۱۳۹۱/۵/۱۶
سلف وحفظ زبان
عجیب است که برخی از مردم به سادگی از
خوردن حرام و ستم و دزدی و شرب خمر و نگاه به سوی حرام و دیگر گناهان دوری
میکنند، اما حفظ حرکت زبان برایشان سخت است تا جایی که میبینی انسانی که
به دینداری و زهد و عبادت مشهور است سخنی از روی خشم خداوند به زبان
میآورد که به آن اهمیتی نمیدهد و با یک کلمهٔ آن بیش از فاصلهٔ مشرق و
مغرب سقوط میکند».
چه بسیارند کسانی که از فواحش و ستمگری
دوری میکنند اما زبانشان آلودهٔ تهمت به ناموس و آبروی زندگان و مردگان
است و این، هیچ اهمیتی برایشان ندارد.
۱- از یکی
از حکیمان روایت شده است که مردی را دید که بسیار سخن میگفت و کم سکوت
پیشه میکرد، پس به او گفت: «خداوند متعال برای تو دو گوش آفریده است و یک
زبان، تا آنکه آنچه میشنوی دو برابر آنچه میگویی باشد».
۲- ربیع بن
صبیح روایت میکند که مردی به حسن بصری گفت: ای ابا سعید؛ من چیزی را
میبینم که آن را خوش نمیدارم. حسن گفت: «آن چیست؟» گفت: کسانی را
میشناسم که در مجالس تو حضور مییابند و اشتباهات غیرعمد تو را به یاد
سپرده و سپس آن را برای مردم بازگو میکنند و از تو عیبجویی میکنند.
حست بصری
گفت: «برادرزاده، سخت نگیر! به تو چیزی خواهم گفت که از آن هم عجیبتر است»
گفت: آن چیست؟ حسن گفت: «من نفس خود را برای جوار خداوند و به دست آوردن
بهشت و نجات از آتش و همنشینی پیامبران مطیع ساختهام نه در خوشداشتِ
مردم، که اگر قرار بود کسی از [سخن] مردم در امان بماند آفریدگارشان در
امان میماند. حال که آفریدگار آنان از [سخنان ناروای] آنها در امان
نمانده است مخلوق شایستهتر است!»
۳- جبیر بن
عبدالله میگوید: وهب بن منبه را دیدم که مردی به حضورش رسید و گفت: فلان
کس تو را بد میگوید. وهب گفت: «آیا شیطان کسی دیگر جز تو نیافت که او را
سبک بدارد؟» سپس طولی نکشید که همان مرد (که بدگویی وهب را کرده بود) آمد و
وهب او را گرامی داشت.
۴- حاتم
اصم میگوید: «اگر کسی که برای تو صاحب سودی است نزد تو باشد زبانت را از
آنچه باعث رنجش او است حفظ خواهی کرد، در حالی که همهٔ سخنانت بر خداوند
عرضه خواهد شد اما زبان خود را از او حفظ نمیکنی».
۵- مردی در حضور معروف کرخی غیبت کسی را نمود. معروف به او گفت: «به یاد بیاور آن هنگامی را که پنبه بر روی چشمانت مینهند».
۶- از ابن
عباس روایت است که میگفت: «هر سخنی که انسان بر زبان بیاورد بر او نوشته
خواهد شد حتی آه و نالهای که در هنگام بیماری به زبان میآورد» میگویند:
هنگامی که احمد بن حنبل بیمار شد به او گفتند: طاووس آه و ناله را در
هنگامی بیماری خوش نمیداشت، پس امام احمد در بیماری خود حتی «آه» نگفت.
۷- عمر بن
عبدالعزیز میگوید: «هر که بداند سخنش نیز جزوی از عمل اوست کم سخن خواهد
گفت مگر در چیزی که به سود اوست و به او مربوط است».
۸- یکی از
سلف میگوید: «لحظههای عمر آدمی را بر او عرضه میکنند؛ برای هر لحظهای
که در آن یاد خداوند را نکرده است به شدت حسرت خواهد خورد».
۹- حسن بن بشار میگوید: «سی سال است که سخنی نگفتهام که برای آن نیاز به عذرخواهی داشته باشم».
۱۰- بشر بن
منصور میگوید: نزد ایوب سختیانی بودیم، پس سخن بسیار گفتیم، تا آنکه ایوب
گفت: «دست نگه دارید… [آنقدر کم سخن گفتهام] که اگر بخواهم همهٔ آن را
برایتان بازگو کنم، میتوانم».
۱۱- مردی به فضیل بن عیاض گفت: فلانی غیبت من را میکند. فضیل گفت: «برایت خیر و خوبی جلب کرده است».
۱۲-
عبدالرحمن بن مهدی میگوید: «اگر اینگونه نبود که دوست ندارم کسی معصیت
خداوند را انجام دهد آرزو میکردم همهٔ مردم این زمانه مرا بدگویی و غیبت
کنند، زیرا چه چیز از این خوشتر است که انسان در روز قیامت نیکیهایی را
در پروندهٔ اعمالش بیابد که نه آن را انجام داده است و نه از آن اطلاعی
داشته است!»
۱۳- روایت
شده است که یکی از بزرگان اهل علم و عبادت را پس از مرگ، در خواب دیدند؛ از
او دربارهٔ اوضاعش پرسیدند، گفت: «تنها برای یک سخن که به زبان آوردم
بازخواست شدم؛ یک بار گفته بودم: مردم چقدر نیازمند باران هستند. به من
گفته شد: تو چه میدانی؟ من به مصلحت بندگانم آگاهترم».
۱۴-
عبدالله بن محمد بن زیاد میگوید: نزد احمد بن حنبل بودم که مردی آمد و
گفت: ای اباعبدالله، من غیبت تو را کردهام، مرا حلال کن. امام احمد گفت:
«تو را حلال میکنم اگر دوباره آن را انجام ندهی» عبدالله میگوید: به امام
احمد گفتم: ای امام، آیا او را حلال میکنی در حالی که تو را غیبت کرده
است؟ گفت: «مگر ندیدی؟ بر او شرط گذاشتم».
۱۵- مردمی
نزد ابن سیرین آمدند و گفتند: ما تو را غیبت کردهایم، ما را حلال نما. ابن
سیرین گفت: «چیزی را که خداوند حرام کرده است، حلال نمیکنم».
۱۶- طوق بن
منبه میگوید: به حضور محمد بن سیرین رسیدم؛ به من گفت: «گویا تو را بیمار
میبینم» گفتم: آری. گفت: «به نزد فلان پزشک برو تا تو را معاینه کند» سپس
گفت: «نه، به نزد فلانی برو که از وی ماهرتر است» سپس گفت: «استغفر الله،
گمان میکنم او را غیبت کردم».
۱۷- روایت
است که به حسن بصری گفتند: فلانی غیبت تو را کرده است؛ پس حسن طبقی از رطب
به سوی او فرستاد و گفت: «به من گفتهاند که نیکیهای خود را به من هدیه
دادهای، خواستم جبران کنم، اما مرا معذور بدار که نمیتوانم به طور کامل
خوبی تو را جبران نمایم».
۱۸- از
ابوأمامهٔ باهلی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: «کتاب اعمال بنده را
در روز قیامت به او میدهند پس او در آن نیکیهایی را مییابد که انجام
نداده است، پس میگوید: پروردگارا این نیکیها از کجا آمده است؟»
میفرماید: «این برای غیبتی است که مردم در حق تو کردهاند و تو
نمیدانستی».
۱۹-
عبدالله بن مبارک میگوید: به سفیان ثوری گفتم: ای ابا عبدالله، ابوحنیفه
چقدر از غیبت کردن دوری میکند! نشنیدهام که حتی یک بار غیبت کسی از
دشمنانش را بگوید. سفیان گفت: «او خردمندتر از آن است که چیزی را بر
نیکیهایش مسلط کند که باعث از بین رفتن آنها شود».
۲۰- از عمر
بن عبدالعزیز روایت است که مردی بر او وارد شد و در مورد کس دیگری چیزی
گفت. عمر به او گفت: «اگر بخواهی در امر تو نظر خواهیم کرد، اگر دروغ گفته
باشی از اهل این آیه خواهی بود که: {اگر فاسقی برای شما خبری آورد [آن را] به درستی وارسی کنید} [حجرات: ۶] و اگر راست گفته باشی از اهل این آیه خواهی بود: {آنکه عیبجوست و برای خبرچینی گام برمیدارد} [قلم: ۱۱] و اگر خواستی تو را میبخشیم» آن مرد گفت: عفو نما ای امیرالمومنین؛ دیگر هیچگاه به این کار باز نمیگردم.
۱۳۹۱/۵/۱۵
برخی فضایل ماه مبارک رمضان
Bashir Don
ماه مبارك رمضان داراى فضايلى است كه به برخى آن اشاره مىشود:
اول: خود ماه مبارك رمضان ماه رمضان ماهى است، كه روزه گرفتن در اين ماه بر مسلمانان فرض گرديده است.
دوم: موجوديت ليلة القدر در اين ماه كه بركت و خير اين شب، بهتر و بيشتر از هزار ماه است.
سوم: نزول صحف وكتب آسمانى: مطابق به روايات دينى، صحف ابراهيم در اوايل
ماه مبارك رمضان، تـورات در ششم مـــاه رمضــان، انجيل در سيزدهم مــاه
رمضان، زبــور داود در هژدهم ماه رمضان و قــرآن عظيم الشان در ۲۳ مـــاه
رمضان بطور مجموعى به بيت المعمور وبعدا در بيست و سه سال بر پیامبر اسلام
حضرت محمد ص نازل يافته است.
چهارم: مطابق به روايات دينى و شواهد
تـــاريخى: اولين فيصله ميان حق و باطل (غزوه بدر) هم در مــاه مبارك رمضان
صورت گرفته است. و قرآن عظيم الشان اين غزوه را بنام «يوم الفرقان» مسمى
نموده است. همچنان مــطابق بــه بـــرخى از روايات تاريخى: ميگويندكه فتح
مكه هم در مــاه مبارك رمضان صورت پذيرفته است.
۱۳۹۱/۵/۱۴
بهداشت دهان ودندان درماه مبارک رمضان
بهداشت در ماه رمضان, بوی بد دهان, رفع بوی بد دهان, ماه رمضان
ماه مبارک رمضان برای مسلمانان جهان علاوه بر این که غذای روح محسوب می
شود و هم چون آبی پاک، گناهان یک سال را می زداید. از جنبه سلامتی نیز
تندرستی، بهداشت و تأثیر مثبت در مبارزه با بیماری ها را برای روزه دار به
همراه دارد. در این ماه برخی حالت های طبیعی به دنبال روزه داری ایجاد می
شود، که می توان درباره آن چاره اندیشی کرد.
● بوی بد دهان روزه دار
برخی از روزه داران در این ایام دچار بوی بد دهان می شوند اما نمی دانند
علت آن چیست و چگونه می توان با آن کنار آمد. در اصطلاح پزشکی بوی بد دهان
را HALITOSIS می نامند. علل بروز این عارضه را می توان به دو دسته تقسیم
کرد؛ دسته اول علل موضعی هستند که منظور همان بیماری های مربوط به دهان و
لثه است و دسته دوم علل سیستماتیک هستند که شامل بیماری هایی مانند دیابت،
ناراحتی های کلیوی یا سیگار کشیدن می شود. با آگاهی نسبت به عوامل موضعی
بوی بد دهان، روزه داران می توانند با آگاهی از ایجاد آن جلوگیری کنند. بد
نیست بدانید درون دهان گونه های مختلف باکتری زندگی می کنند و موادی مانند
آمونیاک و سولفید ها را که موجب ادامه زندگی باکتری ها می شوند، تولید می
کنند. عوامل متعددی در ادامه حیات باکتری ها و در نتیجه بوی بد دهان دخیل
هستند که از مهم ترین آنها می توان به مسواک نزدن یا شیوه اشتباه مسواک
زدن، زبان آلوده، سوراخ های درون دهان، بیماری های لثه ناشی از استفاده از
پلاک ارتودنسی، دندان مصنوعی و غیره اشاره کرد.
بعد از این که عوامل
مؤثر در بوی بد دهان را شناختیم، حالا می توانیم برای مقابله با آن در طول
ساعات روزه داری چاره ای بیندیشیم. پس از خوردن سحری، لازم است حتماً مسواک
بزنیم. (قابل توجه افرادی که بدون سحری روزه می گیرند)، سپس با نخ دندان
فضاهای خالی میان دندان ها را که ممکن است باقی مانده غذا درون آن جا
بگیرد، پاک کنید. بله، زبان را باید با مسواک تمیز کنید. از دهان شوی آنتی
باکتریال استفاده کنید و بالاخره این که هنگام سحری دو تا سه لیوان آب را،
حتماً بنوشید. توجه داشته باشید که وضع ناسالم معده هم می تواند موجب ایجاد
بوی بد دهان شود. بنابراین لازم است تا در طول ماه رمضان برای جلوگیری از
این عارضه، رژیم غذایی خود را کنترل کنید. شما حتی می توانید یک دهان شوی
همراه داشته باشید و در طول ساعات روزه داری به شکلی که آب از گلو پائین
نرود، آن را غرغره کنید.
پوسیدگی دندانها
در این ماه هنگام
روزهداری شما باید بیش از گذشته مراقب پوسیدگی دندانهایتان باشید، چون
علاوه بر کاهش ترشح بزاق، کمتر در طول روز به مسواک زدن و نخ کشیدن
دندانهایتان توجه میکنید. در گذشته برای از بین بردن میکروبها از
آنتیبیوتیکها و آنزیمها استفاده میشد ولی امروزه همه معتقدند استفاده
از روشهای فیزیکی مثل مسواک زدن برای برداشتن پلاک بهترین روش است. بسیاری
از غذاهایی که برای افطار یا سحر میل میکنید موجب میشوند باکتریها در
دهانتان تولید اسید کنند. مجموعه غذا و باکتری و محصولات تولید شده به
وسیله میکروبها، پلاک دندانی نام دارد که معمولا با چشم دیده نمیشود.
فراموش نکنید فقط غذاهای شیرینی مثل شیرینی، زولبیا و بامیه و حلوا موجب
پوسیدگی دندان نمیشوند؛ بلکه مواد نشاستهای مثل نان و غلات نیز باعث
تولید اسید میشوند. پلاک دندانی باعث تحریک لثهها، جدا شدن لثه از دندان و
نهایتا تخریب استخوان مجاور دندانها میشود. شاید تصور کنید شستوشوی
دهان با آب دندانها را پاک و تمیز میکند ولی پلاک میکروبی ورقهای چسبیده
به سطح دندان است که به سادگی پاک نمیشود. بنابراین کافی نیست فقط با آب
پس از صرف سحری یا افطار دهانتان را بشویید. تنها راه و موثرترین روش،
مسواک زدن است. به طور کلی بهتر است بعد از هر وعده غذایی، دندانها مسواک
زده شوند ولی چون هنگام روزهداری فقط دو وعده غذایی در صبح و شب مصرف
میشود، تلاش کنید بعد از این دو وعده دندانهایتان را مسواک بزنید و نخ
بکشید. نکته مهمی که وجود دارد این است که در مسواک زدن باید پلاک میکروبی
را از روی دندانهایتان بردارید اما بسیاری از افراد هنگام مسواک کردن فقط
به حذف خردههای غذایی از روی دندانهایشان فکر میکنند. توجه کنید
خردههای باقیمانده غذا معمولا با حرکت لب، زبان، گونه و جریان بزاق از روی
دندانها پاک و شسته میشوند. بنابراین لازم است با دقت و حوصله مسواک
بزنید.
