازشان را
ضایع میسازد، از جمله: غیبت که در مطلب «روزهٔ زبان» به آن پرداختهایم.
همچنین سخنچینی و بددهانی و مسخره کردن دیگران و لعن و نفرین و دیگر
گناهان زبان.
از دیگر اشتباهات: اسراف در سفرهٔ افطار و سحری است.
برخی برای سحری و افطار غذایی آماده میکنند که برای تعداد بسیاری کافی
است و برای رنگین کردن سفره انواع و اقسام غذای گران و ارزان و شیرین و ترش
و شور فراهم میکنند که جز مقدار کمی از آن خورده نمیشود و باقیماندهٔ
آن به زباله انداخته میشود که این خلاف روش اسلام است. خداوند متعال
فرموده است:
{بخورید و بیاشامید و زیادهروی نکنید که همانا او اسرافکاران را دوست ندارد} [اعراف: 31]
هر چه از نیاز انسان و مقدار واقعی مصرف او بیشتر باشد اسراف است و
نکوهیده است، و پروردگار روزهدارن به آن راضی نیست و زیر نهی خداوندی قرار
میگیرد که:
{و اسراف و زیادهروی نکن (26) همانا اسرافکاران
برادران شیاطینند و شیطان همواره نسبت به پروردگار خود ناسپاس بوده است}
[اسراء: 26-27]
و خداوند بزرگ در وصف بندگان نیکوکار خود میفرماید:
{و آنان که اگر انفاق نمودند زیادهروی نمیکنند و نه [دست خود را] تنگ
میگیرند و در میان این دو حد وسط را پیش میگیرند} [فرقان: 67]
هماکنون خانوادههای بسیاری به سبب گرسنگی در خطر مرگ قرار دارند و حتی
تکه نانی برای خوردن ندارند، خانوادههای بسیاری بی آنکه سقفی بالای سر
داشته باشند فرششان زمین است و لحافشان آسمان، اما این سوی دنیا هستند
خانوادههایی که از پرخوری به دلدرد افتادهاند…
از اهداف روزه
خالی شدن معده از مواد فاسد و اضافه، به واسطهٔ کم خوردن است. اما چگونه
ممکن است کسی که در خوردن و نوشیدن زیاده روی میکند و اسراف پیشه میکند
به این هدف دست یابد؟!
بسیاری از روزهداران روز را در خواب سپری
میکنند انگار که روزه نبودهاند، برخی از آنها به جز برای نماز بیدار
نمیشوند و دوباره میخوابند. روز در غفلت و شب در شبنشینی!
حکمت
روزه این است که روزهدار لذت گرسنگی برای خداوند و تشنگی در راه او را
بچشد، اما آنکه روز خود را شب کرده است چنین چیزی را احساس نخواهد کرد.
برخی روزهداران وقت خود را صرف بازیهایی میکنند که حداقل حکمشان کراهت
است مانند بازی ورق، یا در بازی فوتبال زیادهروی میکنند. یا به بازیهایی
میپردازند که آن را سرگرم کننده میدانند در حالی که خداوند متعال فرموده
است:
{آیا گمان کردهاید که شما را بیهوده آفریدهایم و شما به سوی ما باز نخواهید گشت؟} [مومنون: 115]
و فرموده است:
{آنهایی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتهاند و زندگی دنیا آنها را فریفته است، رها کن} [انعام: 70]
برخی روزهداران شب را بیهوده به شبنشینی میگذرانند و بی هدف در لهو و
خوشگذرانی به سر میبرند در حالی که همهٔ شب حتی دو رکعت نماز شب هم
نمیخوانند.
از بدترین اشتباهات گروهی از روزهداران این است که
به کوچکترین عذر و بهانه از حضور در نماز جماعت کوتاهی میورزند که این از
نشانههای نفاق و از علائم بیماری قلب است. برخی از آنها نیز در رمضان
رابطهای با قرآن ندارند. بسیار میخوانند، اما نه کتاب خداوند را.
