۱۳۹۱/۵/۱۹

موارد حرامی که معمولاً در بین زنان شایع است


Rabee Nz

1-
محرمات مجالس «آنچه در مجالس حرام است» مانند: غیبت، دوروئی، حسادت، دروغ، افترا و بهتان (تهمت زدن به دیگران).

2-
خودپسندی: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا یدخل الجنة مَنْ کانَ في قلبه مثقال ذرة من کبرٍ». (مسلم). کسی که ذره‌ای کبر و خودپسندی در دلش باشد، وارد بهشت نمی‌شود.

3-
مراجعه به فالگیر و شعبده‌باز: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ». قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: «الشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلاتِ». (بخارى:2767).

از ابوهريره رضی الله عنه روايت است كه نبي اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «از هفت گناه نابود كننده اجتناب كنيد». گفتند: اي رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمود: «شرك به خدا، سحر، كشتن انسان بي گناه، خوردن ربا، خوردن مال يتيم، فرار از جهاد و تهمت زنا به زنان پاكدامن و بي خبر از فساد».

از جمله آنها شرک به خدا و جادو «شعبده‌بازی» «من أتى حائضاً، أو امرأة في دبرها، أو کاهناً فصدقه بما یقول، فقد کفر بما أنزل علی محمد». (أبوداود وترمذي وأحمد).
4-
دعا بر علیه خود یا فرزندان خود: «لا تدعوا علی أنفسکم ولا تدعوا علی أولادکم ولا تدعوا علی أموالکم، لا توافقوا من الله ساعة یسأل فیها عطاء فیستجیبَ لکم». (مسلم).

بر علیه خود و فرزندان و اموال خود دعا نکنید که مبادا دعایتان در ساعتی باشد که خداوند در آن ساعت هر دعائی را قبول می‌نماید.

5-
بد یُمنی و تفال به بدی: پیامبر صلی الله علیه وسلم: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم: «لا طِيَرَةَ، وَخَيْرُهَا الْفَأْلُ». قَالَ: وَمَا الْفَأْلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «الْكَلِمَةُ الصَّالِحَةُ يَسْمَعُهَا أَحَدُكُمْ». (بخارى:5755).

از ابوهريره رضی الله عنه روايت است كه نبي اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «شگون گرفتن هيچگونه اصالتي ندارد و بهترين آن، فال است». پرسيدم: اي رسول خدا! فال چيست؟ فرمود: «سخن خوبي است كه يكي از شما مي‌شنود و آنرا به فال نيك مي‌گيرد».

6-
خرید مجلات مبتذل: همچنین گوش دادن به آوازها و نگاه کردن به کانالهای مبتذل ماهواره‌ای، چرا که حقیقتاً این کارها اسباب و وسایل انحراف و دلمُردگی و اندوه‌آور می‌باشند.

7-
دراز کردن ناخنها: «قال أنس رضی الله عنه وَقَتَ لنا النبي صلی الله علیه وسلم في قص الشارب وتقلیم الأظافر وحَلْقُ العَانة في کلِّ أربعیَن یَوماً مَرة». (مسلم وأحمد). انس رضی الله عنه می‌گوید که پیامبر صلی الله علیه وسلم به ما اصحاب سفارش می‌کرد که هر چهل روز یکبار سبیل و ناخن را کوتاه و موی شرمگاه را بتراشیم.

8-
حضور در جشنها: جشنهایی که در آن خلاف شرع و موارد ناپسند «مانند عکسها» و فیلمبرداری و رقص، خواننده‌ها وجود داشته باشد. برابر فتوای شیخ محمد بن عثیمن : حضور در آن حرام است.

از موارد و کارهای زیر بپرهیزید و جداً بر حذر باشید

1-
دوستان ناباب و بد: که شما را بسوی بدیها و گرفتاریها و خلافکاری و کارهای زشت و آتش دوزخ می‌‌کشانند. قال صلی الله علیه وسلم «المرءُ علی دین خلیله». مرد بر کیش دوست صمیمی خود است.

تا توانی می‌گریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند
یار بد هم جان و هم ایمان زند

2-
خلافکاری و مَتَلَک گوئی: از محرمات بسیار زشت و ناپسند و بمانند سرطان غافلگیر کننده است. جوانان آن را ساده می‌پندارند در حالیکه آنها را به نابودی و مرگ می‌کشاند. خداوند می‌فرماید: « فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ». (الأحزاب: ٣٢).

«
پس به گونهاى هوسانگيز سخن نگوييد».

3-
بازارها: منشأ و مرکز گناهان و بدیهاست. از رفتن به بازار مگر برای حاجتی، خوداری کنید. مواظب باشید و احتیاط کنید.

4-
پدیدار نمودن و اظهار چشمها: با پوشیدن نقاب یا مقنعه و روبند به صورت و بیرون بودن چشمها، شیخ محمد بن عثیمین رحمه الله فتوا داده که روا نیست و می‌گوید در زمان کنونی فتوا به جائز بودن آن نمی‌دهیم. بنظر ما منع آن بهتر است. چون وسیله‌ای است برای اجازه دادن به چیزی که جائز نیست.

5-
تقلید از زنان کافر: با تقلید مدلها و لباسها و عادتهایی که شما را به برهنه شدن و رها کردن حجاب اسلامی دعوت می‌کنند مانند کوتاه نمودن مومدلهای آرایش مو گِرْد نمودن، و ژولیده نمودن «فرفری و درهم برهم کردن سر» باریک نمودن و حرص زیباپرستی.

6-
پدیده عاشق شدن بین جوانان: بطوریکه یکی به شدیدترین شیوة محبت، عاشق و شیفته دیگری می‌شود و شب و روز به وی می‌اندیشد و ساعتهای طولانی تلفنی با او صحبت می‌کند و گاهی اوقات از کارهای وی تقلید می‌نماید، این نوع عشق حرام است و توبه نمودن و دوری از اسباب آن و اجتناب از آن واجب است.