ماه مبارک رمضان برای مسلمانان جهان علاوه بر این که غذای روح محسوب می شود و هم چون آبی پاک، گناهان یک سال را می زداید. از جنبه سلامتی نیز تندرستی، بهداشت و تأثیر مثبت در مبارزه با بیماری ها را برای روزه دار به همراه دارد. در این ماه برخی حالت های طبیعی به دنبال روزه داری ایجاد می شود، که می توان درباره آن چاره اندیشی کرد.
● بوی بد دهان روزه دار
برخی از روزه داران در این ایام دچار بوی بد دهان می شوند اما نمی دانند علت آن چیست و چگونه می توان با آن کنار آمد. در اصطلاح پزشکی بوی بد دهان را HALITOSIS می نامند. علل بروز این عارضه را می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته اول علل موضعی هستند که منظور همان بیماری های مربوط به دهان و لثه است و دسته دوم علل سیستماتیک هستند که شامل بیماری هایی مانند دیابت، ناراحتی های کلیوی یا سیگار کشیدن می شود. با آگاهی نسبت به عوامل موضعی بوی بد دهان، روزه داران می توانند با آگاهی از ایجاد آن جلوگیری کنند. بد نیست بدانید درون دهان گونه های مختلف باکتری زندگی می کنند و موادی مانند آمونیاک و سولفید ها را که موجب ادامه زندگی باکتری ها می شوند، تولید می کنند. عوامل متعددی در ادامه حیات باکتری ها و در نتیجه بوی بد دهان دخیل هستند که از مهم ترین آنها می توان به مسواک نزدن یا شیوه اشتباه مسواک زدن، زبان آلوده، سوراخ های درون دهان، بیماری های لثه ناشی از استفاده از پلاک ارتودنسی، دندان مصنوعی و غیره اشاره کرد.
بعد از این که عوامل مؤثر در بوی بد دهان را شناختیم، حالا می توانیم برای مقابله با آن در طول ساعات روزه داری چاره ای بیندیشیم. پس از خوردن سحری، لازم است حتماً مسواک بزنیم. (قابل توجه افرادی که بدون سحری روزه می گیرند)، سپس با نخ دندان فضاهای خالی میان دندان ها را که ممکن است باقی مانده غذا درون آن جا بگیرد، پاک کنید. بله، زبان را باید با مسواک تمیز کنید. از دهان شوی آنتی باکتریال استفاده کنید و بالاخره این که هنگام سحری دو تا سه لیوان آب را، حتماً بنوشید. توجه داشته باشید که وضع ناسالم معده هم می تواند موجب ایجاد بوی بد دهان شود. بنابراین لازم است تا در طول ماه رمضان برای جلوگیری از این عارضه، رژیم غذایی خود را کنترل کنید. شما حتی می توانید یک دهان شوی همراه داشته باشید و در طول ساعات روزه داری به شکلی که آب از گلو پائین نرود، آن را غرغره کنید.
پوسیدگی دندانها
در این ماه هنگام روزهداری شما باید بیش از گذشته مراقب پوسیدگی دندانهایتان باشید، چون علاوه بر کاهش ترشح بزاق، کمتر در طول روز به مسواک زدن و نخ کشیدن دندانهایتان توجه میکنید. در گذشته برای از بین بردن میکروبها از آنتیبیوتیکها و آنزیمها استفاده میشد ولی امروزه همه معتقدند استفاده از روشهای فیزیکی مثل مسواک زدن برای برداشتن پلاک بهترین روش است. بسیاری از غذاهایی که برای افطار یا سحر میل میکنید موجب میشوند باکتریها در دهانتان تولید اسید کنند. مجموعه غذا و باکتری و محصولات تولید شده به وسیله میکروبها، پلاک دندانی نام دارد که معمولا با چشم دیده نمیشود. فراموش نکنید فقط غذاهای شیرینی مثل شیرینی، زولبیا و بامیه و حلوا موجب پوسیدگی دندان نمیشوند؛ بلکه مواد نشاستهای مثل نان و غلات نیز باعث تولید اسید میشوند. پلاک دندانی باعث تحریک لثهها، جدا شدن لثه از دندان و نهایتا تخریب استخوان مجاور دندانها میشود. شاید تصور کنید شستوشوی دهان با آب دندانها را پاک و تمیز میکند ولی پلاک میکروبی ورقهای چسبیده به سطح دندان است که به سادگی پاک نمیشود. بنابراین کافی نیست فقط با آب پس از صرف سحری یا افطار دهانتان را بشویید. تنها راه و موثرترین روش، مسواک زدن است. به طور کلی بهتر است بعد از هر وعده غذایی، دندانها مسواک زده شوند ولی چون هنگام روزهداری فقط دو وعده غذایی در صبح و شب مصرف میشود، تلاش کنید بعد از این دو وعده دندانهایتان را مسواک بزنید و نخ بکشید. نکته مهمی که وجود دارد این است که در مسواک زدن باید پلاک میکروبی را از روی دندانهایتان بردارید اما بسیاری از افراد هنگام مسواک کردن فقط به حذف خردههای غذایی از روی دندانهایشان فکر میکنند. توجه کنید خردههای باقیمانده غذا معمولا با حرکت لب، زبان، گونه و جریان بزاق از روی دندانها پاک و شسته میشوند. بنابراین لازم است با دقت و حوصله مسواک بزنید.
۱۳۹۱/۵/۱۳
راهی دیگر
Rabee Nz
همچنانکه
اشکال و طبایع مردم مختلف است، به همین سبب نقطه نظرها، قناعتها و
رفتارهایشان متفاوت است. لذا وقتی شما احساس نمودی که شخصی در راه درست
اشتباه کرده است و شما او را نصیحت کردید و تلاش نمودید تا اشتباهش را
اصلاح نمایید اما او قانع نشد. اسم او را در فهرست دشمنانتان درج نکنید و
در حد توان در کارها، بخشش و بزرگواری را پیش بگیرید. پس اگر شما کوشش کردید تا
اشتباه یکی از دوستانتان را اصلاح نمایید و او گوش نداد. بنابراین شما
دوستی را به دشمنی عوض نکنید، بلکه در لطف و نرمی مداومت کنید تا شاید او
بر همین اشتباهش باقی بماند و بر آن اضافه نکند. چنانکه گفته شده است: نرمی
تو با یک شرّ و بدی بهتر از دیگری است. پس اگر با این لطف بخشش با مردم
تعامل نمودید وهرگز بر هیچ چیز بزرگ و کوچک خشم نگرفتید، شما زندگی خوشبخت و
سعادتمند خواهید داشت. حضرت عایشه میفرماید: هرگز
رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) برای شخص خودش انتقام نگرفتند و هیچکسی را
به دست خودش نزدند اعم از خادم و زن مگر در میدان جنگ و جهاد فی سبیل الله.
هیچکس از طرف ایشان مورد آزار و اذیت قرار نگرفته است و از رفیقش انتقام
نگرفته است، مگر این که از محارم الهی چیزی مورد بیحرمتی قرار میگرفت و
برای خدا انتقام میگرفت. بنابراین، رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) خشم میگرفتند، اما خشم او برای خدا بود نه برای خودش. حتی ما تفاوت دو خشم را درمییابیم.
فرض کنید یک پسر کوچک میآید و یک یا دو ریال جهت خرج مدرسهاش میخواهد و
شما کیف پولتان را باز میکنید، میبینید در آن پول خورد نیست، بلکه پانصد
ریال در آن وجود دارد. از این رو پانصد ریال را به او میدهید و
میگویید: اینها پانصد ریال هستند. دو ریال آن مال تو و باقی مانده را پس
بیاور و این سخن را چندین بار با تأکید و تکرار میکنید، وقتی پسر بچه بعد
از ظهر از مدرسه برمیگردد شما میپرسید پولها کجاست؟ تا این که متوجه
میشوید که همه را خرج نموده است! شما در این هنگام چکار میکنید؟ و خشم
شما چگونه خواهد شد؟ ممکن است او را کتک بزنید و خشمگین شوید و چند روزی او
را از پول مدرسهاش محروم کنید. اما اگر روزی بعد از نماز عصر به خانه
بازگردید و ببینید که با کامپیوتر بازی میکند یا مشغول تماشای تلویزیون
است و برای نماز به مسجد نیامده است. پس آیا مانند اول خشم میگیرید؟
به نظر من همگیمان اتفاق
داریم که خشم ما در صحنهی اول شدیدتر و طولانیتر و دارای تأثیر بیشتری از
خشم دومیمان میباشد. اما خشم رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) برای خدا
بود. چه بسا به مردم نصیحت میکرد، ولی مورد استقبال آنها قرار نمیگرفت،
اما امور را با آرامی پیش میبرد، زیرا هدایت دست خداست.رسول خدا (صلی الله علیه و
سلم) به «تبوک» که در نزدیکی مرزهای شام قرار دارد رفت و به مملکت روم
نزدیک شد. «دحیهی کلبی» را به عنوان قاصد و سفیر نزد هرقل پادشاه روم
فرستاد. «دحیه» به دربار هرقل رسید و نزد او رفت و نامهی رسول خدا (صلی
الله علیه و سلم) را به او داد وقتی هرقل نامه را دید علماء و وزیران روم
را فرا خواند و سپس در کاخ را از داخل بر خود و آنان بست و گفت:
همانطور که مشاهده کردید این مرد آمده است و قاصدی نزد من فرستاده و مرا به سه کار فرا خوانده است:
از آیینش پیروی کنم.یا در قبال این سرزمین به او جزیه پرداخت کنم و سرزمین از آن ما باشد، یا خود را به نبرد با او اماده کنیم
آنگاه هرقل گفت: سوگند به خدا که شما در کتب میخوانید که حتماً آنها
سرزمین ما را تصرف خواهند کرد. پس بیاید از دین و آیینش پیروی کنیم، یا این
که به او جزیه پرداخت نماییم. وقتی کشیشان این جملات او را شنیدند و دیدند
آنها را به ترک دینشان فرا میخواند. به خشم درآمدند و همگی همصدا شروع
به خرناسکشیدن نمودند تا جایی که از شدت خشم و لرزش چادرهایشان به زمین
افتاد! و گفتند: آیا ما را به این فرا میخوانی تا آیین نصرانیت را رها
کنیم یا به بردگی یک اعرابی تن دهیم که از حجاز آمده است! هرقل در این صحنه
شکست خورد و شرمنده گشت و یقین کرد که با عرضهنمودن این پیشنهادها خود را
در معرض هلاکت انداخته است.زیرا این کشیشان در نزد مردم
دارای قدرت و طرفداران نیرومندی بودند. از این رو فهمید که اگر از مجلس او
برخیزند، روم را به تباهی خواهند کشید. لذا سعی نمود آنها را به آرامش
دعوت کند و گفت: من با این سخن میخواستم پایمردی و صلابت شما را نسبت به
دینتان آزمایش کنم. هرقل میدانست که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) همان
رسولی است که عیسی(علیه السلام) به او مژده داده است. ولی میخواست به این
امر اطمینان حاصل نماید. هرقل مردی از عربها را از قبیلهی «تجیب» که از
نصارای عرب بودند فرا خواند. و به او گفت: کسی را برایم پیدا کن که دارای
حافظهای قوی و عرب زبان باشد تا من او را به سوی این مرد همراه جواب
نامهاش بفرستم. آن مرد تجیبی رفت و مردی از قبیلهی بنی تنوخ آورد تا آن
را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) بفرستد و به او گفت: این نامهام را
نزد این مرد ببر و هرچه از سخنانش شنیدی سه مورد را هنگام ملاقات با او
بررسی نموده و برایم حفظ کن: ببین آیا نامهاش را که در آن چیزی نوشته است یادآوری میکند؟
ببین هرگاه نامهام را خواند آیا ذکری از شب به میان میآورد؟
و نیز به پشتش بنگر آیا چیزی میبینی که تو را مشکوک سازد؟
تنوخی شام را به مقصد تبوک ترک گفت و به آنجا رسید. در حالی که رسول خدا
(صلی الله علیه و سلم) در میان اصحابش در کنار آب نشسته و دامن لباس را روی
پا گذاشته است.
تنوخی در کنار آنها ایستاد و
گفت: صاحب شما کجاست؟ آنها به سوی آنحضرت(صلی الله علیه و سلم) اشاره
نمودند و گفتند: این است. تنوخی جلو آمد و در جلویش نشست و نامهی هرقل را
به او تقدیم نمود. آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) آن را گرفت و در دامنش
گذاشت و گفت: تو از کدام قبیله هستی؟ گفت: من برادر تنوخ هستم. رسول خدا
(صلی الله علیه و سلم) فرمود: آیا میخواهی در دین حنیف اسلام آیین پدرتان
ابراهیم (علیه السلام) داخل شوی؟ رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) علاقه
داشت این مرد به دین اسلام بگرود. در واقع هیچ مانعی وجود نداشت که تنوخی
به دین اسلام داخل شود، فقط تعصب آیین قومش مانع او گردید. تنوخی با صراحت
تمام گفت: من قاصد قومی هستم و بر آیین قومم قرار دارم و تا نزد آنها
برنگردم از آیین خودم دست نخواهم کشید. وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و
سلم) این تعصب وی را مشاهده نمود. به خشم نیامد و مشکلی برایش نتراشید،
بلکه فقط خندید و گفت:(إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ) [القصص: 56].
یعنی: «تو ای پیامبر! تو نمیتوانی کسی را که دوست داری هدایت کنی، بلکه خداوند هرکسی را که بخواهد هدایت میکند».
سپس با آرامش کامل گفت: ای برادر تنوخ! من نامهی مشابهی به کسری نوشتم و
او آن را پاره کرد و خداوند خود او و سلطنتش را پاره خواهد کرد.