برخی دیگر در این ماه بزرگ هیچ صدقهای نمیدهند و سفرهشان از حضور
روزهداران مشرف نمیشود، درشان بسته است و دستشان بخیل. خداوند متعال
میفرماید:
{آنچه نزد شماست تمام میشود و آنچه نزد خداوند است باقی است} [نحل: 96]
و فرموده است:
{و هر خیری که برای خود از پیش فرستید آن را نزد الله خواهید یافت} [بقره: 110]
برخی روزهداران نیز نماز تراویح را از روی تنبلی ترک کردهاند، انگار
زبان حالشان میگوید: همان نماز فرض برایم کافی است! اما همین شخص در امور
دنیای خود تنها به ضرورتها اکتفا نمیکند و حتی میبینی که برای مسائل غیر
ضروری نیز همانطور خرج میکند که برای امور ضروری.
برخی
روزهداران خانواده و همسر خود را با متحمل کردن زحمت بسیار برای پخت و
آماده ساختن غذاها و نوشیدنیهای رنگارنگ چنان خسته میکنند که از قرآن و
انجام سنتها و از یاد خداوند و عبادت او باز میمانند. اگر چنین مردانی به
نیازهای ضروری قانع میشدند بیتردید همسرشان وقتی بیشتری برای طاعت
خداوند به دست میآورد.
خداوندا ما را افزون ده و از ما کم مکن، و به ما عطا کن و محروممان مگردان، و گرامیمان دار و خوارمان مساز و از ما در گذر.
۱۳۹۱/۴/۲۵
ترس از خداوند
ترجمه تعدادی از احادیث رسول خدا صلی الله علیه و سلم
صحابی بزرگوار رسول الله حضرت انس رضی الله عنه روایت میکند که پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ما خطبه ای خواند که
مثل انرا هرگز نشنیده بودم و فرمود:
اگر آنچه را که من میدانم بدانید حتما
کم خندیده و بسیار می گریستید. بعد از آن اصحاب رسول الله صلی الله علیه
وسلم روی های خود را پوشیده و گریستند.
از ابن مسعود رض روایت است که
فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ما سخن گفت که او صادق و مصدوق
است و فرمود:
آفرینش هر یکی از شما در شکم
مادر برای چهل روز بصورت نطفه جمع می شود و بعد از آن مثل همین مدت
علقه(خون بسته) است و همین مدت هم مضغه( پاره گوشت ) است، سپس فرشته ای فرستاده
شده و در وی روح می دمد و به چهار چیز دستور داده می شود، به نوشتن روزی
اش،زمان مرگش، عملش و اینکه نیک بخت است یا بدبخت. پس سوگند به خدایی که معبود
برحقی جز اونیست همانا افرادی از شما عمل اهل بهشت را انجام می دهد که میان او
و بهشت جز فاصله یک گز نمی ماند ولی نوشته (لوح محفوظ) بر وی سبقت می جوید و وی عمل
اهل دوزخ را انجام داده و به دوزخ داخل می گردد. و همانا یکی از شما عمل
اهل دوزخ را انجام می دهد که میان او و دوزخ جز گزی نمی ماند ولی کتاب(لوح
محفوظ) بر وی سبقت جسته و وی عمل اهل بهشت را انجام داده و به آن داخل می
گردد.
عدی بن حاتم رض روایت میکند که : رسول الله صلی الله علیه وسلم
فرمود:هیچکدام شما نیست مگر اینکه خداوند با او سخن می گوید در حالیکه میان
او و خداوند ترجمانی وجود ندارد.پس به جانب راستش می نگرد جز انچه را که
از اعمال پیش فرستاده نمی بیند و بطرف چپش می نگردجز انچه را که از اعمال
پیش فرستاده نمی بیند جلواش را نگریسته جز دوزخ چیزی را مشاهده نمی کند پس
خود را از دوزخ نجات دهید هرچند نیم دانه ی خرما باشد.