7-
کشف عورت: نزد زنان کافر یا غیر آنها شدیداً حرام است.

8-
اوقات فراغت و بیکاری: اوقات فراغت خود را با برنامه‌های دینی و مفید برای دنیا و آخرت سپری نمائید.

یعنی اوقات فراغت خود را با برنامه‌هایی سپری نمائید که هم برای دنیا و هم برای آخرت مفید باشد.

۱۳۹۱/۵/۱۸

توصیه هایی به عروس و دامادهای عزیز


Rabee Nz
(اگه مردی همین حالا طلاقم بده)

خانم به این شیوه این بمب مخرب را بر سر شوهرش افکنده، عصبانیت او را منفجر می کند و صبر و برباری او را لبریز می می گرداند... و شوهر نیز جواب او را با پرتاب بمب بدتر دیگری می دهد و با صدای بلند فریاد می زند: تو طلاقی .

و زن بیچاره متأثر و رسوا از اینکه شوهرش طلاقی را که او خواسته بود به اجرا در آورده است ، بعد از این واقعه به شدّت پشیمان می شود ، اما دیگر پشیمانی سودی ندارد.

همسر گرامی:

از این عبارت دوری گزین و آن را به طور کلی از قاموس زندگیت حذف کن و از زبان خویش دور گردان . اصلاً چنین کلمه ای را بر خود حرام کن، بله آن را بر خود حرام کن زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلّم چهارده قرن پیش تو را از گفتن آن نهی فرموده است : « أيما امرأة سألت زوجها طلاقاً من غير بأس ، فحرام عليها رائحة الجنة » یعنی:«هر زنی که بدون دلیل از شوهرش درخواست طلاق نماید، حتی بوی بهشت نیز بر وی حرام است.».

خواهر عزیزم، همسر مسلمان ، آیا می بینی که گفتن این عبارت چگونه تو را از بهشت محروم و دور خواهد کرد؟ و آیا شایسته نیست که این عبارت را پشت سر رها کنی و فراموش کرده آن را دور بیندازی؟

و شما، شوهر گرامی:

اگر همسرت بر سرت فریاد زد، و به تو گفت : ( اگر مردی طلاقم بده) هر قدر هم که عصبانی باشی، به رویش تبسمی کن و بگو: چرا من مرد هستم .... امّا هرگزطلاقت نمی دهم.

بله ، مرد توانا و قوی کسی است که به هنگام خشم و عصبانیّت نفس خود را کنترل نماید و با پیروی از نبیّ کریم صلی الله علیه وسلّم ، وقتی که همسرش عصبانی می شود، بردباری می کند ، و هنگامی که بر او می شورد، صبر پیشه می نماید.

حال روبه خواهر عزیزم و همسر گرامی کرده ، می گویم: بگذار داستان زنی را برایت بازگو کنم که هفت سال پیش از شوهرش جدا شده و به من گفت که اکنون تلاشهایی انجام گرفته،تا دوباره پیش همسرش برگردد و باهم دوباره زندگی کنند..... من دلیل جداییشان را پرسیدم ... در جوابم گفت: خطا از من بود از من ، این من بودم که اصرار به طلاق داشتم.. امّا حالا پشیمان هستم ... ای کاش هرگز از او درخواست جدایی نکرده بودم و با این کار هفت سال از سالهای زندگیم را به هدر نداده بودم.

وقتی این زن داشت برایم صحبت می کرد و بغض پشیمانی گلویش را گرفته بود ، آرزو می کردم که ای کاش هر همسری صدای او را می شنید که تا بداند که این زن چقدر از کرده ی خود پشیمان است ...و بداند که گفته هایش با چه درد و غمی همراه است.

خواهر عزیزم ... مواظب خانواده ی خود باش ،... و آن را با دست خود ویران نکن.

۱۳۹۱/۵/۱۷

فوایدخرما


چرا خرما می خوریم؟

اگر چه که متخصصین خوردن شیرینی را در هنگام افطار توصیه نمی کنند، اما افراد بسیاری بخصوص در ماه مبارک رمضان تمایل به مصرف شیرینی به خصوص زولبیا و بامیه و همچنین خرما دارند. برخلاف زولبیا و بامیه مصرف خرما بخصوص در این ماه توصیه می شود.
خرما میوه‌ای مقوی است که مواد معدنی بسیاری همچون آهن، پتاسیم، روی، منگنز دارد. و ویتامین هایی همچون A ، B و E دارد.
خرما دارای قند زیادی است و حدود ۷۰ درصد آن را کربوهیدرات تشکیل می‌دهد. خرما از جمله میوه‌های شیرینی است که مصرف محدود آن برای بیماران دیابتی نیز مجاز شناخته شده است.
از جمله خواص خرما، خنثی کردن اسید اضافی معده است. با توجه به اینکه زیادی اسید معده باعث ترش کردن و دل ‌درد می‌شود، هنگام بروز چنین علائمی، ۲ تا ۳ عدد خرمای تازه را له کرده و در مقداری آب جوش بیندازید، سپس هم زده و بنوشید.
با خوردن یک عدد خرما به همراه شیر، پیش از خواب، خواب راحتی خواهید داشت.
خرما ضد میکروب است، همچنین سبب هضم غذا می‌شود.
کلسیم موجود در خرما عامل اصلی استحکام استخوانهاست؛ در ضمن فسفر آن نیز مانع ضعف اعصاب و خستگی می‌شود.
با توجه به اینکه خرما دارای منیزیم نیز هست و سالمندان نیز برای جبران کاهش کار سلولهای مغزیشان باید غذاهای منیزیم‌دار بخورند، مصرف خرما، منیزیم مورد نیاز آنها را نیز تأمین می‌کند.
خرما مانع تجمع چربی شده و به دلیل دارا بودن عناصر مفید، دفاع بدن را نیز در برابر امراض بالا می‌برد. علاوه بر این، خرما برای بیماران دارای چربی خون و ناراحتی‌های تنفسی مفید است.
مصرف خرما کار غده تیروئید را نیز تنظیم می‌کند.
البته لازم به ذکر است که زیاده‌ روی در مصرف خرما برای کبد خوب نبوده و در ضمن فشار خون را بالا برده و سبب پوسیدگی دندانها و همچنین چاقی نیز می‌شود.

گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ

مواردحرام شایع دربین زنان

موارد حرامی که معمولاً در بین زنان شایع است

1- محرمات مجالس «آنچه در مجالس حرام است» مانند: غیبت، دوروئی، حسادت، دروغ، افترا و بهتان (تهمت زدن به دیگران).

2- خودپسندی: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا یدخل الجنة مَنْ کانَ في قلبه مثقال ذرة من کبرٍ». (مسلم). کسی که ذره‌ای کبر و خودپسندی در دلش باشد، وارد بهشت نمی‌شود.

3- مراجعه به فالگیر و شعبده‌باز: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ». قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: «الشِّرْكُ بِاللَّهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلاتِ». (بخارى:2767).

از ابوهريره رضی الله عنه روايت است كه نبي اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «از هفت گناه نابود كننده اجتناب كنيد». گفتند: اي رسول خدا! آنها كدامند؟ فرمود: «شرك به خدا، سحر، كشتن انسان بي گناه، خوردن ربا، خوردن مال يتيم، فرار از جهاد و تهمت زنا به زنان پاكدامن و بي خبر از فساد».

از جمله آنها شرک به خدا و جادو «شعبده‌بازی» «من أتى حائضاً، أو امرأة في دبرها، أو کاهناً فصدقه بما یقول، فقد کفر بما أنزل علی محمد». (أبوداود وترمذي وأحمد).
4- دعا بر علیه خود یا فرزندان خود: «لا تدعوا علی أنفسکم ولا تدعوا علی أولادکم ولا تدعوا علی أموالکم، لا توافقوا من الله ساعة یسأل فیها عطاء فیستجیبَ لکم». (مسلم).

بر علیه خود و فرزندان و اموال خود دعا نکنید که مبادا دعایتان در ساعتی باشد که خداوند در آن ساعت هر دعائی را قبول می‌نماید.

5- بد یُمنی و تفال به بدی: پیامبر صلی الله علیه وسلم: عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم: «لا طِيَرَةَ، وَخَيْرُهَا الْفَأْلُ». قَالَ: وَمَا الْفَأْلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: «الْكَلِمَةُ الصَّالِحَةُ يَسْمَعُهَا أَحَدُكُمْ». (بخارى:5755).

از ابوهريره رضی الله عنه روايت است كه نبي اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «شگون گرفتن هيچگونه اصالتي ندارد و بهترين آن، فال است». پرسيدم: اي رسول خدا! فال چيست؟ فرمود: «سخن خوبي است كه يكي از شما مي‌شنود و آنرا به فال نيك مي‌گيرد».

6- خرید مجلات مبتذل: همچنین گوش دادن به آوازها و نگاه کردن به کانالهای مبتذل ماهواره‌ای، چرا که حقیقتاً این کارها اسباب و وسایل انحراف و دلمُردگی و اندوه‌آور می‌باشند.

7- دراز کردن ناخنها: «قال أنس رضی الله عنه وَقَتَ لنا النبي صلی الله علیه وسلم في قص الشارب وتقلیم الأظافر وحَلْقُ العَانة في کلِّ أربعیَن یَوماً مَرة». (مسلم وأحمد). انس رضی الله عنه می‌گوید که پیامبر صلی الله علیه وسلم به ما اصحاب سفارش می‌کرد که هر چهل روز یکبار سبیل و ناخن را کوتاه و موی شرمگاه را بتراشیم.

8- حضور در جشنها: جشنهایی که در آن خلاف شرع و موارد ناپسند «مانند عکسها» و فیلمبرداری و رقص، خواننده‌ها وجود داشته باشد. برابر فتوای شیخ محمد بن عثیمن : حضور در آن حرام است.

از موارد و کارهای زیر بپرهیزید و جداً بر حذر باشید

1- دوستان ناباب و بد: که شما را بسوی بدیها و گرفتاریها و خلافکاری و کارهای زشت و آتش دوزخ می‌‌کشانند. قال صلی الله علیه وسلم «المرءُ علی دین خلیله». مرد بر کیش دوست صمیمی خود است.

تا توانی می‌گریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند
یار بد هم جان و هم ایمان زند

2- خلافکاری و مَتَلَک گوئی: از محرمات بسیار زشت و ناپسند و بمانند سرطان غافلگیر کننده است. جوانان آن را ساده می‌پندارند در حالیکه آنها را به نابودی و مرگ می‌کشاند. خداوند می‌فرماید: « فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ». (الأحزاب: ٣٢).

«پس به گونهاى هوسانگيز سخن نگوييد».

3- بازارها: منشأ و مرکز گناهان و بدیهاست. از رفتن به بازار مگر برای حاجتی، خوداری کنید. مواظب باشید و احتیاط کنید.

4- پدیدار نمودن و اظهار چشمها: با پوشیدن نقاب یا مقنعه و روبند به صورت و بیرون بودن چشمها، شیخ محمد بن عثیمین رحمه الله فتوا داده که روا نیست و می‌گوید در زمان کنونی فتوا به جائز بودن آن نمی‌دهیم. بنظر ما منع آن بهتر است. چون وسیله‌ای است برای اجازه دادن به چیزی که جائز نیست.