- و من نامهای به نجاشی([3]) نوشتم و او آن را درید و عنقریب خداوند ملکش را خواهد درید. و نامهای به صاحب تو (هرقل)
نوشتم و او آن را نگه داشت. پس همواره مردم از او خوف و هراس خواهند داشت
تا زمانی که در زندگیاش خیری باشد. تنوخی توصیه هرقل را به یاد آورد و در
دلش گفت: این یکی از سه توصیه است که صاحبم مرا به آن امر نموده بود. لذا
ترسید که آن را فراموش کند. بنابراین، تیری از تیردانش کشید و آن را در
کناره شمشیرش نوشت. سپس رسول خدا (صلی الله علیه و
سلم) نامه را به مردی که دست چپش نشسته بود داد. تنوخی پرسید: این آقایتان
که نامه را برایتان میخواند کیست؟ آنها گفتند: معاویه. معاویه شروع به
خواندن نامه کرد. در آن مشاهده کردند که هرقل نامهای برای رسول خدا (صلی
الله علیه و سلم) نوشته و میگوید: تو مرا به بهشتی فرا میخوانی که پهنای
آن به اندازهی آسمان و زمین است و آن برای پرهیزگاران مهیا شده است! پس
دوزخ کجاست؟ آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) گفت: سبحان الله! شب کجا
باقی میماند وقتی روز آشکار شود. تنوخی متوجه گردید که این دومین توصیه
است که هرقل به او دستور داده بود باز تیری از تیردانش کشید و آن را بر
غلاف شمشیرش نوشت. وقتی معاویه از خواندن نامه
فارغ شد. رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) به سوی تنوخی که نصیحت را
نمیپذیرفت و در دین اسلام داخل نمیشد نگریست و با نرمی گفت: همانا تو حقی
داری و تو قاصد هستی. پس اگر تو نزدم جایزهای میبینی ما به تو جایزهای
میدهیم. یعنی ما میخواهیم به تو هدیهای تقدیم کنیم، اما همچنان که
میبینی ما مسافریم و بر این ریگها نشستهایم. در این هنگام حضرت عثمان t
گفت: یا رسول الله! من به او جایزهای میدهم. آنگاه بلند شد و بارها و
اسبابش را گشود و یک زیور و یک دست لباس آورد و در دامان تنوخی گذاشت. سپس پیامبر بزرگوار (صلی الله
علیه و سلم) فرمود: چه کسی از شما این مرد را میهمانی میکند؟ جوانی از
انصار گفت: من. انصاری بلند شد و تنوخی همراه او رفت، در حالی که ذهنش
مشغول توصیه سوم بود که هرقل دستور داده بود آن را تحقیق نماید. یعنی مهر
نبوت که در میان دو شانهی آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) قرار دارد. تنوخی
چند قدمی نرفته بود که رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) با صدای بلند گفت:
بیا برادر تنوخ! تنوخی به سرعت برگشت تا این که در جلو رسولخدا(صلی الله
علیه و سلم) قرار گرفت: آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه
و سلم) لباسش را که پاهایش را با آن بسته بود گشود و سپس چادرش را از پشتش
انداخت و پشتش را برای تنوخی نمایان کرد و گفت: اینجاست آنچه بدان دستور
داده شدهای. تنوخی میگوید: من در پشت او نگاه کردم مهر را دیدم که در
خلال شانههایش مانند برآمدگی کلفتی قرار داشت([4]).
اندیشه...
«هدف این است که مردم به اشتباهات خویش پی ببرند، شرط این نیست که آن را سریعتر تصحیح کنند، پس خشم نگیر».
توبه
Sanaz Irani
آن توبهای که خداوند آن را بپذیرد، زیرا کسی که از گناهان توبه کند مانند
شخصی است که هرگز مرتکب گناهی نشده است و خداوند متعال میفرماید: یَا
أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى
رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ
جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ [التحريم: 8]. «ای کسانی که
ایمان آوردهاید! توبه کنید، توبه خالصی؛ امید است با این کار پروردگار
گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش
جاری است وارد کند».
پس در این آیه بیان شد که توبه سببی برای ورود به
بهشت است، زیرا توبه مهمترین عامل بخشش و تبدیل گناهان به نیکی است که
خداوند میفرماید: إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا
فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ
غَفُورًا رَّحِيمًا [الفرقان: 70]. «مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و
عمل صالح انجام دهد که خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل میکند، و
خداوند آمرزنده و مهربان است».
بنابراین، اگر شخصی ایمان بیاورد، و
اعمال صالح انجام دهد و صادقانه با نیتی پاک توبه کند پروردگار توبهاش را
میپذیرد، آنچنان که فرموده است: لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ
وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ
الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ
تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۱۷﴾وَعَلَى
الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ
الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن
لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ
لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿۱۱۸﴾
{التوبة}«خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار که در زمان
عسرت و شدت (جنگ تبوک) از او پیروی کردند نمود، پس از آن که نزدیک بود
دلهای گروهی از آنها از حق منحرف شود، سپس خدا توبه آنها را پذیرفت که او
نسبت به آنان مهربان و رحیم است؛ همچنین آن سه نفر که (در مدنیه) باز
ماندند، تا آن حد که زمین با همه وسعتش برآنها تنگ شد و (حتی) جایی در وجود
خویش برای خود نمییافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او
نیست، در آن هنگام خدا آنان را مشغول رحمت خود ساخت و خداوند توبه آنها را
پذیرفت که خداوند توبهپذیر و مهربان است».
خداوند متعال پس از این کوشش جانکاه و مبارزه طاقتفرسای آنان توبهشان را پذیرفت.
و بلکه خداوند متعال بر توبه بندهاش بسیار خوشحال میشود، چنانچه حضرت
انس در حدیثی از حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت میکند که ایشان
فرود: همانا خداوند خوشحالتر میشود به توبه بنده اش، آنگاه که توبه کند
یکی از شما که در بیابانی بر شترش سوار بوده که ناگهان شتر از دستش فرار
کند، در حالی که آذوقهاش بر سر آن است، و چون از یافتن شتر مأیوس شود با
ناامیدی آمده و در سایه درختی به پهلو دراز کشیده در این هنگام ناگهان
متوجه میشود که شتر در کنارش ایستاده که فوراً مهارش را بدست میگیرد و از
فرط خوشحالی میگوید: خدایا تو بنده من هستی، و من خدای تو ام! و از شادی
بیحد الفاظ را اشتباه تلفظ میکند( ).
ابن قیم / میگوید: کدام
شادمانی با این برابری میکند؟ و اگر خوشی برتر از آن در عالم هستی وجود
میداشت حضرت پیامبر ص به آن مثال میزدند.
بنابراین، شادمانی خداوند به توبه بنده اش، برتر از خوشحالی آن شخص از یافتن سواریاش است.
برگرفته از کتاب: با گناهان چگونه مبارزه کنیم
تالیف: حامد بن محمد المصلح
منبع: www.aqeedeh.com
فضیلت جمعه
فضیلت روز جمعه و نمازش و غسل کردن و خوشبویی زدن برای آن
از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم
فرمودند: بهترین روزیکه خورشید بران طلوع کرده روز جمعه است که در آن آدم
خلق شد و در آن به بهشت داخل گردید و در آن از بهشت خارج شد.
همچنین در
روایتی دیگر از ابوهریره رض امده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم
فرمودند: کسیکه وضو بگیرد و انرا زیبا و کامل بگیرد و بعد به نماز جمعه
برود و خطبه ها را گوش دهد و ساکت باشد گناهان(صغیره ی) او تا ده روز اینده
امرزیده می شود و هرکس(در هنگام خطبه و نماز) سنگریزه ای بردارد(باان بازی
کند) کاری بیهوده در پیش گرفته و جمعه اش کامل نیست (خود را با سنگریزه
مشغول دارد کنایه از اینست که با سنگریزه یا تسبیح یاهروسیله دیگری خود را
از خطبه و نماز مشغول و غافل کند و حضور قلب نداشته باشد).
از ابوهریره
و ابن عمر رضی الله عنهم روایت شده است که ان دو از پیامبر صلی الله علیه
وسلم شنیدند که بر پایه های منبر خود میفرمودند: گروهی که جمعه را ترک
میکنند یا ازاین عادت خود دست میکشند یقینا خداوند بردلهای آنها مهرمیزند و
انگاه انان از جمله ی غافلان می شوند.
از ابن عمر رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر وقت یکی از شما به جمعه امد غسل کند.
از سلمان رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر مردی
که در روز جمعه غسل کند و تا انجا که میتواند خود را اراسته و پاکیزه کند و
مویش را از روغن خود روغن بزند و از عطری که در خانه دارد خود را معطر
سازد و سپس از خانه خارج شود و به مسجد بیاید و بین دو نفر جدایی نیندازد و
انگاه انچه را از نماز بر او فرض شده است انجام دهد و سپس هنگامیکه امام
صحبت میکند ساکت شود تمام گناهان و اشتباهات او (در صورتیکه کبیره یا حقوق
مردم نباشد) تا جمعه ی دیگر آمرزیده می شود.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: بهترین روزیکه خورشید بران طلوع کرده روز جمعه است که در آن آدم خلق شد و در آن به بهشت داخل گردید و در آن از بهشت خارج شد.
همچنین در روایتی دیگر از ابوهریره رض امده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسیکه وضو بگیرد و انرا زیبا و کامل بگیرد و بعد به نماز جمعه برود و خطبه ها را گوش دهد و ساکت باشد گناهان(صغیره ی) او تا ده روز اینده امرزیده می شود و هرکس(در هنگام خطبه و نماز) سنگریزه ای بردارد(باان بازی کند) کاری بیهوده در پیش گرفته و جمعه اش کامل نیست (خود را با سنگریزه مشغول دارد کنایه از اینست که با سنگریزه یا تسبیح یاهروسیله دیگری خود را از خطبه و نماز مشغول و غافل کند و حضور قلب نداشته باشد).
از ابوهریره و ابن عمر رضی الله عنهم روایت شده است که ان دو از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدند که بر پایه های منبر خود میفرمودند: گروهی که جمعه را ترک میکنند یا ازاین عادت خود دست میکشند یقینا خداوند بردلهای آنها مهرمیزند و انگاه انان از جمله ی غافلان می شوند.
از ابن عمر رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر وقت یکی از شما به جمعه امد غسل کند.
از سلمان رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر مردی که در روز جمعه غسل کند و تا انجا که میتواند خود را اراسته و پاکیزه کند و مویش را از روغن خود روغن بزند و از عطری که در خانه دارد خود را معطر سازد و سپس از خانه خارج شود و به مسجد بیاید و بین دو نفر جدایی نیندازد و انگاه انچه را از نماز بر او فرض شده است انجام دهد و سپس هنگامیکه امام صحبت میکند ساکت شود تمام گناهان و اشتباهات او (در صورتیکه کبیره یا حقوق مردم نباشد) تا جمعه ی دیگر آمرزیده می شود.
۱۳۹۱/۵/۱۲
کودکان و اینترنت
Rabee Nz
در عصر کنونی، اینترنت وسیله ای مهمّ و حیاتی از وسایل ارتباط
جمعی به شمار می آید که در دسترس همگان قرار دارد. کودکان نیز که طبیعتاً
جزو همین جامعه بوده، از چیزی که در محیطشان وجود دارد تاًثیر می پذیرند و
با وجود تعداد بسیار زیاد دستگاههای رایانه و مراکز سرویس دهی که امکان وصل
شدن و ورود به دنیای اینترنت را فراهم می کنند، اینترنت به چیزی تبدیل شده
که بسیاری از مردم از جمله کودکان به طور عادی از آن استفاده می کنند.
بدون شک استفاده از حجم بسیار عظیم اطلاعات، اهمیت بالایی به اینترنت بخشیده است، و این وسیله به جولانگاه تحقیق و جستجو در باره معلومات و کشف و دانستن امور بدل شده که همه از جمله کودکان ما، برای آن تلاش می کنند، بنابراین آیا دنیای اینترنت ، برای کسی در آن تبحّر دارد، محیطی امن است؟ و آیا گذراندن ساعتها وقت در گشت وگذار اینترنتی برای کودکان مفید است؟ آیا استفاده از اینترنت برای کاربران، آثار منفی هم در بر دارد؟ / آیا انتخاب اسم مستعار در (اتاقهای گفتگو اینترنتی)چت روم ها و میز گردهای اینترنتی برای صاحبان خود معنای خاصی دارند؟ و ..و بسیاری دیگر از سؤالاتی که ذهن والدین و مربّیان و تصمیم سازان را که این موضوع از دور یا نزدیک برایشان اهمیت دارد ،در بسیاری از موقعیت ها به خود مشغول نموده است.
و اکنون بعد از مدتی که از شکوفایی خدماتی که اینترنت به کاربران خود ارائه داده، جهان به دنبال نقاط ضعف قوت کاربران این وسیله، به خصوص کودکان، است و دولت ها قوانین بازدارنده ای را برای جلوگیری از هرگونه سوء استفاده ممکن به اجرا گذاشته اند.
استفاده ی روبه رشد و فزاینده از اینترنت در سطح جهان، شاید به دلیل رضایت روانی باشد، که برای افراد به وجود می آورد و آنان را بیشتر مجذوب خود می کند که باعث نشستن طولانی مدت آنان پشت کامپیوتر های شخصیشان می گردد. واین همه به خاطرعدم احساس تنگنای اجتماعی یا فشار روانی در حین استفاده از اینترنت ، آزادی ورود به غرفه های گفتگو(چت روم)و سخن گفتن با هرکس و در باره هر چیز و حتی گاهی طرح سؤالاتی مشکل وآزار دهنده است. واین به علّت طبیعت اینترنت است که از کاربران نمی خواهد که هویت حقیقی خود را فاش کنند . چیزی که باعث می شود درباره هر چیزی که به او آرامش روانی بدهد، سخن بگوید، بدون اینکه کسی از سن، جنس و وضعیت اجتماعیش سخنی به میان آورد و این سبب آرامش خیال برای کاربر شده ،برایش حاشیه آزادی ایجاد می کند که بدان نیازمند است ، حاشیه امنی که نمی تواند در روبرو شدن و تعامل مستقیم با دیگران ازآن بهره مند باشد.
با اینکه داشتن خبره و تجربه کافی برای استفاده از اینترنت، خیال فرد را از افشای هوّیتش پیش دیگران، راحت می کند، امّا باز هم عادتهای رفتاری متعددی را سبب می شود که یکی از بدترین آنها عادت به نشستن ساعتهای متمادی جلوی دستگاههای رایانه است که از نشاط شخص می کاهد و او را از تحرک و جابجایی مورد نیاز روزانه باز می دارد، همچنین نوعی حالت انزواطلبی و گوشه گیری بر این نوع کاربران غالب می شود که بر سرشت مشارکت اجتماعی آنان تاثیر منفی می گذارد.
همچنین کاربران اینترنت به شیوه های گوناگون مثبت یا منفی، تحت تأثیر نامه های الکترونی (ایمیل های) تبلیغاتی، فرهنگی و یا در خواست های مختلفی که از این طریق با آن روبرو می شوند( بر حسب نوع نامه ها وشخصیت فرستنده آنها )،قرار می گیرند که اینجا در می یابیم که کودکان بیش از دیگران از آنچه در اینترنت می بینند، تأثیر می پذیرند، و شاید گاهی کودک تصورات عجیب و غریبی را از جامعه ، دین و هویت خویش در ذهنش پایه ریزی کند که در چنین شرایطی تعامل با وی مشکل خواهد بود زیرا او اکنون هویتی دارد که به طور کلی با آنچه خانواده ، سرپرستان و جامعه از او انتظار دارند، متفاوت است.
همانطور که قبلاً اشاره کردیم کاربران اینترنت با پنهان شدن پشت نامهای مستعار مختلف به پوشانیدن هویت حقیقی خود متوسل می شوند،که این نامها معمولاً به این دلیل انتخاب می شوند که منعکس کننده چیزی هستند که فرد می خواهد آن را پیش خود نگه دارد، شاید بعضی پشت نامهایی خلاف شخصیت واقعی خود پنهان شوند، مثلاً اگر ترسو باشند ممکن است نام شیر را برای خود انتخاب کنند، یا مردی نام خانمها را انتخاب کند، یا شاید نام، نشان دهنده طبیعت یا صفتی در وجود شخص باشد یا خصوصیت برجسته ای در شخصیت وی باشد، مثلاً اگر بخشنده باشد نامی را که نشان دهنده بخشندگی بسیار است انتخاب می کند یا اگر عاشق است نامی را برمی گزیند که نشانگر عشق شدید باشد، به این ترتیب نامهای مستعار فرصت رایگانی را به کاربر می دهند تا حقیقت خود را پنهان نموده، و از آزادی بی قید و بند در تعامل با دیگرانی که هر کسی می توانند باشند، لذّت ببرد. و شاید کسی باشد که استفاده او از اینترنت مضرّ و ممنوع است.