از انس رض روایت
شده است که گفت: شما مرتکب اعمالی می شوید که در نظرتان باریکتر از مو است
بااینکه در عهد پیامبر صلی الله علیه وسلم ما آنرا از جمله ی مهلکات(هلاک
کننده ها) می شمردیم.
از ابوهریره رض از پیامبر صلی الله علیه وسلم
روایت است که فرمود: همانا خداوند غیرت می کند و غیرت خدا انست که شخص آنچه
را که خداوند بر وی حرام نموده انجام دهد.
صحابی بزرگوار رسول الله حضرت انس رضی الله عنه روایت میکند که پیامبر صلی الله علیه وسلم برای ما خطبه ای خواند که مثل انرا هرگز نشنیده بودم و فرمود:
از ابن مسعود رض روایت است که فرمود: رسول الله صلی الله علیه وسلم برای ما سخن گفت که او صادق و مصدوق است و فرمود:
عدی بن حاتم رض روایت میکند که : رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:هیچکدام شما نیست مگر اینکه خداوند با او سخن می گوید در حالیکه میان او و خداوند ترجمانی وجود ندارد.پس به جانب راستش می نگرد جز انچه را که از اعمال پیش فرستاده نمی بیند و بطرف چپش می نگردجز انچه را که از اعمال پیش فرستاده نمی بیند جلواش را نگریسته جز دوزخ چیزی را مشاهده نمی کند پس خود را از دوزخ نجات دهید هرچند نیم دانه ی خرما باشد.
از انس رض روایت شده است که گفت: شما مرتکب اعمالی می شوید که در نظرتان باریکتر از مو است بااینکه در عهد پیامبر صلی الله علیه وسلم ما آنرا از جمله ی مهلکات(هلاک کننده ها) می شمردیم.
از ابوهریره رض از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت است که فرمود: همانا خداوند غیرت می کند و غیرت خدا انست که شخص آنچه را که خداوند بر وی حرام نموده انجام دهد.
فوايد عفت و پاکدامنی
از جمله پیامدهای گناه در این دنیا: وحشت قلب – محروم شدن از نور علم –
محرومیت از رزق – از بین رفتن غیرت و حیاء – ذلت – تنگی سینه – از بین رفتن
برکت و امنیت – محرومیت از عبادت ..
از پیامدهای گناه در آخرت :
الله عزوجل می فرماید: ((وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ
أَثَاماً . يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ
فِيهِ مُهَاناً)) سوره فرقان 68-69
و زنا نميكنند . چرا كه هر كس
اين را انجام دهد ، كيفر آن را ميبيند، عذاب او در قيامت مضاعف ميگردد ،
و خوار و ذليل ، جاودانه در عذاب ميماند
آثار عفت و دوری از گناه
1. به دست آوردن ثمرات تقوا :
از ثمرات تقوا در این دنیا: رهایی از تنگنا – رسیدن رزق و روزی از جایی که
انسان فکرش را هم نکرده – آسانی و سهولت در کارها – به دست آوردن نور
بصیرت و محبت الله عزوجل – نصرت و یاری الله عزوجل – نجات از عذاب دنیا ..
از جمله ثمرات تقوا در آخرت: بخشیده شدن گناهان – عزت در میان خلایق در
روز محشر – به دست آوردن بهشت – رسیدن به دوستان و محبوبان در جهان آخرت ..
2. پاکی فرد و مجتمع:
انسان عفیف زندگی زیبایی را برای خود می سازد ، ازدواجی با برکت و زندگی
ای شیرین ، شیرینی ایمان را در دلش احساس کرده و احساس شادی و خوشبختی می
کند.
3. نجات از امراض خطرناک و کشنده:
بسیاری از امراض
خطرناک و کشنده از طریق رابطه های نامشروع و بی عفتی به انسان منتقل می شود
که در واقع عذابی است از طرف الله برای شهوت رانان. مانند مرض ایدز که یکی
از عوامل مهم مبتلا شدن به آن بی عفتی است. البته باید توجه داشت که داشتن
بیماری ایدز به تنهایی دلیل بر ناپاکی و بی عفتی نیست.