5- تقلید از زنان کافر: با تقلید مدلها و لباسها و عادتهایی که شما را به برهنه شدن و رها کردن حجاب اسلامی دعوت می‌کنند – مانند کوتاه نمودن مو – مدلهای آرایش مو گِرْد نمودن، و ژولیده نمودن «فرفری و درهم برهم کردن سر» باریک نمودن و حرص زیباپرستی.

6- پدیده عاشق شدن بین جوانان: بطوریکه یکی به شدیدترین شیوة محبت، عاشق و شیفته دیگری می‌شود و شب و روز به وی می‌اندیشد و ساعتهای طولانی تلفنی با او صحبت می‌کند و گاهی اوقات از کارهای وی تقلید می‌نماید، این نوع عشق حرام است و توبه نمودن و دوری از اسباب آن و اجتناب از آن واجب است.

7- کشف عورت: نزد زنان کافر یا غیر آنها شدیداً حرام است.

8- اوقات فراغت و بیکاری: اوقات فراغت خود را با برنامه‌های دینی و مفید برای دنیا و آخرت سپری نمائید.

یعنی اوقات فراغت خود را با برنامه‌هایی سپری نمائید که هم برای دنیا و هم برای آخرت مفید باشد.

نمازها

در خود نماز فضایل بی‌شماری است که کفاره گناهان می‌شوند. و عبارتند از:
الف: فضیلت آمین/ ب: فضیلت برخواستن از رکوع/ ج: فضیلت سجده/ د: نماز تهجد/ هـ: نماز توبه
و: نماز در بیت المقدس/ ز: فضیلت درود و سلام بر پیامبر صلي الله عليه وسلم
الف: فضیلت آمین
آمین یکی از اسباب مهم نابودی گناهان و باعث جلب رحمت خداوند است.
این مطلب را حدیث حضرت ابوهریره رض صراحتاً بیان می‌دارد که حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: چون امام آمین می‌گوید شما نیز آمین بگویید، زیرا کسی که آمینش موافق و همآهنگ با آمین ملائکه شد گناهان پیشین او آمرزیده می‌شوند .
و از حضرت ابوهریره رض نیز روایت شده است که حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: چون امام «غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ» را می‌گوید، شما آمین بگویید.
پس اگر آمین شخصی با قول فرشتگان موافق گشت گناهان پیشین او بخشیده می‌شوند .
ب: فضیلت برخواستن از رکوع
از حضرت ابوهریره رض روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: چون امام «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» گفت، شما «اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ» بگویید، پس هرکسی سخنش موافق با کلام ملائکه شد گناهان گذشته‌اش بخشیده می‌شوند .
ج: فضیلت سجده
سجده از مهم‌ترین و بزرگترین ارکان نماز است و این مطلب را آنچه در حدیث حضرت ربیعه بن کعب وارد است، بیان می‌دارد، آنگاه که پیامبر صلي الله عليه وسلم به ایشان گفت: هرچه می‌خواهی از من بخواه؛ می‌گوید: من گفتم: خواسته من همراهی شما در بهشت است.
حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: بغیر از این خواسته دیگری؟
گفتم: خواسته من فقط همان است.
حضرت فرمودند: پس مرا با بجاآوردن سجده زیاد یاری کن .
پس معلوم می‌شود که سجده زیاد باعث همراهی پیامبران خداوند در مراتب عالیه‌شان است.
و نیز فرموده، حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم که به غلامش ثوبان فرمودند: بسیار سجده‌کردن را بر خود لازم بدان، برای آن که خداوند با هر سجده یک درجه مقامت را بالا می‌برد و یک خطا و لغزش را از بین می‌برد این فضیلت را ثابت می‌کند.
و از حضرت عباده بن صامت رض روایت شده که از حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم شنیدم که می‌فرمود: هرکسی برای خداوند یک سجده کند، خداوند در عوض او یک نیکی می‌دهد و یک گناه او را معاف می‌کند و بر مقامش در بهشت یک درجه می‌افزاید پس شما بسیار سجده کنید .

د: نماز تهجد
نماز تهجد روش و عمل صالحان و رستگاران است.
و از حضرت بلال و ابو امامه رض روایت است که حضرت پیامبر ص فرمودند: نماز تهجد را بر خود لازم بگیرید چون روش صالحان پیش از شما، وسیله تقرب به خداوند، باز دارنده از گناه، نابودکننده خطاها و برطرف کننده ناراحتی‌ها و بیماری‌هاست .
و این بخشش از سخنان حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم که فرمودند: تکفیر للسیئات، خود گواه است که نماز تهجد از عوامل نابودکننده گناهان است.
هـ: نماز توبه
حضرت علی رض می‌گوید: من از حضرت ابوبکر صدیق رض شنیدم که می‌گفت: من از حضرت رسول کریم صلي الله عليه وسلم شنیدم که می‌فرمودند: کسی که مرتکب گناه شد پس از آن خوب طهارت کند و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش کند، بخشیده می‌شود .
و آنگاه حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم این آیة مبارکه وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ [آل عمران: 135] را تلاوت کردند.
«و آنان چون مرتکب کاری زشت شوند یا بر خود ستم کنند خداوند را یاد کنند».
در حدیث مذکور جمله «إلا غفر له» گواه است که نماز توبه از اسباب نابودی گناهان است.
و: نماز در بیت المقدس
حضرت عبدالله بن عمرو بن عاص رض می‌گوید: من از حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم شنیدم که فرمودند: حضرت سلیمان بن داود از خداوند خواست که او را قضاوت‌کردن مطابق با حکم خویش عنایت کند؛ به او عطا شد و از خداوند حکومتی خواست که برای دیگران بعد از او نباشد به ایشان داده شد، و آنگاه که از ساختن مسجد اقصی فارغ شد از خداوند خواست که هرکس فقط جهت نمازخواندن آنجا می‌آید او را از گناهان پاک سازد و او را همچون نوزادی که تازه به دنیا آمده، بگرداند.
و در روایتی از مسند احمد آمده است که حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: ما امیدواریم که خداوند این خواسته ایشان را نیز برآورده کرده باشد .
ز: فضیلت درود و سلام بر پیامبر صلي الله عليه وسلم
خداوند متعال ما را به این امر دستور داده است و حضرت پیامبر صلي الله عليه وسلم نیز در احادیث تشویق نموده‌اند.
پس این عمل صلوات و سلام فرستادن نشانه ایمان داری و پیروی‌کردن است.
حضرت انس رض روایت کرده است که رسول اکرم صلي الله عليه وسلم فرمودند: آن که بر من یک بار درود بخواند خداوند بر او ده بار درود (رحمت) می‌فرستد و ده گناه از او بخشوده، و در بهشت ده درجه بر مقامش افزوده می‌شود .
برگرفته از كتاب: با گناهان چگونه مبارزه كنيم
تاليف: حامد بن محمد المصلح