اینترنت با همه اوصافی که گفتیم شاید برای بعضی، تبدیل به چیزی اساسی وبرای بعضی در درجه دوّم اهمّیت باشد، امّا آنچه در واقع به آشکارا مشاهده می شود این است که اینترنت، امروز چه بخواهیم وچه نخواهیم، در جامعه ی ما جایگاهی پیدا کرده است. بنابر این ، اگر کودکان ما بخواهند از اینترنت استفاده کنند، باید چه رفتار و تعاملی با آنها داشته باشیم.
بچه های ما و استفاده از اینترنت
بچه ها در اینترنت،با فرستادن نامه های الکترونیک و صحبت کردن با دیگران در غرفه های گفتگو، احساس لذت و هیجان می کنند و تحقیق و کشف چیزهای مختلف را که اینترنت به سادگی و آزادی کامل در اختیارشان قرار می دهد، دوست دارند.
امّا آیا استفاده کودکان از اینترنت کاملاً امن است؟
آمارها این واقعیت را به ما نشان می دهد که از 400 هزار تا 2 میلیون کودک از راه اینترنت مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند. و 100 هزار پایگاه اینترنتی(سایت) غیر اخلاقی وجود دارند که بچه ها به آنها سر می زنند، و هر روزه 3900 سایت غیر اخلاقی جدید واردعرصه می شوند و بچه ها به علت کثرت استفاده از اینترنت، بدان معتاد شده، و وقت زیادی که جلوی صفحه کامپیوتر می گذرانند، باعث افت تحصیلی آنان می گردد.
آیا بچه ها را از استفاده اینترنت منع کنیم یا راهنمایی؟
طبیعتاً ممنوع کردن استفاده از اینترنت برای کودکان مشکلی را حل نخواهد کرد و امروزه هم کار سختی است؛ زیرا کودک یا جوان (ما) درصورت امکان، می تواند در خارج منزل با دوستان یا در کافی نت های متعدد یا در مدرسه به اینترنت دسترسی پیدا کند.
حال آیا اجازه بدهیم که کودکان ما در گوشه ی از خانه و در جلوی چشمان و نظارت ما از اینترنت استفاده کنند، یا اینکه کاری کنیم که ، دور از چشم ما (به قول معروف) دزدکی از آن استفاده نمایند؟
به نظر بنده، جواب سؤال این است که اگر فرزندانم در جلوی چشمان خودم از اینترنت استفاده کنند،بهتراست تا اینکه این کار را در بیرون منزل انجام دهند.
بدون شک استفاده از حجم بسیار عظیم اطلاعات، اهمیت بالایی به اینترنت بخشیده است، و این وسیله به جولانگاه تحقیق و جستجو در باره معلومات و کشف و دانستن امور بدل شده که همه از جمله کودکان ما، برای آن تلاش می کنند، بنابراین آیا دنیای اینترنت ، برای کسی در آن تبحّر دارد، محیطی امن است؟ و آیا گذراندن ساعتها وقت در گشت وگذار اینترنتی برای کودکان مفید است؟ آیا استفاده از اینترنت برای کاربران، آثار منفی هم در بر دارد؟ / آیا انتخاب اسم مستعار در (اتاقهای گفتگو اینترنتی)چت روم ها و میز گردهای اینترنتی برای صاحبان خود معنای خاصی دارند؟ و ..و بسیاری دیگر از سؤالاتی که ذهن والدین و مربّیان و تصمیم سازان را که این موضوع از دور یا نزدیک برایشان اهمیت دارد ،در بسیاری از موقعیت ها به خود مشغول نموده است.
و اکنون بعد از مدتی که از شکوفایی خدماتی که اینترنت به کاربران خود ارائه داده، جهان به دنبال نقاط ضعف قوت کاربران این وسیله، به خصوص کودکان، است و دولت ها قوانین بازدارنده ای را برای جلوگیری از هرگونه سوء استفاده ممکن به اجرا گذاشته اند.
استفاده ی روبه رشد و فزاینده از اینترنت در سطح جهان، شاید به دلیل رضایت روانی باشد، که برای افراد به وجود می آورد و آنان را بیشتر مجذوب خود می کند که باعث نشستن طولانی مدت آنان پشت کامپیوتر های شخصیشان می گردد. واین همه به خاطرعدم احساس تنگنای اجتماعی یا فشار روانی در حین استفاده از اینترنت ، آزادی ورود به غرفه های گفتگو(چت روم)و سخن گفتن با هرکس و در باره هر چیز و حتی گاهی طرح سؤالاتی مشکل وآزار دهنده است. واین به علّت طبیعت اینترنت است که از کاربران نمی خواهد که هویت حقیقی خود را فاش کنند . چیزی که باعث می شود درباره هر چیزی که به او آرامش روانی بدهد، سخن بگوید، بدون اینکه کسی از سن، جنس و وضعیت اجتماعیش سخنی به میان آورد و این سبب آرامش خیال برای کاربر شده ،برایش حاشیه آزادی ایجاد می کند که بدان نیازمند است ، حاشیه امنی که نمی تواند در روبرو شدن و تعامل مستقیم با دیگران ازآن بهره مند باشد.
با اینکه داشتن خبره و تجربه کافی برای استفاده از اینترنت، خیال فرد را از افشای هوّیتش پیش دیگران، راحت می کند، امّا باز هم عادتهای رفتاری متعددی را سبب می شود که یکی از بدترین آنها عادت به نشستن ساعتهای متمادی جلوی دستگاههای رایانه است که از نشاط شخص می کاهد و او را از تحرک و جابجایی مورد نیاز روزانه باز می دارد، همچنین نوعی حالت انزواطلبی و گوشه گیری بر این نوع کاربران غالب می شود که بر سرشت مشارکت اجتماعی آنان تاثیر منفی می گذارد.
همچنین کاربران اینترنت به شیوه های گوناگون مثبت یا منفی، تحت تأثیر نامه های الکترونی (ایمیل های) تبلیغاتی، فرهنگی و یا در خواست های مختلفی که از این طریق با آن روبرو می شوند( بر حسب نوع نامه ها وشخصیت فرستنده آنها )،قرار می گیرند که اینجا در می یابیم که کودکان بیش از دیگران از آنچه در اینترنت می بینند، تأثیر می پذیرند، و شاید گاهی کودک تصورات عجیب و غریبی را از جامعه ، دین و هویت خویش در ذهنش پایه ریزی کند که در چنین شرایطی تعامل با وی مشکل خواهد بود زیرا او اکنون هویتی دارد که به طور کلی با آنچه خانواده ، سرپرستان و جامعه از او انتظار دارند، متفاوت است.
همانطور که قبلاً اشاره کردیم کاربران اینترنت با پنهان شدن پشت نامهای مستعار مختلف به پوشانیدن هویت حقیقی خود متوسل می شوند،که این نامها معمولاً به این دلیل انتخاب می شوند که منعکس کننده چیزی هستند که فرد می خواهد آن را پیش خود نگه دارد، شاید بعضی پشت نامهایی خلاف شخصیت واقعی خود پنهان شوند، مثلاً اگر ترسو باشند ممکن است نام شیر را برای خود انتخاب کنند، یا مردی نام خانمها را انتخاب کند، یا شاید نام، نشان دهنده طبیعت یا صفتی در وجود شخص باشد یا خصوصیت برجسته ای در شخصیت وی باشد، مثلاً اگر بخشنده باشد نامی را که نشان دهنده بخشندگی بسیار است انتخاب می کند یا اگر عاشق است نامی را برمی گزیند که نشانگر عشق شدید باشد، به این ترتیب نامهای مستعار فرصت رایگانی را به کاربر می دهند تا حقیقت خود را پنهان نموده، و از آزادی بی قید و بند در تعامل با دیگرانی که هر کسی می توانند باشند، لذّت ببرد. و شاید کسی باشد که استفاده او از اینترنت مضرّ و ممنوع است.
اینترنت با همه اوصافی که گفتیم شاید برای بعضی، تبدیل به چیزی اساسی وبرای بعضی در درجه دوّم اهمّیت باشد، امّا آنچه در واقع به آشکارا مشاهده می شود این است که اینترنت، امروز چه بخواهیم وچه نخواهیم، در جامعه ی ما جایگاهی پیدا کرده است. بنابر این ، اگر کودکان ما بخواهند از اینترنت استفاده کنند، باید چه رفتار و تعاملی با آنها داشته باشیم.
بچه های ما و استفاده از اینترنت
بچه ها در اینترنت،با فرستادن نامه های الکترونیک و صحبت کردن با دیگران در غرفه های گفتگو، احساس لذت و هیجان می کنند و تحقیق و کشف چیزهای مختلف را که اینترنت به سادگی و آزادی کامل در اختیارشان قرار می دهد، دوست دارند.
امّا آیا استفاده کودکان از اینترنت کاملاً امن است؟
آمارها این واقعیت را به ما نشان می دهد که از 400 هزار تا 2 میلیون کودک از راه اینترنت مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند. و 100 هزار پایگاه اینترنتی(سایت) غیر اخلاقی وجود دارند که بچه ها به آنها سر می زنند، و هر روزه 3900 سایت غیر اخلاقی جدید واردعرصه می شوند و بچه ها به علت کثرت استفاده از اینترنت، بدان معتاد شده، و وقت زیادی که جلوی صفحه کامپیوتر می گذرانند، باعث افت تحصیلی آنان می گردد.
آیا بچه ها را از استفاده اینترنت منع کنیم یا راهنمایی؟
طبیعتاً ممنوع کردن استفاده از اینترنت برای کودکان مشکلی را حل نخواهد کرد و امروزه هم کار سختی است؛ زیرا کودک یا جوان (ما) درصورت امکان، می تواند در خارج منزل با دوستان یا در کافی نت های متعدد یا در مدرسه به اینترنت دسترسی پیدا کند.
حال آیا اجازه بدهیم که کودکان ما در گوشه ی از خانه و در جلوی چشمان و نظارت ما از اینترنت استفاده کنند، یا اینکه کاری کنیم که ، دور از چشم ما (به قول معروف) دزدکی از آن استفاده نمایند؟
به نظر بنده، جواب سؤال این است که اگر فرزندانم در جلوی چشمان خودم از اینترنت استفاده کنند،بهتراست تا اینکه این کار را در بیرون منزل انجام دهند.
امّا برای استفاده در منزل هم ضوابطی وجود دارد،
اوّلین ضابطه این است که رایانه در جایی نصب شود که که به راحتی در معرض
دید باشد تا معلوم شود که چه کسی از آن استفاده می کند و اینکه رایانه را
با فیلتر های خاصی مجهز نمایند تا از باز شدن سایت های بد و هرزه جلوگیری
شود، و همچنین پدر خانواده یا هر فرد عاقلی در خانه، باید آشنا به
استفاده از اینترنت باشد تا گاه و بیگاه جاهایی که کودکان به آنها سر می
زنند را بررسی نماید و نوع استفاده آنها از اینترنت را بداند و به آنها
هشدار دهد که در اینترنت هیچ اطلاعات شخصی را در اختیار کسی که نمی شناسند،
نگذارند، و با افراد نا شناس دوستی نکنند، و بدون اطلاع خانواده با
دوستانی که از این طریق پیدا کرده اند، ملاقات ننمایند.
و مهم ترین نکته این که روی کمک به کودکان برای استفاده درست از اینترنت و نوع خطراتی که ممکن است آنان را هنگام استفاده از آن تهدید نماید، کار کنند و با قرار دادن ترس خداو ند عز وجل دردل کودکان واینکه او سرپرستی است که بر اعمالشان آگاه بوده و به هرگناه کوچک وبزرگ آنان در زمان استفاده از اینترنت اهمّیت میدهد ، در آنان مانع و دیده بان درونی کار بگذارند.
اینترنت به عامل مهمی در زندگی کنونی ما بدل شده است و برما لازم است در حد ممکن از آن استفاده کنیم و کاری کنیم که کودکانمان بهترین استفاده را از این کمّیت بسیار عظیم اطلاعات و تخصّصها و وسایل سریع ارتباطی به عمل آورند. امّا باید بسیار مواظب بود که به تنهایی و بدون مشورت و کنترل و راهنمایی خانواده ،مدرسه و جامعه این کار راانجام ندهند.
۱۳۹۱/۵/۱۱
توصیه های رمضانی
توصیههای رمضانی
۱ـ صرف سحری در وقت سحر، چرا که مسلمان نه تنها به ظاهر مساله مینگرد
بلکهروح و اثر آنرا نیز مدنظر قرار میدهد و سحر وقت فضیلت است و بلند شدن
به قصد سحری خوردن خود فضیلتی است که نباید آنرا فراموش کرد.
۲ـ شرکت
در نمازهای جماعت پنجگانه بخصوص نماز صبح و عصر را فراموش نکنیم که مواظبت
بر آن نشانه ایمان و سبب استقامت در دین و اثر محبت خدا و رسول است.
۳ـ
تلاوت حداقل ۱۰ صفحه از قرآن کریم بعد از نماز صبح که تلاوت هر حرف از
قرآن به ده برابر اجر دارد. و بخاطر بسپاریم که این ماه، ماه قرآن است و هر
چه بیشتر به قرآنرو آوریم خود را به قرآن نزدیکتر نمودهایم. سعی کنیم
همانند سلف صالحمان (گذشتگان نیکوکارمان) بیشتر عبادتمان در این ماه تلاوت
قرآن باشد.
۴ـ افطاری دادن به روزهداران خود فضیلتی است که پیامبر
سلام بدان تشویق نموده و همانند اجر آن روزهدار را درارا میباشد و باعث
مغفرت گناهان و نجات از آتش دوزخ استو نیز نشانه مهر و محبت اسلامی است و
باعث ازدیاد روابط برادری خواهد شد.
۵ـ انضباط و اخلاق اسلامی را در
رمضان و بخصوص در حالت روزه بیشتر رعایت کنیم. به موقع و بانشاط در محل
کارمان حاضر شویمو با توجه به روح معنویت روزه از کم حوصلگی و پرخاش کردن
به دیگران جدا دوری کنیم، تا خدای ناکرده دانسته یا ندانستهبخاطر روزهمان
بر آنان نبالیم بلکه برعکساگر تا آنروز بداخلاق و بیحوصله بودیم، سعی کنیم
همانطور که بر گرسنگی و تشنگی صبر میکنیم بر ترک اخلاق ناپسند و عادات
زشت همانند دروغ، غیبت، نگاه به نامحرم، گوش دادن به آهنگ مبتذل و گناهان
دیگر نیز صبر کنیم و به تربیت نفس خویش بپردازیم و بدانیم که میبایست تمامی انداممان روزه باشد.
۶ـ سعی کنیم قبل از افطار نیم ساعتی را به تلاوت قرآن و مناجات اختصاص
دهیم و این وقتبافضیلت را نمیبایست با مشغول شدن به سفره افطار هدر داد.
رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: سه گروهند که دعایشان مستجاب
است… یکی از آنها روزهدار است هنگام افطارش.
۷ـ افطار به موقع و عدم تاخیر بدون عذر، چراکه از سنت پیامبر اسلام افطار نمودن در اولینوقت دخول مغرب است.