4. تمرین برای مقابله با هوای نفس:
الله عزوجل می فرماید: وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى
النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى . فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى )) سوره
نازعات 40-41
و امّا آن كس كه از جاه و مقام پروردگار خود ترسيده باشد ، و نفس را از هوي و هوس بازداشته باشد ، قطعاً بهشت جايگاه ( او ) است .
بهشت با سختی ها و جهنم با شهوات پوشیده شده
انسان با رعایت عفت تمرین می کند که برده ی هوای نفس خود نشده و قدرت مقابله با وسوسه های نفسانی و شیطانی را در خود پرورش می دهد.
5. انسان به ایمان و اخلاصش به الله عزوجل اطمینان پیدا می کند:
هر شخصی با حفظ عفت و دوری از پلیدیها ،می تواند ایمان و اخلاص خود را محک زده و بفهمد تا چه اندازه در ایمان خود صادق است
الله عزوجل در باره یوسف علیه السلام می فرماید: ((كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ
عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ))
سوره یوسف 24
ما اين چنين كرديم ( و در حفظ وي در همه مراحل
كوشيديم ) تا بلا و زنا را از او دور سازيم . چرا كه او از بندگان پاكيزه و
گزيده ما بود .
6. عفت دلیلی بر صبر است:
بلکه عفت و
پاکدامنی خود یکی از انواع صبر است ، صبر بر دوری از گناه. و الله عزوجل می
فرماید:(إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَيْرِ حِسَابٍ))
سوره زمر 10
قطعاً به شكيبايان اجر و پاداششان به تمام و كمال و بدون حساب داده ميشود.
7. حفاظت از آبروی انسان:
هرکس از آبروی دیگران حفاظت کند الله نیز آبروی او را حفظ خواهد کرد و هرکس آبروی برادرش را بریزد در واقع آبروی خود را ریخته است.
8. ازدواج موفق:
کسی که عفت را در زندگی پیشه کرده با ازدواج وارد دنیای جدیدی می شود که
می تواند آنرا به زیبایی بسازد و الله عزوجل در میان مردان و زنان عفیف
محبت و رحمت و انسی را برقرار می کند که سبب سعادت آنها می شود.
اشتراک در:
پستها (Atom)
![پيامبر اکرم – صلي الله عليه و سلم – 13 سال تمام در مکه در جسدهاي بيروح و کالبدهاي خموش و تار بت تراشان مشرک نفس توحيد و ايمان و اخلاق و خداشناسي و يکتاپرستي دميد. پس از اينکه مؤمنان بدان درجه از تعالي رسيدند که بتوانند از براي خداوند يکتا جان و مال و شهر و ديار و خانه و کاشانه خود را رها کرده، با توکل بر ذات پاک يکتا سوار بر ريگزارهاي سوزان گرسنه و تشنه از زير تيغ جلادان خون آشام بسوي شهري مجهول و مسيري تار فرار کنند، و در عبادت و بندگي مثالي از وارستگي گردند، در ماه شعبان سال دوم پس از هجرت، روزه ماه مبارک رمضان از جانب حق متعال بر مسلمانان فرض شد.
مدرسه اي در جهاد با نفس و خودسازي، و سکوي پرتابي سريع بسوي خداوند ذي الجلال..
از آنجا که سرور رسولان و خاتم پيامبران بيش از هر بشري از ارزش و جايگاه رمضان آگاه بود، با فروغ هلال ماه رجب، - يعني درست دو ماه قبل از رمضان – دست نيايش و زاري بسوي پروردگار يکتا دراز کرده، اشک تمنا و بندگي برگونههاي مبارک جاري ميشد و از اعماق قلب دعا ميکرد: اللهم بارک لنا في رجب و شعبان، و بلغنا رمضان
آري
پيامبر حق و رسول هدايت و شيفته ديدار پروردگار از ذات پاک يکتا طول عمري ميخواهد تا لطافت و جمال وجلال رمضان را به آغوش کشد، و در فضاي ملکوتي رمضان بيش از پيش به خدايش نزديک، و در نزد او عزيزتر شود.