۱۳۹۱/۵/۱۶

اهمیت تربیت کودک

»

اهمیت تربیت کودک

انسان در زنده گی خود، دوره های متعــددی را سپری می کند، یکی از این مراحل، دوران کودکی است؛ انسان زمانی که  در  نخستین روز های حیات خویش قرار دارد؛ به او کودک می گویند.
توجه به تربیت در دوران کودکی اهمیت فراوانی دارد، به قول »آرنولد گزل« عالم دو دنشمند روان شناس »کودکی پنج ساله نسخه ی شخص نوجوانی است که در آینده خواهد شد«1.
همه گی این تجربه را داریم که افراد اکثر رفتار و عادات خویش را در دوره ی کودکی کسب می کنند، و چگونه گی ارتباط و سازگاری با محیط خویش را در این مرحله یاد می گیرند، پس می توان گفت که چگونه گی رفتــار بزرگ سالی کودک را در همان دوره ی کودکی می توان پیش بینی کرد.
هیچ فعلی به درستی انجام نخواهد گرفت، و هیچ کاری کامل به پایان نخواهد رسید؛ مگر آن که مصدر و ریشه ی آن به درستی بنا شده باشد. منظور »گزل« در آن جمله این است که زنده گی همه ی انسان ها از همان کودکی رنگ می گیرد، یعنی همان کودکی است که سازنده ی شخصیت انسان است؛ و یا به عباره ی دیگر کودک در همان کودکی است که سرنخ های شخصیت خود را به دست می گیرد و آهسته آهسته هویت خویش را نهایتاً در پایان نوجوانی به اکمال می رساند.
و نیز کودک در این دوره، هر آنچه که در مقابلش قرار گیرد با مکیدن، چوشیدن و جویدن می خواهد که آزمایش نماید چرا که ذهنش خالی از هر گونه شناخت، نسبت به آن شی بوده، و وی می خواهد آن را درک نماید. فرموده ی پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله عليه وسلم  صحت این موضوع را تأیید خواهد کرد که: (کل مولود یولد علی فطره)2

»هر نوزاد هم سو و هماهنگ با فطرت (و پاک) پيـــدا مي شود« و یا گفته ی »جان لاک« پزشک و فیلسوف قدیم »ذهن نوزاد همانند لوح سفیدی است«3 بنابر این هر آنچه می بیند و می شنود در ذهنش نقش می بندد. کودک چون دریچـه ی بازیست که می بیند و می شنود، و ذهنش چون دروبین عکاسی است که هر چـه می بیند و می شنود در آن منعکس شده و ثبت می-گردد.
یکی از مهم ترین ویژه گی های کودک تقلید است و از این راه هر آنچه در خانواده و فامیلش صورت گیرد آن ها را انعکاس خواهد داد چرا که زمانی، کودک می خواهد صحبت نماید، ابتدا کلماتی را از والدین و همسالان خویش آموخته و آن ها را تکرار می نماید، این مسأله اهمیت خاصی در تربیت کودک دارد. چرا که اولین محیط آموزشی برای کودک در خانواده وی تشکیل می گـردد که چگونه گی ارتباط، برخورد، و یا رفتار اعضای خانواده با کودک می تواند بر او تأثیر گذار باشد.
به همین منظور توصیه های زیادی در این مورد صورت گرفته از جمله پیامبر معظم اسلام صلی الله عليه وسلم  در چند نکته چگونه گی رفتار و ارتباط با کودکان را بیان کرده اند:
1. (اَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ) »کودکان را دوست بدارید و به ایشان ترحم کنید«.
یعنی این که به کودکان خویش باید محبت و ترحم نمایید و ایشان را هیچگاه مورد خشم و غضب قرار ندهید، چرا که آثار آن در شخصیت وی ظاهر خواهد گشت.
2. »هنگامی که به کودکان خود وعده دادید به آن وفا کنید زیرا آن ها شما را روزی رسان خویش تصور می کنند«.
بدین معنا که باید به شخصیت کودک احترام گذاشته شود. وی را به حیث یک عضو و یک شخصیت در خانواده حساب نموده و به سخنانش گوش فرا داد.
3. »هر کس که با خود کودکی دارد، در برخورد با او باید کودکانه رفتار نماید«. یعنی طوری با باید با کودک رفتار کنیم که بتواند ما  را درک نماید و احساس دلتنگی نکند.
مولانای رومی در این مورد می فرماید که »پس زبان کودکی باید گشاد«.
در گذشته چون مقام کودک در جامعه برای افراد جوامع مشخص نبود، و کودک را فردی کوچک شده ی یک بزرگ سال می دانستند و به مقام شهروندی وی نا آگاه بودند، بناءً در نزد ایشان کودک از ارزش و اهمیتی برخوردار نبود؛ بدین منظور او را تابع بزرگش می دانستند، اما با نزول قرآن و بعثت پیامبر اسلام صلی الله عليه وسلم و ارشادات دین مقدس اسلام و گسترش علوم روانشناسی توسط دانشمندان، به ارزش و اهمیت کودک و تربیت آن پی بردند و کودک را امروزه به عنوان فردی می دانند که در آینده خدمتگار، مسوول و شهروند جامعه ی شان خواهد بود.
در نهایت باید دانست که کودک مهم ترین و با ارزش ترین فرد جامعه بوده و ستون های آینده اش را تشکیل می دهد.
تربیت کودک نزد والدین همانند زیر بنای ساختمان، نزد معمار است که اگر اساسی بنا شود آن تعمیر استقامت و پایداریش بی پایان خواهد بود، کودک هم چنین است که اگر تربیت سالمی داشته باشد و آداب آموختانده شود، در آینده فردی سالم و نیکوکار  تقدیم جامعه خواهد شد.
آخر سخن را حکمتی از »گوته« به پایان می رســــانیم که می گوید: »حسرت های فرو خورده ی دوره ی کودکی است که به عقده های خطرناک جوانی مبدل می شود و باعث فساد می گردد«.4