۸ـ شروع افطار با دعای: «ذهب الظمأ و ابتلت العروق و ثبت الجر إنشاألله»
یعنی: تشنگی رفـت و به رگها آب رسید و ـ ان شاء الله ـ اجرو پاداش به ما
رسید.
۹ـ سنت است روزهدار با خرما و یا با آب شروع به افطار کند.
۱۰ـ از پرخوری پرهیز شود که خود سرچشمه همه بیماریها و منافی حکمت و فایده روزه است.
۱۱ـ از اسراف و تبذیر و ریخت و پاش کردن غذاها جدا خودداری شود که خود گناه بزرگیاست و شایسته روزهدار نیست.
۱۲ـ سعی کنیم حتی الامکان در نماز تراویح شرکت کنیم در غیر اینصورت به
قیام شب بپردازیم تا شامل فرموده رسول خدا شویم کهمیفرماید: «کسی که رمضان
را با ایمان بهخدا و برای کسب اجر، نماز شب به پا داشت گناهان ماقبل او
بخشیده میشود».
۱۳ـ سعی کنیم در ماه رمضان از مجالس لهو و لعب دوری
کنیم و اوقات گرانبهای این ماه مبارک را در بازی و سرگرمیهای بیهوده یا
خدای ناکرده در گناه و معصیت از دست ندهیم بلکه با تشکیل جلسهای قرآنی به
تحسین قرائت خود بپردازیم یا از عالمی دعوت کنیم تا برایمان قرآن را تفسیر
نماید یا از احکام رمضان و روزه و عبادات برایمان بگوید که این ایام، ایام
تقرب و بازگشت به خدا و دین است.
۱۴ـ نیکی به پدر و مادر را از مهمترین
واجباتدینیمان بدانیم و سعی کنیم روابطمان را با همه مردم خوب کنیم و از
خویشان و نزدیکان وهمسایگان دیدن و احوالپرسی نماییم و نیازهای آنان را
جویا شویم و به فقرا و مستمندان و یتیمان احسان کنیم.
۱۵ـ اگر رمضان را فصل زکات اموال خود قرار دادهایم سعی کنیم به مستحقین آن برسد ویا به کسی وکالت توزیع داده شود که از
حال فقرا و مساکین جامعه باخبر باشد و با تقوی و خدا ترسی بتواند این امانت را به اهلش برساند.
۱۶ـ علاوه بر زکات فریضه سعی کنیم با صدقات و خیرات مستحب خود را به رحمت بیکران الهی نزدیک کنیم.
۱۷ـ زکات فطر غیر از فریضه سالیانه است که خاص به ماه رمضان است و لذا قبل
از نماز عید میبایست به فقرا و مساکین برسد و توزیع آن چند روز قبل از
عید فطر جائز است.
۱۸ـ اگر برای کسی میسر شود در این ماه به عمره خانه
خدا مشرف شود فضیلت بسیار زیادی دارد، و اجر آن همانند حجی است که همراه
رسول خدا صلی الله علیه و سلم انجام بگیرد.
۱۹ـ اعتکاف ده روز آخر
رمضان در مسجد به قصد تفرغ برای عبادت یکی از سنتهای اسلامی است که مسلمان
میتواند با احیای آن به روح و معنویت شب زندهداری و مناجات با خدا بیشتر
پی ببرد و بخصوص اینکه یکی از این شبها مصادف خواهد بود با لیلة القدر که
اجر عبادت در آن بهتر از عبادت هزار ماه (۸۳ سال و ۴ ماه) است.
۲۰ـ شرکت در نماز عید فطر و شاهد حضور جماعت مسلمان، خود پایان بخش این موسم
خیر و برکت است که تجدید عهدی است میانمسلمان با خدایش بر ادامه راه عبادت
و بندگی و نیز مشارکت در خیر و خوشی جامعه مسلمان؛ و تبادل تبریک و لبخند
مسرت از عبادت است.
آری برادر و خواهر مسلمان
بیایید ما و شما هم
از جمله آن رستگارانی باشیم که رمضان را با اخلاص روزه گرفته و به عفو و
گذشت الهی در این ماه خیر و برکت نائل گشتهاند و خود را از عذاب آخرت نجات
داده و مستحق پاداش بیکران الهی قرار داده اند. امید است با توفیق حق
تعالی چنین باشد.
۱ـ صرف سحری در وقت سحر، چرا که مسلمان نه تنها به ظاهر مساله مینگرد بلکهروح و اثر آنرا نیز مدنظر قرار میدهد و سحر وقت فضیلت است و بلند شدن به قصد سحری خوردن خود فضیلتی است که نباید آنرا فراموش کرد.
۲ـ شرکت در نمازهای جماعت پنجگانه بخصوص نماز صبح و عصر را فراموش نکنیم که مواظبت بر آن نشانه ایمان و سبب استقامت در دین و اثر محبت خدا و رسول است.
۳ـ
تلاوت حداقل ۱۰ صفحه از قرآن کریم بعد از نماز صبح که تلاوت هر حرف از قرآن به ده برابر اجر دارد. و بخاطر بسپاریم که این ماه، ماه قرآن است و هر چه بیشتر به قرآنرو آوریم خود را به قرآن نزدیکتر نمودهایم. سعی کنیم همانند سلف صالحمان (گذشتگان نیکوکارمان) بیشتر عبادتمان در این ماه تلاوت قرآن باشد.
۴ـ افطاری دادن به روزهداران خود فضیلتی است که پیامبر سلام بدان تشویق نموده و همانند اجر آن روزهدار را درارا میباشد و باعث مغفرت گناهان و نجات از آتش دوزخ استو نیز نشانه مهر و محبت اسلامی است و باعث ازدیاد روابط برادری خواهد شد.
۵ـ انضباط و اخلاق اسلامی را در رمضان و بخصوص در حالت روزه بیشتر رعایت کنیم. به موقع و بانشاط در محل کارمان حاضر شویمو با توجه به روح معنویت روزه از کم حوصلگی و پرخاش کردن به دیگران جدا دوری کنیم، تا خدای ناکرده دانسته یا ندانستهبخاطر روزهمان بر آنان نبالیم بلکه برعکساگر تا آنروز بداخلاق و بیحوصله بودیم، سعی کنیم همانطور که بر گرسنگی و تشنگی صبر میکنیم بر ترک اخلاق ناپسند و عادات زشت همانند دروغ، غیبت، نگاه به نامحرم، گوش دادن به آهنگ مبتذل و گناهان
دیگر نیز صبر کنیم و به تربیت نفس خویش بپردازیم و بدانیم که میبایست تمامی انداممان روزه باشد.
۶ـ سعی کنیم قبل از افطار نیم ساعتی را به تلاوت قرآن و مناجات اختصاص دهیم و این وقتبافضیلت را نمیبایست با مشغول شدن به سفره افطار هدر داد. رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرماید: سه گروهند که دعایشان مستجاب است… یکی از آنها روزهدار است هنگام افطارش.
۷ـ افطار به موقع و عدم تاخیر بدون عذر، چراکه از سنت پیامبر اسلام افطار نمودن در اولینوقت دخول مغرب است.
۸ـ شروع افطار با دعای: «ذهب الظمأ و ابتلت العروق و ثبت الجر إنشاألله» یعنی: تشنگی رفـت و به رگها آب رسید و ـ ان شاء الله ـ اجرو پاداش به ما رسید.
۹ـ سنت است روزهدار با خرما و یا با آب شروع به افطار کند.
۱۰ـ از پرخوری پرهیز شود که خود سرچشمه همه بیماریها و منافی حکمت و فایده روزه است.
۱۱ـ از اسراف و تبذیر و ریخت و پاش کردن غذاها جدا خودداری شود که خود گناه بزرگیاست و شایسته روزهدار نیست.
۱۲ـ سعی کنیم حتی الامکان در نماز تراویح شرکت کنیم در غیر اینصورت به قیام شب بپردازیم تا شامل فرموده رسول خدا شویم کهمیفرماید: «کسی که رمضان را با ایمان بهخدا و برای کسب اجر، نماز شب به پا داشت گناهان ماقبل او بخشیده میشود».
۱۳ـ سعی کنیم در ماه رمضان از مجالس لهو و لعب دوری کنیم و اوقات گرانبهای این ماه مبارک را در بازی و سرگرمیهای بیهوده یا خدای ناکرده در گناه و معصیت از دست ندهیم بلکه با تشکیل جلسهای قرآنی به تحسین قرائت خود بپردازیم یا از عالمی دعوت کنیم تا برایمان قرآن را تفسیر نماید یا از احکام رمضان و روزه و عبادات برایمان بگوید که این ایام، ایام تقرب و بازگشت به خدا و دین است.
۱۴ـ نیکی به پدر و مادر را از مهمترین واجباتدینیمان بدانیم و سعی کنیم روابطمان را با همه مردم خوب کنیم و از خویشان و نزدیکان وهمسایگان دیدن و احوالپرسی نماییم و نیازهای آنان را جویا شویم و به فقرا و مستمندان و یتیمان احسان کنیم.
۱۵ـ اگر رمضان را فصل زکات اموال خود قرار دادهایم سعی کنیم به مستحقین آن برسد ویا به کسی وکالت توزیع داده شود که از
حال فقرا و مساکین جامعه باخبر باشد و با تقوی و خدا ترسی بتواند این امانت را به اهلش برساند.
۱۶ـ علاوه بر زکات فریضه سعی کنیم با صدقات و خیرات مستحب خود را به رحمت بیکران الهی نزدیک کنیم.
۱۷ـ زکات فطر غیر از فریضه سالیانه است که خاص به ماه رمضان است و لذا قبل از نماز عید میبایست به فقرا و مساکین برسد و توزیع آن چند روز قبل از عید فطر جائز است.
۱۸ـ اگر برای کسی میسر شود در این ماه به عمره خانه خدا مشرف شود فضیلت بسیار زیادی دارد، و اجر آن همانند حجی است که همراه رسول خدا صلی الله علیه و سلم انجام بگیرد.
۱۹ـ اعتکاف ده روز آخر رمضان در مسجد به قصد تفرغ برای عبادت یکی از سنتهای اسلامی است که مسلمان میتواند با احیای آن به روح و معنویت شب زندهداری و مناجات با خدا بیشتر پی ببرد و بخصوص اینکه یکی از این شبها مصادف خواهد بود با لیلة القدر که اجر عبادت در آن بهتر از عبادت هزار ماه (۸۳ سال و ۴ ماه) است.
۲۰ـ شرکت در نماز عید فطر و شاهد حضور جماعت مسلمان، خود پایان بخش این موسم
خیر و برکت است که تجدید عهدی است میانمسلمان با خدایش بر ادامه راه عبادت و بندگی و نیز مشارکت در خیر و خوشی جامعه مسلمان؛ و تبادل تبریک و لبخند مسرت از عبادت است.
آری برادر و خواهر مسلمان
بیایید ما و شما هم از جمله آن رستگارانی باشیم که رمضان را با اخلاص روزه گرفته و به عفو و گذشت الهی در این ماه خیر و برکت نائل گشتهاند و خود را از عذاب آخرت نجات داده و مستحق پاداش بیکران الهی قرار داده اند. امید است با توفیق حق تعالی چنین باشد.
خوشبختی همسر
چگونه شوهرت را خوشبخت کنی....؟
در تمام دنیا هیچ جایی از نظر راحتی و زیبایی با خانه و خانواده ی خوشبخت برابری نمی کند.(هیچ جایی خانه آدم نمی شود)
و به هرجاکه سفرکنیم وبگردیم جایی را بهتر از خانه ای که زیر سایه ی خوشبختی بنا شده نخواهیم یافت. خانواده ی خوشبخت یعنی جایی که در آن نزاع و دشمنی نیست.... جایی که در آن حرف گزنده و تند زده نمی شود، و انتقاد تلخ وجود ندارد، خانه ای که افراد خانواده به آن پناه آورده در آن آرامش ، سکون واطمینان می یابند.
مسئولیت ساختن چنین خانه ای بر دوش والدین است. امّا در این گفتار می خواهیم این مطلب را که چگونه زن با ذکاوت ، حکمت و رفتار زیبایش می تواند شوهرش را سعادتمند و باعث خوشبختی خانواده شود، بیان کنیم.
1. یادت باشد که تو مسئول خوشحالی و خوشبختی شوهر وفرزندانت هستی و فراموش نکن که رضایت شوهرت تو را به بهشت خواهد برد: ام سلمه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که فرمودند:« هر زنی ، در حالی بمیرد که شوهرش از او راضی بوده باشد، بدون تردید به بهشت خواهد رفت» عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- « أَيُّمَا امْرَأَةٍ مَاتَتْ وَزَوْجُهَا عَنْهَا رَاضٍ دَخَلَتِ الْجَنَّةَ »الترمذي الترمذي [1].
2. کاری را که در توان شوهرت نیست به او تحمیل نکن. و تمام علایق و خواسته هایت را یکباره برایش مطرح نکن تا از تو فرار نکند. زیرا اگر بر همه خواسته هایت پافشاری کنی ، تمام خواسته هایت را رد و تو را نیز قطعاً نخواهد پذیرفت و از این کار اصلاً پشیمان و متأسف نخواهد بود.فرموده ی حضرت عمربن عبدالعزیز را به یاد آور که: " إنني أخشى أن أحمل الناس على الحق جملةً ، فيرفضونه جملةً "" من می ترسم از اینکه تمام حق را یکجا بر مردم عرضه کنم، زیرا مبادا آنان هم تمام آن را یکجا رد کنند ونپذیرند."
از حضرت علی مرتضی رضی الله عنه روایت شده که پیامبر فرمودند: «إن الله يحب المرأة المَلِقَةَ البزْعة ( أي الظريفة ) مع زوجها ،الحصان ( أي الممتنعة عن غيره )» ( خداوند زن شوخ طبع و بانمکی را که بسیارعاشق همسرخود باشد وعفت خود را حفظ کند دوست می دارد.) رواه الديلمي [2]
3. از او انتظار نداشته باش که به یکباره تمام صفات نیک وفضایل اخلاقی مورد نظر تو را کسب کند، زیرا جمع شدن تمام صفات خوب در یک نفر بسیار به ندرت اتفاق می افتد.
4.هنگامی که مردی بازنی ازدواج می کند با صورت زیبایش که قبلاً دیده تعلق خاصی پیدا می کند، و می خواهد آن صورت صاف وزیبا و رؤیایی همچنان در طول زندگیش باقی بماند، پس صورتی را که در ذهن او داری خراب نکن،مراقب زیبایی و لطافت، سلامتی و صحت، نرمی حرکات و شیرینی کلامت باش وبا صدایی خشن با او صحبت نکن و از کلمات کوچه بازاری استفاده مکن چون اگر وجودت از این صفات زیبای زنانه خالی شود یا به داشتن تعدادی از آنها بی اعتنایی کنی، ارزشت در نظر شوهر کمتر خواهد شد و صورتت، آن چهره ی زیبایی نخواهد بود که هر مردی آن را در زن خود جستجو می کند.
پیامبر صلی الله علیه وسلّم فرموده:« آیا تو را خبر ندهم که بهترین گنج مرد چیست؟ زن صالحه ای که وقتی به اونگاه میکند دلش شاد گردد و وقتی به او امر می کند، فرمان می برد، و وقتی از او غایب می شود آبرویش را حفظ میکند.» :« أَلاَ أُخْبِرُكَ بِخَيْرِ مَا يَكْنِزُ الْمَرْءُ الْمَرْأَةُ الصَّالِحَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا سَرَّتْهُ وَإِذَا أَمَرَهَا أَطَاعَتْهُ وَإِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ » أخرجه أبو داود [3]. أخرجه أبو داود [4].