رمضان آمده تا ما را آلايش دهد و از پستيها و زشتيهاي اخلاقي و عادات زننده، و رفتار و گفتار سوء پاک ساخته بسوي پرهيزکاري و تقوا سوق دهد.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» ﴿البقرة: ١٨٣﴾
{اى اهل ايمان! روزه بر شما واجب شد چنان كه بر امّتهاى گذشته واجب شده بود، باشد كه پرهيزكار شويد}
رمضان بر خلاف آنچه بسياري از مردمان درک نميکنند ماه استراحت دستگاه گوارش است. ماهي که با تنظيم سيستم گوارشي روح و روان انسان را تعالي ميبخشد.
رمضان با عهد و پيمانهايي با خود و يا با گذاشتن سنگ بناي برخي برنامههاي سازنده تحقق مييابد.
برنامههايي براي تلاوت و زيستن با قرآن. در رحاب قرآن خود و خداي خود را شناختن. برنامههاي براي دعا و ذکر و نيايش و راز و نياز با پروردگار خالق، برنامههاي براي شناختن پيامبر و پيک بيمثال آسمان؛ حضرت رسول خاتم محمد مصطفي – صلي الله عليه و سلم -. برنامههايي براي دعوت و گوشزد کردن ديگران به روش و مرام درست زندگي و بازداشتن فرد و ديگران از بديها و تشويق به کارها و گفتارهاي نيک. برنامههايي براي رسيدن به بيبضاعتان و تنگ دستان.
چه اين سيماي واقعي مؤمنان است:
«. كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿آل عمران: ١١٠﴾».
{شما بهترين امتي هستيد که [براي اصلاح جوامع انساني] پديدار شده ايد، به کار شايسته و پسنديده فرمان مي دهيد و از کار ناپسند و زشت بازمي داريد، و [از روي تحقيق، معرفت، صدق و اخلاص] به خدا ايمان مي آوريد. و اگر اهل کتاب ايمان مي آوردند قطعاً براي آنان بهتر بود؛ برخي از آنان مؤمن [به قرآن و پيامبرند] و بيشترشان فاسقند.}.
تصميم جدي در دست کشيدن از همه گناهان و زشتيها وعادتهاي بد و توبه و بازگشت بسوي پروردگار يکتا:
«...وَتُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿النور/٣١﴾»
{اى مؤمنان، همگان به درگاه خدا توبه كنيد، باشد كه رستگار گرديد}.
رمضان در راه است و ما در شوق ديدار آن لحظه شمار..
در مدرسه رمضان مؤمن چگونگي شکر نعمت و سپاس پروردگار بر فضل و کرمش را ميآموزد. در مکتب رمضان مؤمن سعي ميکند از صفتهاي بيمنتهاي کمال الهي بويي ببرد. سخاوت و گذشت و ايثار و شفقت بر زير دستان ميآموزد. معنا و مفهوم بندگي را دريافته از عبادت الهي لذت ميبرد. صفتهاي فرعونيگري و خودخواهي، و نفسپرستي و خود ستايي در او ضعيف ميگردند.
و او خود را براي ساختار جديد و انساني بکلي تغيير يافته آماده ميسازد. تا با نيروي برگرفته از رمضان سالي ديگر را با روحيه خوشبختي، و تلاش و همتي سازنده شروع کند.
اللهم بارک لنا في رجب و شعبان، و بلغنا رمضان..](https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net/hphotos-ak-ash4/s480x480/484469_322197857871529_1243383841_n.jpg)