ادب کردن فرزندبه معنای تنبیه است؟ا

‏آیا ادب کردن فرزند به معنای کتک زدن او است؟
‏آیا ادب کردن فرزند به معنای کتک زدن او است؟
 
دوران کودکی یکی از مهم ترین مراحل زندگی انسان به شمار می آید، و بر اساس این دوره ‏است که انسان سلامت یا بیماری انسان رقم می خورد وتقریباً تمام بیماری های روانی از ‏درک نادرست طبیعت این مرحله و نیازمندیهای آن سرچشمه می گیرد.‏
مسئله ی مجازات کودکان وکتک زدن آنها یکی از مسائلی است که بسیاری از پدران و ‏مادران را به پرسش وامی دارد. آیا مجازات بکنم یا نه؟ تنبیه بدنی بکنم یا نه؟
و این موضوع به جواب  این سؤال کمک می کند :‏
 آیا ادب نمودن یعنی کتک زدن و تنبیه بدنی!‏
‏ استاد محمد حسین - دعوتگر اسلامی که به امور خانواده اهتمام دارد -  می گوید ‏الله (سبحانه وتعالی) دوست دارد که بندگانش متخلّق به اخلاق پسندیده باشند و ‏خشمگین نشوند و بدون تأنی و تعقّل و تأمّل کسی را مجازات نکنند زیرا عجله در ‏چنین حالتی از شیطان یعنی دشمن انسان خواهد بود. و این دعوتی ارزشمند (از ‏والدین)است که هنگام بروز خطایی از کوچکتر ها بر نفس خود مسلط باشند و ابتدا ‏در موضوع تأمل کرده و اسباب اشتباه را بدانند و عذر او را بپذیرند، امیرالمؤمنین ‏حضرت عمر بن عبدالعزیز(رحمه الله) می فرمایند:« وقتی عصبانی هستی ‏قضاوت مکن، و بین دو نفر، تا سخن هردو را نشنیده ای هرگز قضاوت مکن ، ‏حتی اگر یکی درحالی نزد تو بیاید که یکی از چشمانش در دستش باشد زیرا شاید ‏بعد از او طرف مقابلش بیاید و دوچشمانش در دستش باشد. »  بسیار اتفاق افتاده که ‏مادر به این دلیل یکی از فرزندان را مجازات می کند که دیگری در شکوه کردن ‏پیشدستی نموده، که در چنین حالتی کودک ، یاد می گیرد که کار نادرست را انجام ‏دهد و بعد در شکایت بردن و اتهام زدن به دیگران، پیشدستی هم بکند! ‏
جای تعجب است که نزد بعضی، مفهوم ادب کردن با  کتک زدن  و مجازات ‏کودک ارتباط دارد و گویا ادب کردن یعنی زدن و مجازات کردن! ‏
امّا در حقیقت ادب کردن همراه با آموزش دادن و بخشش و معرفی الگو به فرزند ‏است و این حق فرزند است.‏
رابطه ای با محبت و دلسوزی
نظر دکتر سبوک –روانشناس مشهور- این است که ما باید فرزندانمان را بدون نیاز به مجازات تربیت ‏کنیم، چون مجازات کردن تنها وسیله ی منع کودک از انجام کارهای آزار دهنده  یا خارج از ادب جامعه ‏نیست ، دقیقاً همانطور که مجازات دزد را از سرقت و قاتل را از ارتکاب جرم به طور کلی باز ‏نمیدارد.‏
مجازات (کتک) شیوه ای است که بعد از پایان تمام روشهای دیگر به آن پناه می بریم یعنی زمانی که ‏به طور کلی از راهنمایی کودک به راه صحیح ناکام ماندیم.‏
حتّی در چنین شرایطی هم  اگر پدر یا  مادر ، رابطه عاطفی بسیار شدید و دلسوزانه ای با ‏فرزندشان نداشته باشند ، اگر شخصیت کودک سالم وبدون نقص هم باشد مشکل به نظر می ‏رسد که مجازات فایده ای داشته باشد کما اینکه برای بسیاری از مجرمان حرفه ای با وجود ‏عدم مجازات از سوی خانواده، اتفاق افتاده.  ‏
وی همچنین می افزاید که شایسته نیست مجازاتی بدون انجام گناه وجود داشته باشد و نباید قبل ‏از اینکه  تمام جوانب موضوع را  که باعث مجازات می شوند به کودک نگفته ایم او را تنبیه ‏کنیم. زیرا در اکثر موارد فرزندان بدون مجازات قانع شده و راه می آیند، لذا بهتر است حتی ‏الامکان از تنبیه ، به خصوص تنبیهی که به توهین به شخصیت انساتی کودک بینجامد، ‏خودداری کنیم. ‏
توجیه و نصیحت کودک
استاد محمّد سعید مرسی- متخصص علم تربیت-  در کتابش ،«هنر تربیت فرزندان در دین ‏اسلام»، برای تنبیه بدنی کودکان شروطی گذاشته و می گوید: "  اگر نصیحت و ارشاد ، ‏راهنمایی، ملاطفت، و معرفی الگو  برای کودک فایده ای نداشت، باید مجازات، آخرین وسیله ‏تربیتی و بعد از همه اینها باشد. امّا مجازات وتنبیه هم درجاتی دارد و کتک زدن تنها وسیله ‏تنبیه نیست، بلکه در بعضی مواقع جوابگو نیست و نتیجه معکوس خواهد داد، تعدادی از ‏ابزارهای تنبیه عبارتند از:‏
نگاه تند: چیزی که "اخم کردن" هم گفته می شود. این روش بعضی کودکان را از کار بد ‏باز می دارد وحتی گاهی باعث گریه آنها نیز می شود.‏
آهسته صدا زدن(همّ کردن): صدایی است که از حنجره خارج می شود و نشانه ی انکار ‏است که بچه را از اشتباهش آگاه می کند.(مانند نکن گفتن در زبان فارسی که با ‏حرکات سر و صورت به نشانه انکار همراه است.)‏
تعریف از (بچه) دیگری در مقابل او، البتّه به این شرط که فقط به عنوان مجازات باشد ، ‏نه همیشه، باید از زیاد به کار بردن این روش جداً خودداری کرد زیرا آثار منفی در ‏روان کودک باقی می گذارد.‏
بی اعتنایی کردن: وقتی وارد خانه شدید، سلام می کنید ، امّا با او به صورت خصوصی ‏احوالپرسی نمی کنید، بر خلاف روزهای قبل از کارهایی که امروز کرده چیزی نمی ‏پرسید، وقتی با شما صحبت کرد رویتان را بر گردانید، به همین ترتیب تا احساس کند ‏که اشتباه کرده ، در همین موقع بلافاصله اشتباهش را به او گوشزد کنید و دیگر بی ‏اعتنایی را ادامه ندهید، زیرا وظیفه شما تعلیم وتربیت است نه خشونت .‏
محروم کردن: از خرجی یا از بردن به گردش یا از چیزهایی که بچه ها دوست دارند مانند ‏دوچرخه، یا آتاری(بازی رایانه ای) یا تلویزیون.‏
دوری و قهر کردن: به شرط اینکه بیش از سه روز به طول نینجامد، و به محض اعتراف ‏کودک به اشتباهی که کرده با او آشتی کنند.‏
پیچاندن گوش: ابن السنی( رحمه الله)  از حضرت عبدالله بن بسر مازنی صحابی(رضی ‏الله عنه) روایت کرده که فرمود:« مادرم خوشه ای از انگور را به من داد و گفت ان ‏را برای رسول الله صلی الله علیه وسلّم ببرم ، من نیز قبل از اینکه به ایشان برسم در ‏راه مقداری را خوردم ، وقتی خدمتشان رسیدم (فهمیدند) و فرمودند:(یا غُدر) :ای بی ‏وفا!»‏
((یا غدر)  کلمه ای است برای تنبیه)‏
 