5. مراقب دینداری خود بوده. پایبند حجاب اسلامی باش و در آن کوتاهی نکن تا هیچ نامحرمی ولو برای چند لحظه ی گذرا بدنت را نبیند زیرا شوهرت نسبت به تو غیرت دارد و دوست ندارد غیر از او کسی تو را ببیند. مردی که از حجاب و دیانت خانمی خوشش آمده بود وقتی شنید که درحال صحبت و بحث با دوستش می گفت:" قل لن يصيبنا إلا ما كتب الله لنا" با او ازدواج کرد و گفت که همیشه او را اینگونه پاک و بزرگمنش و با ایمان و راضی به تقدیر الهی و پایبند به ارزشهای والا و افکار ارزشمند در ذهن خود تصور می کند. شاید همسر تو هم، چنین تصوری از تو داشته باشد،پس تو هم تصور او را در مورد خود خراب نکن و قبل از اینکه شب به خانه بیاید خود را آرایش کن تا تو را در بهترین صورت ببیند. لباس تمیز و برازنده ای بپوش، از عطر مورد علاقه اش استعمال کن، و یکی از گردنبند هایی که به تو هدیه داده به گردنت آویزان کن زیرا شوهرت دوست دارد که اثر هدیه اش را در تو ببیند. و طوری خود را تر و تمیز کن که انگار به دیدن یکی از دوستان یا اقوامت می روی.
6. مبادا کارهای خانه، شوهرت را از یادت ببرد، و تمام کارهای طی کشیدن و مرتب کردن خانه را درست وقتی انجام دهی که خسته و کوفته از سر کار بر می گردد. و طوری نباشی که شوهرت فقط تو را در آشپزخانه در لباس کار ببیند!! کارها را در غیاب او انجام بده.
7. خانه ات را به زیباترین صورت مرتب کن، هر از چندگاهی هم دکور اتاق نشیمن را عوض کن و هنرت را در قرار دادن لو ح ها یا تابلوهای تزیینی و جای نصبشان به کار ببر.
8. حسرت محبّت و عشق پر تحرک و احساسات جوشان دوست داشتن و رؤیاهای دوران قبل از ازدواج را نخور، زیرا این نوع عشق بعد از ازدواج آرامتر شده وتبدیل به عشقی باوقار و متوازن می گردد.
9. اگر چه در روابط زناشویی تصمیم گیری نهایی با مرد است، امّا تو نیز مسئول موفقیت و توافق و انسجام در ازدواج هستی. و هر چند که باسواد و بافرهنگ ، و دارای مقام وقدرت باشی بازهم لازم است که نسبت به شوهرت متواضع باشی و به او پناه بری . با او در نظر دادن به شدت برخورد نکن. در بحث و گفتگو با او عملاً در فکر تبادل آراء باش زیرا تبادل نظر بهتر از تک روی و نظر یک شخص است.
10. همیشه کاری کن که همسرت احساس کند که در تمام خوشیها وناخوشیهایش شریک هستی کاری کن که خود را در بهشتی آرام و امن احساس کند تا بتواند با فراغ بال به کار و نو آوری بپردازد و زندگیش پربار و مؤثر باشد.
11.از کلمات شیرین و مفید ، لبخند زیبا و درخشان لطیفه های خنده دار جایز و سرزندگی لذتبخش استفاده کن، و از حزن و غم ، سخنان بیهوده و بیفایده، عبوسی و پرخاشگری و ناراحتی و افسردگی دوری کن.
12. مهارت ، توانایی و برتری خود را بر دیگر زنان به همسرت نشان بده، و اگر در آنچه می دانی مهارت کاملی داشته باشی همسرت بیشتر به توعلاقمند شده، به شخصیت تو افتخار خواهد کرد.
13. وقت خود را با مکالمات تلفنی بیهوده با دوستان یا خواندن مجلات بی ارزشی که در مورد اخبار هنرپیشه ها و خواننده ها یا داستانهای عشقی و روابط خائنانه و اوهام باطل ،مطلب می نویسند ،به هدرنده. مجلاتی که در زمانه ی ما خیلی زیاد شده اند، و چه بسیارند زنانی که بیشتر اوقات (عزیز) خود را با خواندن این مجلات بی ارزش و نازل می گذرانند.
14. مجلاتی را برای خواندن انتخاب کن که برای ذهن، عقل و قلبت مفید باشند و فرهنگ و دانشت را بالا برده تو را در حل مشکلات خانه و فرزندان یاری کنند.
15. از برنامه ی تلویزیون ،آنها یی را ببین که دانش وتجربه ات را بیشتر می کنند، و وقت خود را با سریالهای بی ارزش و فیلم های آبکی به هدر نده.
16. شوهرت را به فعالیت های ورزشی و بدنی در بیرون خانه تشویق کن. در صورت امکان در روز تعطیل آخر هفته یا هر وقت که فرصت شد،با او به بیرون برو و باهم از هوای تازه استفاده کنید.
17. برای مطرح کردن مشکلات خانواده و گفتگو در باره آنها زمان مناسبی را انتخاب کن، زیرا درست قبل از بیرون رفتن شوهر از خانه و در اوّل صبح رسیدگی به این امور به علت کمبود وقت مشکل می شود. عصر هم وقتی شوهرت خسته و کوفته از سر کار بر می گردد هیچ مشکلی را با او مطرح نکن. شاید شب ، بهترین زمان برای برای بحث در مورد مشکلات خانواده و سعی در حل آنها باشد. در حضور فرزندان ، با همسرت درباره مشکلات آنها گفتگو نکن، تا احساس نکنند که باری گران بر دوش تو و شوهرت هستند یا باعث اختلاف بین شما شده اند.
18.به محض ورود شوهر به خانه، از چیزهای بی ارزشی مانند فریاد زدن بچه و.. به او شکایت نبر. و از شوهرت انتظار نداشته باش که در خانه نقش پلیس بچه ها را ایفا کند، و متهم را بگیرد و مجازات کند یا بزند.
19. جلوی بچه ها از رفتار شوهرت انتقاد نکن، از کلمات ناشایستی مثل «بعا بعا اومد» یا « بلا اومد» هم در مورد همسرت استفاده نکن چون بچه ها هم بعد از تو آنها را تکرار خواهند کرد. بعضی از خانم ها وقتی فرزندشان در درس خواندن تنبلی می کند به او می گویند: «توهیچوقت تو زندگیت موفق نمی شی ، چون مثل بابات تنبل و شکست خورده هستی» و وقتی شوهرشان مریض می شود چندان اهمیتی به بیماریش نداده ، آن را ساده جلوه می دهند ووقتی شوهر برایشان داستانی را تعریف کند که قبلاً آن را شنیده باشند ، حرفش را قطع کرده (با بی میلی) می گویند:«من این داستان را قبلاً شنیده ام...» و کارهای دیگری از این قبیل که به ظاهر جزئی به نظر می رسند امّا برای شوهر بسیار رنج آور ودردناک هستند!!
20. زینهار زینهار ! از غیرت بیش از حد و عتاب خارج از اندازه به دور باش. از کارهایی که غیرت مرد را به جوش می آورد و افکارش را پریشان می کند دوری کن. حضرت عبدالله بن جعفر به دخترش می فرماید: يا بنية، إيّاكِ والغَيرة فإنّها مفتاحُ الطلاق، وإيّاكِ والمعاتبة فإنّها تورث البِغْضة وعليكِ بالزّينة والطِّيب، واعلمي أنّ أزْيَنَ الزِّينة الكُحل، وأطيبَ الطِّيب الماء [5]" «دخترکم! از غیرت بپرهیز زیرا کلید طلاق وجدایی است. از عتاب و مؤاخذه ی شوهر بدور باش که بغض و نفرت را به همراه می آورد. آرایش و زینت و خوشبویی و تعطر (برای شوهر) را بر خود لازم بگیر و این را بدان که بهترین زینت ها سرمه و بهترین عطرها آب است. »
21. مبادا به محبّت شوهرت به پدر و مادرت حسادت کنی! چگونه از زن مسلمانی پذیرفته می شود که زندگیش را با غیرت وحسادت نسبت به محبت شوهر به پدر ومادرش آغاز کند؟!
درحالی که محبت با والدین محبتی فطری است که خداوند بر تمام مسلمانان آن را واجب گردانیده و هیچ ربطی به محبّت همسر ندارد؟ چگونه این از زن مسلمانی پذیرفتنی است که از شوهرش بخواهد که زندگیش را با او با معصیت ونافرمانی الله تعالی و رسولش صلی الله علیه وسلّم آغاز نماید و به خاطر رضایت همسرش نافرمان والدین گردیده و قطع رحم کند؟
22. مشکلات خانودگی خودت را برای خانواده پدرت بازگو نکن، و قلب آنها را نسبت به همسرت مکدّر ننما، بلکه سعی کن مشکلات را با همکاری شوهرت حل کنی.
23. اگر از لحاظ مادّی نیازی به همسرت نداری، یا از نظر شخصیت خانوادگی و نسب از او بالاتر هستی ، یا سواد و معلومات بیشتری از او داری ،خود را برتر از او ندان، زیرا کم دانستن شوهر و بی قدری نمودن به او و خودبرتردیدن زن نسبت به او جایز نیست. زیرا حضرت عبدالله بن عمرو رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلّم فرمودند:" لاَ يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَى امْرَأَةٍ لاَ تَشْكَرُ لِزَوْجِهَا ، وَهِيَ لاَ تَسْتَغْنِي عَنْهُ :خداوند به زنی که از شوهر سپاسگذاری نمی کند، در حالی که از او هم بی نیاز نیست(به شوهر نیاز هم دارد،اما بازهم از او تشکر نمی کند)، نگاه (رحمت) نمی فرمایند" رواه الحاكم [7]
24. هرگز از معاشرت زناشویی با همسرت امتناع نکن ابوهریره رضی الله عنه می فرماید پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمودند:" « إِذَا دَعَا الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ إِلَى فِرَاشِهِ فَأَبَتْ ، فَبَاتَ غَضْبَانَ عَلَيْهَا ، لَعَنَتْهَا الْمَلاَئِكَةُ حَتَّى تُصْبِحَ (هرگاه شوهری زنش را به بستر (برای مباشرت جنسی شرعی) فرا بخواند و او نیاید و شوهر از او خشمگین شود، فرشتگان تا صبح بر آن زن نفرین می فرستند.» متفق عليه [8]. این را هم به یاد داشته باش که اولین حق مرد بر زن این است که زن از شوهر خود اطاعت نماید. قیس بن سعد می فرماید که :( أَتَيْتُ الْحِيرَةَ فَرَأَيْتُهُمْ يَسْجُدُونَ لِمَرْزُبَانٍ لَهُمْ فَقُلْتُ رَسُولُ اللَّهِ أَحَقُّ أَنْ يُسْجَدَ لَهُ قَالَ فَأَتَيْتُ النَّبِىَّ -صلى الله عليه وسلم- فَقُلْتُ إِنِّى أَتَيْتُ الْحِيرَةَ فَرَأَيْتُهُمْ يَسْجُدُونَ لِمَرْزُبَانٍ لَهُمْ فَأَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَحَقُّ أَنْ نَسْجُدَ لَكَ. قَالَ « أَرَأَيْتَ لَوْ مَرَرْتَ بِقَبْرِى أَكُنْتَ تَسْجُدُ لَهُ ». قَالَ قُلْتُ لاَ. قَالَ « فَلاَ تَفْعَلُوا لَوْ كُنْتُ آمِرًا أَحَدًا أَنْ يَسْجُدَ لأَحَدٍ لأَمَرْتُ النِّسَاءَ أَنْ يَسْجُدْنَ لأَزْوَاجِهِنَّ لِمَا جَعَلَ اللَّهُ لَهُمْ عَلَيْهِنَّ مِنَ الْحَقِّ »(وقتی به حیره آمدم ،دیدم برای حاکم(ایرانی) خود سجده می برند،گفتم: ای رسول خدا شما که بسیار سزاوارترید که ما برای شما سجده کنیم، حضرت صلی الله علیه وسلّم فرمودند:آیا اگر بر قبرم گذر می کردی ، برایش سجده می نمودی؟ من گفتم" نخیر فرمودند: پس شما مرا سجده نکنید، و اگر قراربود به انسانی فرمان دهم که انسان دیگری را سجده کند، حتماً یه علّت حقوق مهمی که خداوند نسبت به شوهران بر گردن زنان گذاشته، به آنان دستور می دادم که شوهران خود را سجده کنند. ) سنن أبى داود[9]. بدون اجازه شوهرت روزه سنّت هم نگیر زیرا حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلّم فرمودند ( برای هیچ زنی اجازه ی که در حضور شوهرش روزه ی (سنت) بگیرد مگر با اجازه ی او، و جایز نیست به مردی که شوهرش دوست ندارد اجازه ورود به خانه بدهد، همچنین هر مالی را که زن از کسب خود صدقه دهد ، نصف ثواب آن از آن شوهرش خواهد بود.) :"لا يَحِلُّ لامْرَأَةٍ أَنْ تَصُومَ وَزَوْجُهَا شَاهِدٌ، إِلا بِإِذْنِهِ، وَلا تَأْذَنُ لِرَجُلٍ فِي بَيْتِهَا وَهُوَ كَارِهٌ، وَمَا تَصَدَّقَتْ مِمَّا كَسَبَتْ، فَلَهُ نِصْفُ أَجْرِ صَدَقَتِهَا " الطبراني [10]
25. هرگز فضیلت شوهرت را بر خود فراموش نکن، زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلّم چنین کاری را باعث ورود به جهنم قرار داده اند و آن را ناسپاسی (کفر ) نام نهاده اند.( حضرت ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه وسلم نقل می کنند که فرمودند:"جهنّم را به من نشان دادند، دیدم که بیشتر اهل آن زنان کفر کننده بودند گفتند: ای رسول خدا آیا به خدا کفر ورزیده بودند؟ فرمودند: (خیر) (بلکه این عذاب به خاطر آن است که)زنان نسبت به همسران خود و نیکی های آنان ناسپاسی می کنند، اگر به یکی از آنها همیشه خدمت ونیکی کرده باشی، بعد چیز ناخوشایندی از تو ببیند،به تو خواهد گفت که هیچوقت از دست تو خیری ندیده ام. ) فعَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ النَّبِىُّ - صلى الله عليه وسلم - « أُرِيتُ النَّارَ فَإِذَا أَكْثَرُ أَهْلِهَا النِّسَاءُ يَكْفُرْنَ » . قِيلَ أَيَكْفُرْنَ بِاللَّهِ قَالَ « يَكْفُرْنَ الْعَشِيرَ ، وَيَكْفُرْنَ الإِحْسَانَ ، لَوْ أَحْسَنْتَ إِلَى إِحْدَاهُنَّ الدَّهْرَ ثُمَّ رَأَتْ مِنْكَ شَيْئًا قَالَتْ مَا رَأَيْتُ مِنْكَ خَيْرًا قَطُّ » رواه البخاري[11] .