تنبیه بدنی به عنوان آخرین راه حل  
‏‏(ضرب المثل قدیمی می گوید: که آخرین دوا ،داغ کردن است)‏
این روش هنگامی به کار می رود که تمام روشهای تربیتی دیگر و همچنین تمام شیوه ‏های مجازات را به کار برده باشیم، و اگر تمام آنها فایده ای نداشت و کودک ممیّز و ‏دارای درک وشعور بود ، آنگاه ناگزیر از این روش هستیم. وبه این دلیل ممیز بودن ‏‏(دارای درک وشعور بودن)شرط است ، که  کودک غیر ممیّز، خطا و درست را ‏تشخیص نمی دهد ونباید او را تنبیه کرد زیرا برای او نتیجه معکوس دارد و ممکن ‏است برایش عادّی شود یا دچار افسردگی  ، انزوا یا ترس گردد ؛ کودک زیر10 سال ‏را نیز نباید تنبیه بدنی نمود.‏
‏(البتّه) تنبیه بدنی نیز شرایط خاصی دارد که باید آنها را رعایت نمود:‏
کتک زدن برای ادب کردن و مانند نمک در غذاست(یعنی مقدار کمی ازآن ‏کافی است وزیاد آن مضرّ است)‏
اگرقبلاً قول داده اید که کودک را تنبیه نکنید، به قولتان عمل کنید تا به شما ‏بی اعتماد نشود.‏
وضعیت کودک خطاکار و دلیل خطایش را درک کنید
کودک را به خاطر کاری که انجام آن دشوار است تنبیه نکنید.‏
اگر بار اولش باشد ، از خطایش چشم پوشی کنید و به او فرصت بدهید.‏
جلوی کسانی که دوستشان دارد او را تنبیه نکنید.‏
اگر کودک بر اشتباهش پافشاری کرد و تنبیه بی تأثیر بود ، تنبیه را متوقف ‏کنید.‏
هنگام عصبانیت شدید اصلاً کودک را تنبیه نکنید و در هنگام تنبیه بر خود ‏کاملاً مسلط باشید.‏
بعد از کتک زدن کودک خطایش را فراموش کرده، به رویش نیاورید.‏
در حین تنبیه کردن، از کودک نخواهید گه گریه نکند.‏
قبل از اینکه کودک آرام شود یعنی بلافاصله بعد از تنبیه از او نخواهید که ‏معذرتخواهی هم بکند، زیرا در این کار نوعی تحقیروتوهین وجود دارد، ‏به او بفهمانید که تنها برای مصلحت خود بچه او را تنبیه کرده اید و به او ‏لبخند بزنید و بعد از تنبیه، سعی کنید دلش را به دست آورده، تنبیه را از ‏یادش ببرید.‏