26. از اموال شوهرت حفاظت کن و هیچ چیزی از آن را بدون اجازه و اطمینان از رضایت او نبخش. چون حضرت ابوامامه باهلی می فرمایند از رسول الله صلی الله علیه و سلّم شنیدم که در خطبه یشان در سال حجة الوداع فرمودند:" « لاَ تُنْفِقُ امْرَأَةٌ شَيْئًا مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلاَّ بِإِذْنِ زَوْجِهَا ». قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَلاَ الطَّعَامُ قَالَ « ذَاكَ أَفْضَلُ أَمْوَالِنَا »(نباید هیچ زنی ، چیزی از مال شوهرش را بدون اجازه او انفاق و بخشش کند. پرسیدند: ای رسول خدا غذا چطور ؟ فرمودند: غذا بهترین نوع از اموال ماست.) رواه الترمذي[12] . هرگاه همسرت فقیر شد، تو خود از مالت به او ببخش و خرج کن و اگر مالی هم نداشتی بر سختی زندگی با او بساز و صبر کن ، تا شاید خداوند سختی را از شما دور فرماید.
27.اگر از مادران شاغل هستی فکر نکن شوهر وفرزندانت تنها نیازمند پول تو هستند، و برای جبران وظایف انسانی خود در قبال آنها ، غرق در پولشان نکن. وهرگز و هرگز، شیر مصنوعی نمی تواند با شیر خدادادی و طبیعی مادر برابری کند... هرگز محبت مادری با محبّت خدمتکار یکی نیست . دستپخت خدمتکار غیرمسلمان هرگزبا دستپخت پاک وتمیز مادرمؤمن و تربیت بدون آگاهی خدمتکار نیز هرگز با تربیت آگاهانه مادر قابل مقایسه نیستند.
28. ازشغل شوهرت در بیرون ناراحت نباش چون یکی از بدترین رفتارهای بعضی زنان این است که از شغل شوهرشان اظهار نارضایتی می کنند. که این اظهار نارضایتی معمولاً با بد اخلاقی و شکوه کردن و متهم کردن شوهر به بی توجهی به خود و قهرکردن وبه خانه پدری رفتن انجام می شود.
29. این را به یاد داشته باش که شوهری که همیشه مادرش را دیده که قبل از همه از خواب بیدار می شود و بقیه را بیدار می کند ، سپس صبحانه را آماده می کند ودر پوشیدن لباس به بچه ها کمک می کند، هرگز به داشتن همسری که عادت دارد تا لنگ ظهر بخوابد، راضی نمی شود!!
30. یادت باشد که خانه ی پر از محبت و آشتی و احترام متقابل، اگر غذایش تنها تکه ای نان ساده و آب باشد بهتر از خانه ای است که در آن انواع گوشتها و لذیذترین غذاها صرف میشود، امّا پر از دشمنی و ناراحتی است!! { انظر مقال ثلاثون وصية ..تسعدين بها زوجك للدكتور حسان شمسي باشا}
۱۳۹۱/۵/۱۰
اعمال مردود
من عمل عملا ليس عليه امرنا فهو رد .هر کس عملی را انجام دهد که طبق دستور ما نباشد، آن
عمل مردود است ،،رسول الله صل الله علیه و ال وسلم....
موضع گیری امت اسلامی در برابر مبتدعان و موضع اهل سنت و جماعت در رد عقاید آنان
1- موضع گیری اهل سنت و جماعت دربارة اهل بدعت
اهل سنت و جماعت همواره عقاید اهل بدعت را رد کرده و با بدعت هایشان مبارزه و آنان را ازآن منع می کنند.
اینک چند مثال:
أ – ام درداء گوید: «ابو درداء ناراحت و خشمگین وارد خانه شد، از او
پرسیدم چه شده؟گفت: به خدا قسم تا جایی که من می دانم هیچ چیزی از دین
محمد در میانشان نمانده بجز همین که با جماعت نماز می خوانند»[1].
ب – عمر بن یحیی گوید: «پدرم از قول پدرش می گفت: قبل ازنماز صبح جلو
خانه عبدالله بن مسعود می نشستیم تا بیرون می شد، سپس با او به مسجد می
رفتیم، روزی ابوموسی اشعری آمد و گفت: آیا ابو عبدالرحمن بیرون نیامده؟
گفتیم: خیر، نشست تا عبدالله بن مسعود از منزل بیرون آمد، سپس همگی بهطرف
مسجد رفتیم، ابوموسی گفت: ای ابو عبدالرحمن! در مسجد چیزی دیدم که آن را
ناپسنددانستم و – الحمدلله – چیز جز خیر ندیدم، گفت:چه دیدی؟ گفت: اگر
زندگی باقی باشد می بینی، ابوموسی گفت: در مسجد جماعتی را دیدم که حلقه
زده و منتظر نماز بودند در هر حلقهای مردی نشسته بود و سنگ های کوچک
جلویش بود و می گفت: صد بار بگویید: «الله اکبر» [در هر الله اکبر یک سنگ
جدا می کرد] آنان هم صد بار «الله اکبر» می گفتند، می گفت: صد بار «لا
الا اله الا الله» بگویید، آنان هم صد بار «لا اله الا الله» می گفتند. می
گفت: صد بار «سبحان الله» بگویید، آنان هم صد بار «سبحان الله» می
گفتند، ابن مسعود پرسید به آنان چه گفتی؟ گفت: چیزی نگفتم، منتظر نظر یا
دستور توشدم، گفت: چرا به آنان نگفتی که گناهانشانرا بشمارند و تو ضمانت
می کردی که از
حسناتشان چیزی کم نشود، سپس به مسجد رفتیم، ابن مسعود
کنار یکی از حلقه ها ایستاد وگفت: این چه کاری است که می کنید؟ گناهانتان
را بشمارید. من ضمانت میکنم که از حسناتتان چیزی کم نشود. وای بر شما ای
امت محمد! چه زود زمان هلاکت شما فرا رسید.اینها اصحاب پبامبر -صلی الله
علیه وسلم- هستند که هنوز بسیاری از آنان زنده و در میان شما هستند، و این
لباس پیامبر -صلی الله علیه وسلم- است که هنوز کهنه و پاره نشده، و ظرف
های غذایش شکسته نشده. قسم به ذاتی که جانم دردست اوست! یا شما امتی هدایت
یافتهتر از امت محمد هستید، یا بازکنندة دروازه های ضلالت و گمراهی.
گفتند: ای ابو عبدالرحمن! به خدا قسم نیت ما خیر بوده، گفت: چه بسیار هستند
کسانی که قصد خیر دارند اما هرگز به آن نمی رسند، رسول الله -صلی الله
علیه وسلم- به ما فرموده: «[در آینده] گروهی خواهد بود که قرآن می خوانند
ولی از گلوهایشان پایین نمی رود»، به خدا قسم! نمی دانم! شاید اکثر آنان
از شما باشند. سپس از آنان دوری برگرداند».
عمر بن سلمه گوید: «شاهد بودم که بیشتر همان افراد در جنگ نهروان در صف خوارج بودند»[2].
ج – مردی نزد امام مالک ابن انس (رحمه الله) آمدگفت: «از کجا احرام ببندم؟
گفت: از میقاتی که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- مشخص کرده و احرام بسته.
مرد گفت: اگر دورتر از آن احرام ببندم چی؟ امام مالک گفت: ناپسند میدانم،
مرد گفت به چه دلیل؟ امام مالک گفت: می ترسم که دچار فتنه شوی. مرد گفت:
در زیاد کردن خیر چه فتنه ای است؟ امام مالک گفت: خداوند می فرماید:
﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾. (نور / 63)
«کسانی که با دستور پبامبر -صلی الله علیهوسلم- مخالفت می کنند باید بترسند که دچار فتنه شوند یا عذابی دردناک به آنان برسد».
و چه فتنه ای بزرگتر از اینکه فضل و خیری را به خودت اختصاص دهی که به پیامبر خدا داده نشده است»[3].
اینها فقط نمونه هایی از مبارزه علماء با اهل بدعت است و به یاری خدا
علما همواره در هر عصر و زمانی با اهل بدعت مقابله کرده و می کنند.
«والحمدلله»
2- روش اهل سنت و جماعت در رد عقاید اهل بدعت
روش اهل سنت و جماعت در رد اهل بدعت براساس قرآن و سنت، روشی قانع کننده
است، بطوریکه شبهات مبتدعان را ذکر کرده،سپس پاسخ آن را می دهند و با
توجه به اینکه تمسک به سنتها و نهی از بدعتها واجب است، اهل سنت استدلالشان
را از قرآن وسنت اثبات می کنند. علما کتابهای زیادی در اینباره تالیف
کرده و در کتابهای عقیده تصورات و باورهای مبتدعانی مانند: خوارج، جهمیه،
معتزلی ها و اشاعره را دربارة اصول ایمانو عقیده پاسخ داده اند، و در این
باره کتابهای مستقلی نیز تالیف کرده اند. امام احمد کتاب «الرد علی
الجهمیة» را تالیف کرده، و سایر ائمه مانند عثمان بن سعید دارمی و غیره در
رد آنان کتاب نوشته اند.
شیخ الإسلام، شاگردش ابن قیم، شیخ محمد
ابنعبدالوهاب و دیگر علما، عقاید و فرقه های مذکور، قبرپرستان و صوفی ها
را با دلایل قرآن و سنت صحیح رد کرده اند.
برخی از کتابهایی که در قرون گذشته در این موضوع نوشته شده اند عبارتند از:
1- کتاب «الإعتصام» تألیف امام شاطبی.
2- کتاب «إقتضاء الصراط المستقیم» تألیف شیخ الإسلام که بیشتر کتابش را در رد اهل بدعت اختصاص داده است.
3- کتاب «إنکار الحوادث و البدع» تالیف ابن وضاح.
4- کتاب «الحوادث و البدع» تالیف طرطوشی.
5- کتاب «الباعث علی إنکار البدع و الحوادث»تألیف أبوشامه.
بعضی از کتاب های علمای معاصر عبارتند از:
1- کتاب «الإبداع فی مضار الإبتداع» تألیف شیخ علی محفوظ.
2- کتاب «السنن و المبتدعات المتعلقه بالأذکار و الصلوات» تألیف شیخ محمد ابن احمد الشقیری الحوامدی.
3- رسالة «التحذیر من البدع» تألیف شیخ عبدالعزیز مفتی.
الحمدلله، عالمان دین همواره بدعتها را انکار کرده و با کتاب ها، مجلات،
مراکز پخش خبر، خطبه های جمعه، جلسات و کلاس های درس، اهل بدعت را رد می
کنند، و این تاثیر زیادی در آگاه کردن مردم و توضیح حکم بدعتها و نابودی
مبتدعان داشته است.
فضائل وضو
السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته ...
وضوء یعنی چه وچه فضلی دارد ؟؟!.!
رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی وارد بهشت شد در آنجا صدای شنید صدای
همچون خش خش دمپایی وچیز حرکتی از فرشتگان پرسید این صدای کیست ؟ فرشتگان
گفتن ای صدای بلال ابن ربح الله ( بلال موذن ) رسول الله تعجب کرد ونزد
بلال رفت وگفت : یا بلال تو چه کاری میکنی که یقین داری وارد بهشت میکند
وتو را وارد بهشت میکند ؟؟ بلال فکر کرد نماز وروزه وقرآن همچون مردم
میخواند
....
ولی چیزی در بلال وجود دارد که متفاوت است عملی که کمتر مردم ان را انجام میدهند ..
بلال رضي الله وعنه راضی نمیشد تا وقتی در طهارت باشد یعنی طول وقت وضوء
میگرفت وشرط نبود برای نماز وضوء بگیرد اگر وضویش باطل میشد میرفت وضوء
میگرفت فقط این نیست وقتی وضوء میگرفت 2 رکعت نماز سنت وضوء میخواند ..
سنت رسول الله است هر وقت کسی وضوء میگیرد 2 رکعت نماز سنت وضوء بخواند
هر وقت باشد مهم نیست صبح که از خواب بیدار میشوید یا شب وقت خواب اری حتی
شب وقت خواب با وضوء بخوابید ..وضوء طهارت است وخداوند دوستدار طهارت است
همانگونه که میفرماید { ان الله یحب التوابین ویحب المتطهرین }
پاکی وطهارت از دین ماست با وضوء گرفتن گتاهامان پاک میشود وسرایز میشود چه عملی زیباتر از این برای پاکی گناهان ...
وضوء حمایتی برای مسلمان ومومن است
ودر روز قیامت اشخاصی را میبینم که نوارانین واثرش هم وضوء گرفتن طول وقت
است پس بیاید ما نیز مثل ان ادمهای نورانی روز قیامت شویم واز امروز 24
ساعت روز در وضوء باشیم ودین ما دین یسر است ..اللهم اجعلنی ویاکم من اهل
فردوس الاعلی
اللهم صلی علی محمد وعلی الله محمد
..^-^..
وضوء یعنی چه وچه فضلی دارد ؟؟!.!
رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی وارد بهشت شد در آنجا صدای شنید صدای همچون خش خش دمپایی وچیز حرکتی از فرشتگان پرسید این صدای کیست ؟ فرشتگان گفتن ای صدای بلال ابن ربح الله ( بلال موذن ) رسول الله تعجب کرد ونزد بلال رفت وگفت : یا بلال تو چه کاری میکنی که یقین داری وارد بهشت میکند وتو را وارد بهشت میکند ؟؟ بلال فکر کرد نماز وروزه وقرآن همچون مردم میخواند
....
ولی چیزی در بلال وجود دارد که متفاوت است عملی که کمتر مردم ان را انجام میدهند ..
بلال رضي الله وعنه راضی نمیشد تا وقتی در طهارت باشد یعنی طول وقت وضوء میگرفت وشرط نبود برای نماز وضوء بگیرد اگر وضویش باطل میشد میرفت وضوء میگرفت فقط این نیست وقتی وضوء میگرفت 2 رکعت نماز سنت وضوء میخواند ..
سنت رسول الله است هر وقت کسی وضوء میگیرد 2 رکعت نماز سنت وضوء بخواند
هر وقت باشد مهم نیست صبح که از خواب بیدار میشوید یا شب وقت خواب اری حتی شب وقت خواب با وضوء بخوابید ..وضوء طهارت است وخداوند دوستدار طهارت است همانگونه که میفرماید { ان الله یحب التوابین ویحب المتطهرین }
پاکی وطهارت از دین ماست با وضوء گرفتن گتاهامان پاک میشود وسرایز میشود چه عملی زیباتر از این برای پاکی گناهان ...
وضوء حمایتی برای مسلمان ومومن است
ودر روز قیامت اشخاصی را میبینم که نوارانین واثرش هم وضوء گرفتن طول وقت است پس بیاید ما نیز مثل ان ادمهای نورانی روز قیامت شویم واز امروز 24 ساعت روز در وضوء باشیم ودین ما دین یسر است ..اللهم اجعلنی ویاکم من اهل فردوس الاعلی
اللهم صلی علی محمد وعلی الله محمد
..^-^..
فوایدروزه
ثواب ها و فوايد روزه
افزايش در پاداش
خداوند روزه داشتن بنده های خود را بر خود انتخاب کرده و پاداش آنرا بر بنده های خود ميدهد. پاداش آنرا به گونه چندين مرتبه بيشتر
افزايش ميدهد. چنانچه در حديث قدسی ذکر شده"به جز از روزه که آن برای من
است و من او را بر آن پاداش ميدهم. "روزه داشتن را برابرای نيست و دعای
روزه دار رد نميشود.
رمضان يکی از
ستون های اسلام است. قران درماه رمضان نازل شده. روزه گرفتن در ماه رمضان
معادل بر ده ماه روزه است از روی ثواب. هر که ماه رمضان را از روی
ايمانداری و به اميد دريافت پاداش روزه ميگيرد، گناه های گذشته او بخشيده
ميشود.
شخصی روزه دار در دو لحظه لذت دارد:
وقتيکه روزه ای خود
را باز ميکند و ديگر هنگاميکه با خداوند ملاقات ميکند، به روزه داشتن خود
شادمانی می ورزد. روزه در قيامت شفاعت روزه دار را ميکند و ميگويد
"خداوندا، من او را از غذا و شهواتی بدنی باز داشتم در هنگام روز پس مرا
اجازه بده تا شفاعت او را کنم. بوی دهن روزه دار به نزد خداوند بهتر است از
بوی مشک.
روزه داشتن يک محافظت است
روزه داشتن يک محافظت است و يک قلعه مستحکم است که انسان را از آتش مصعون نگاه ميکند. هر که يک روز را به خاطر
خشنودی خداند روزه بگيرد خداوند روی او را به فاصله هفتاد سال از آتش دور ميکند.
هر کسی يک روز را روزه بگيرد، و آن روزآخير زنده گی اش باشد پس وی داخل
بهشتخواهد شد. در بهشت دروازه ای است به نام ريان، روزه داران از آن داخل
ميشوند و تنها ايشان و بعد از ايشان, آن دروازه قفل ميشود و هيچ يک از آن
داخل نميشود.
در هر روزه افطاری خداوند مردمانی را که از آتش دوزخ
رهايی ميابند انتخاب ميکند. در روزه گرفتن خردمندی بسيار و فوايد بی شمار
است که وابسته به تقوا و پرهيزگاری ميباشدچنانکه الله تعالی می فرمايد "
... تا شما پرهيزگاران شويد. «البقره ۲:۱۸۳»" اگر شخصی برای کسب خشنودی
الله «ج» و از ترس عذاب او از چيزهای حلال اجتناب می کند، پس پرهيز کردن از
حرام برايش آسانتر می گردد. احساس گرسنگی در معده ديگر اعضای بدن را از
گرسنگی و خواهشات باز می دارد. روزه داشتن سببی ورشکست شيطان،
جلوگيرخواهشات و نگهدارنده حواس ميشود. وقتی احساس گرسنگی در دل روزه دار
غالب ميشود،او از حال غريبان آمده احساس ترحم پيدا ميکند و به ايشان طعامی
می خوراند. روزه داشتن انسان را می آموزد تا چگونه از هوس و
گناه دوری
کند. انسان را کمک ميکند تا بر طبيعت خود قادر گردد و خود را از عادت های
باپسنديده برهاند. روزه داشتن انسان را وقت شنانس ميسازد. روزه نماينگر
اتحاد امت اسلام میباشد
افزايش در پاداش
خداوند روزه داشتن بنده های خود را بر خود انتخاب کرده و پاداش آنرا بر بنده های خود ميدهد. پاداش آنرا به گونه چندين مرتبه بيشتر
افزايش ميدهد. چنانچه در حديث قدسی ذکر شده"به جز از روزه که آن برای من است و من او را بر آن پاداش ميدهم. "روزه داشتن را برابرای نيست و دعای روزه دار رد نميشود.
رمضان يکی از ستون های اسلام است. قران درماه رمضان نازل شده. روزه گرفتن در ماه رمضان معادل بر ده ماه روزه است از روی ثواب. هر که ماه رمضان را از روی ايمانداری و به اميد دريافت پاداش روزه ميگيرد، گناه های گذشته او بخشيده ميشود.
شخصی روزه دار در دو لحظه لذت دارد:
وقتيکه روزه ای خود را باز ميکند و ديگر هنگاميکه با خداوند ملاقات ميکند، به روزه داشتن خود شادمانی می ورزد. روزه در قيامت شفاعت روزه دار را ميکند و ميگويد "خداوندا، من او را از غذا و شهواتی بدنی باز داشتم در هنگام روز پس مرا اجازه بده تا شفاعت او را کنم. بوی دهن روزه دار به نزد خداوند بهتر است از بوی مشک.
روزه داشتن يک محافظت است
روزه داشتن يک محافظت است و يک قلعه مستحکم است که انسان را از آتش مصعون نگاه ميکند. هر که يک روز را به خاطر
خشنودی خداند روزه بگيرد خداوند روی او را به فاصله هفتاد سال از آتش دور ميکند.
هر کسی يک روز را روزه بگيرد، و آن روزآخير زنده گی اش باشد پس وی داخل بهشتخواهد شد. در بهشت دروازه ای است به نام ريان، روزه داران از آن داخل ميشوند و تنها ايشان و بعد از ايشان, آن دروازه قفل ميشود و هيچ يک از آن داخل نميشود.
در هر روزه افطاری خداوند مردمانی را که از آتش دوزخ رهايی ميابند انتخاب ميکند. در روزه گرفتن خردمندی بسيار و فوايد بی شمار است که وابسته به تقوا و پرهيزگاری ميباشدچنانکه الله تعالی می فرمايد " ... تا شما پرهيزگاران شويد. «البقره ۲:۱۸۳»" اگر شخصی برای کسب خشنودی الله «ج» و از ترس عذاب او از چيزهای حلال اجتناب می کند، پس پرهيز کردن از حرام برايش آسانتر می گردد. احساس گرسنگی در معده ديگر اعضای بدن را از گرسنگی و خواهشات باز می دارد. روزه داشتن سببی ورشکست شيطان، جلوگيرخواهشات و نگهدارنده حواس ميشود. وقتی احساس گرسنگی در دل روزه دار غالب ميشود،او از حال غريبان آمده احساس ترحم پيدا ميکند و به ايشان طعامی می خوراند. روزه داشتن انسان را می آموزد تا چگونه از هوس و
گناه دوری کند. انسان را کمک ميکند تا بر طبيعت خود قادر گردد و خود را از عادت های باپسنديده برهاند. روزه داشتن انسان را وقت شنانس ميسازد. روزه نماينگر اتحاد امت اسلام میباشد
۱۳۹۱/۵/۹
حب الله
کدامین محبت را برمیگزینی؟
قلب انسان به سان ظرفی است که همواره محبت محبوبی را در خود دارد که به او
وابسته میباشد و یا در هراس است که مبادا او را از دست بدهد. همچنین دو
چیز ضد و عکسِ هم یکجا گرد نمیآیند؛ از این رو آیا میپنداری که اگر قلبت
آکنده از شهوت و هوای نفس باشد، دیگر جایی برای محبت خدا و آنچه خدا دوست
دارد، میماند؟ بیگمان یکی را باید برگزید؛ اگر محبت خدا و لذت ایمان را
میخواهی چارهای جز این نداری که قلب را از هرآنچه که مایهی ناخشنودی
خداست پاک نمایی، چرا که اگر دل به غیر خدا ببندی، نمیتوانی لذت ایمان و
شیرینی عبادت را بچشی.
پیروان هوای نفس به بندگان و اسیران نفس
خویش تبدیل میشوند و بیاراده از خواستههای نفسانی خود اطاعت میکنند و
در برابر امر و نهی از خود هیچ اختیاری ندارند. ابن قیم / به بیان
ویژگیهای این افراد پرداخته و گفته است: «اگر به چنین فردی اختیار داده
شود که رضای معشوق یا رضای خدا را برگزیند، رضای معشوقش را بر رضای خدا
ترجیح میدهد و بیش از آنکه مشتاق دیدار خدا باشد، واله و شیفتهی دیدار
معشوقش هست و بیشتر از آنکه بخواهد به خدا نزدیک شود، آرزوی نزدیکی به
معشوق را در سر میپروراند؛ همچنین از ناخرسندی معشوقش بیش از خشم خدا
گریزان است و حتی برای جلب رضایت معشوقش حاضر است خدا را هم ناراض کند.
آری! این افراد خواستهها و نیازهای معشوق را بر اطاعت و بندگی خدا ترجیح
میدهد و اگر ذرهای ایمان داشته باشد و فرصتی هم بیابد، آن وقت شاید کاری
برای اطاعت خدا بکند؛ البته اگر برآوردهساختن خواستهها و نیازهای معشوق
تمام فرصتش را هم بطلبد، او وقتش را در آن صرف خواهد کرد و از انجام
دستورات الهی غافل خواهد ماند. بله، این فرد حاضر است تمام ارزشها و
داشتههای گرانبهایش را به پای معشوق بریزد و اگر بخواهد چیزی برای خدا
بدهد، از داشتهها و دارییهای پست و بنجلش میدهد و چرا چنین نباشد که همه
چیزش از معشوقش میباشد؟! قلبش، عقلش، وقتش، مالش و تمام فکر و خیالش از
آنِ معشوق است و بس؛ گویا [نعوذ بالله] خدا اضافی است و کاملاً بی خیالِ او
شده و یادش را فراموش کرده است؛ اگر در پیشگاه خدا به نماز بایستد به زبان
با خدا راز و نیاز میکند و به دل در یاد معشوق است! رویش به سوی قبله است
و دل به سوی معشوق دارد! از ایستادن در پیشگاه الهی گریزان است و هنگامی
که به نماز میایستد، گویی بر روی آتش ایستاده و بیقرار است که هرچه زودتر
نمازش را تمام کند! امام اگر در خدمت معشوقش حضور یابد، با تمام وجود و با
حضور قلب در برابر معشوقش میایستد؛ از ایستادن در حضور معشوق - هرچند هم
که به درازا بکشد - احساس خستگی که نمیکند هیچ شادمان و مسرور نیز
هست»([1]).
در این باره نیازی به آوردن دلیل و مصداق نیست و اشعار
و عبارات اینگونه افراد گواه روی کردشان در قبال معشوقشان میباشد؛
همچنین برای درک بیشتر این موضوع کافی است به احوال عاشقان خود باخته
بنگرید و توجه نمایید که چگونه عشق و دلباختگی شوم، آنان را از خود بیخود
کرده است؟ اصلاً آیا چنین دلدادگی و عشقی آنقدر ارزش دارد که انسان تمام
زندگیش را در آن منحصر و مختصر نماید؟!
آیا تا کنون چیزی از بیماریهای جنسی شنیدهاید؟
یکی از سنتها و قوانین الهی این است که گاهی در همین دنیا نیز نافرمانان
را مجازات میکند، در این پهنه فحشاگران و زناکاران مجازات ویژهی خود را
دارند. عبدالله بن عمرو بن عاص t میگوید: رسول خدا r فرموده است: «لَمْ
تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِي قَوْمٍ قَطُّ، حَتَّى يُعْلِنُوا بِهَا، إِلَّا
فَشَا فِيهِمُ الطَّاعُونُ، وَالْأَوْجَاعُ الَّتِي لَمْ تَكُنْ مَضَتْ فِي
أَسْلَافِهِمُ الَّذِينَ مَضَوْا...»([2]).
یعنی: «بدکاری و فساد
جنسی در هیچ قوم (و جامعهای) به طور آشکار پدیدار نمیگردد، مگر آنکه
طاعون و بیماریهایی در میانشان شیوع مییابد که در میان پیشینیانشان
سابقه نداشته است».
آیا تا کنون چیزی از بیماری زهری و سوزاک
شنیدهاید؟ آمار پزشکی حاکی از آن است که در سال 1977 میلادی پنجاه میلیون
نفر به بیماری زهری مبتلا بودهاند. این در حالی است که تعداد مبتلایان به
بیماری سوزاک پنج برابر یعنی 250 میلیون نفر بوده است. در سال 1981 میلادی
فقط رقم مبتلایان به بیماری هرپس تناسلی در آمریکا به 20 ملیون نفر رسیده
است.
آری! خدای متعال برخی از نافرمانان را به طاعون سیاه قرن
یعنی ایدز مبتلا مینماید و بدینسان آمار مبتلایان به این بیماری با رشدی
تصاعدی همراه است؛ چنانچه تعداد افرادی که روزانه ویروس این بیماری به آنان
انتقال مییابد، 10 هزار نفر میباشد؛ این بیماری در هردقیقه به 6 کودک
زیر پنج سال نیز سرایت میکند. در سال 2000 م نزدیک به 3 میلیون بیمار
ایدزی وفات نمودند. همچنین ایدز، 2/ 13 میلیون کودک به لیست یتیمان ایدز،
در سال 2000 م به 4/ 34 میلیون نفر رسیده که بیش از 33 % آنها نوجوانان و
جوانان 15 تا 24 ساله هستند([3]). البته باید دانست که 73 % مبتلایان به
بیماری ایدز از همجنسبازان و کسانی میباشند که عمل قوم لوط را انجام
میدهند.
یکی از بازیگران سینمای آمریکا به نام روک هدسون در بستر
مرگ و در حال دست و پنجه نرمکردن با بیماری ایدز میگوید: «من منتظر
سرنوشت خود هستم و هر لحظه انتظار میکشم که مرگ دربِ خانهام را بزند؛ من
صدای مرگ را از اعماق وجودم میشنوم؛ من دوست ندارم که این طور عذاب شوم؛
الآن که من به سرطان قرن مبتلا شدهام و به رغم این که بسیاری سعی میکنند
با خنده و لبخند به من دل گرمی و امید بهبودی بدهند، باز هم انتظار سرنوشتم
را میکشم و میدانم که مرگ به زودی به سراغم میآید و درب خانهام را
میزند»([4]).
شاید بسیار شنیده باشید که جوانی در خارج از کشورش
با دختری رابطهی جنسی داشت و چون قصد بازگشت به کشورش را نمود، کاغذی دید
که آن دختر رویش نوشته بود: «از این که عضو باشگاه ایدزیها شدی، به تو
تبریک میگویم». جوان بیچاره به اندازهای ناراحتی و اندوهگین شد که هوش از
سرش رفت، به هرحال ای خواهر و ای برادر گرامی! از خدای متعال میخواهیم که
شما را از قرارگرفتن در چنین راهی حفظ کند.
این یک سنت و قانون
الهی است که مجازات هرعملی متناسب با نوع و جنس عمل میباشد، بیگمان کسی
که افسار گسیخته و بدون هیچ قید و بندی گام در مسیر شهوت و هوس خویش
مینهد، از مجازات الهی مصون نخواهد ماند و بنابر قانون و سنت الهی بخش
اندکی از عقوبت و فرجام کردار بدش را در همین دنیا خواهد دید. کسی که نسبت
به ریختن آبروی دیگران بیباک شده، در معرض آبروریزی دختر و خواهرش نیز
قرار گرفته است؛ همینطور کسی که نسبت به محارم الهی بیپروا گشته، بعید
نیست که با خیانت همسرش رو برو گردد؛ اصلاً گستاخی و بیپروایی در بدکاری،
سبب میشود که دختران و یا سلالهی انسان به بدی و بدکاری دچار شوند، چرا
که گاهی انسان به عقوبتی همانند کرداری که انجام داده مبتلا میگردد و با
نزدیکانش همان کاری میشود که او با دیگران کرده است. از این رو ای خواهر و
برادر گرامی! بیایید تا فکر آبرویمان را بکنیم و از خدا بخواهیم که ما را
از ابتلا به مسایلی این چنین ناگوار مصون بفرماید.
اشتراک در:
پستها (Atom)