توصیه های مفیدبرای والدین


دستورالعمل‌هاي مشکل گشا براي والدين و فرزندان
 
اگر رو راست باشيم بايد اعتراف کنيم که تربيت يک نوجوان براي والدينش کار ساده‌اي نيست. شما هم اگر هنوز کودکتان به سن نوجواني نرسيده شايد فکر کنيد که در برابر مشکلات بچه‌ها در اين سن ايمن هستيد. ممکن است بگوييد نوجوان من هيچ وقت جوابم را با بي‌ادبي نخواهد داد، يا هيچ زمان تا دير وقت بيرون نخواهد ماند و هميشه با کساني که من تاييد کنم رفت و آمد خواهد داشت. شما هم مي‌توانيد تا زماني که کودکتان به سن نوجواني برسد به اين رويا دل خوش کنيد اما بهتر است از همين الان خودتان را براي نوجواني فرزندتان آماده کنيد. به هر حال اگر نوجوان شما تازگي‌ها شورشي شده، مقرراتي را که شما برايش گذاشته‌ايد رعايت نمي‌کند و با بچه‌هاي مشکوک مي‌گردد؛ به اين مقاله توجه کنيد تا ياد بگيريد چگونه جوانه اين مشکل رفتاري را از ابتدا بخشکانيد:
نوجواني دوران تغييرات جسمي و شناختي سريع بچه‌هاست. نوجوانان ترجيح مي‌دهند مستقل باشند تا اينکه براي تاييد والدينشان سر تکان دهند. نوجوان در يک لحظه ممکن است والدينش را به کلي کنار بگذارد و در لحظه‌اي ديگر دوباره به نزد او بازگردد اما در هر حال والدين را به عنوان مشاور قبول دارد و نه رئيس! البته شما هم مي‌توانيد به جاي دست روي دست گذاشتن کاري بکنيد که موقعيت خودتان را در نزد نوجوان محکم کنيد.
1)به نظر مي‌رسد نوجوان از شما متنفر است
 
يک دقيقه فرزند شيرين شما از شما مي‌خواهد که همراه او به مدرسه برويد و يا کنارش دراز بکشيد. زمان ديگر به نظر مي‌رسد که همه چيز را از ياد برده و شما و حرفهايتان را مسخره مي‌کند. اگر شما از نزديک به اين رويداد نگاه کنيد متوجه مي‌شويد که وقتي او کودکي بيش نبود هم همين رفتار را از او مي‌ديديد با اين تفاوت که به جاي اينکه مانند کودک 2ساله داد بزند و نه بگويد، صورتش را با نفرت از شما برمي‌گرداند. اين بسيار براي والدين دشوار است اما بخشي از نوجواني با جداشدن و شخصيت جدا يافتن نوجوان همراه است و اين ممکن نمي‌شود مگر اينکه نوجوان در ابتدا والدينش را کنار بگذارد تا بتواند شخصيت و هويت خود را پيدا کند. در اين زمان بيشتر به همسالان و دوستانش توجه دارد و نظرات آنها را بيشتر از والدينش مي‌پسندد.
راه چاره: گاهي والدين آنقدر از اين طرد شدن و کنار گذاشته شدن دلخور مي‌شوند که آنها هم همين رويه را با نوجوانشان در پيش مي‌گيرند. يعني او را کنار مي‌گذارند و از خود مي‌رانند. اين يک روش اشتباه است که معمولا نتيجه خوبي به همراه ندارد چون فرزند شما را بيشتر از شما دور مي‌کند. بد نيست بدانيد نوجوان حتي وقتي نظرات شما را قبول نمي‌کند، باز هم مي‌داند که به شما نياز دارد اگر چه به اين نياز اعتراف نمي‌کند. بنابر اين بهتر است شما به جاي عصباني شدن و راندن او از خود صبرکنيد، منطقي باشيد و آرامش خود را از دست ندهيد و به نوجوان خود ثابت کنيد که حتي اگر حرف شما را نپذيرد هم او را دوست داريد و به سرنوشت او اهميت مي‌دهيد. اين شورش نوجواني هم تا ابد باقي نمي‌ماند و معمولا تا سن 16 - 17 سالگي جاي خود را به يک احترام منطقي مي‌دهد به طوريکه نوجوان مي‌داند مشاوري بهتر از شما گيرش نمي‌آيد. البته منظور ما اين نيست که بي‌ادبي نوجوان را نسبت به خودتان ناديده بگيريد. اگر چنين اتفاقي افتاد لازم است شما همان اصول هميشگي را در برابر رفتار نادرست اجرا کنيد. مثلا محروميت از آنچه دوست دارد داشته باشد. يکي ديگر از اصول خوب و قديمي اين است که اگر نمي‌توانيد حرف خوبي بزنيد بهتر است چيزي نگوييد. اين روش به نوجوان نشان مي‌دهد که شما به خاطر او چيزي نمي‌گوييد. و احتمال زيادي دارد که او حالت دفاعي‌اش را کنار بگذارد و به شما اعتماد کند.
دستورالعمل‌هاي مشکل گشا براي والدين و فرزندان
2)وسايل ارتباطي زندگي نوجوان را پر مي‌کند
 
يکي از مشکلات دنياي جديد اين است که انواع وسايل ارتباطي مانند گوشيهاي تلفن همراه، پيامک و پست الکترونيک و چت زندگي نوجوانان را پر کرده و به آنها فرصت نمي‌دهد که حتي در ميان جمع خانواده حضور واقعي داشته باشند. او در ميان جمع و دلش جاي ديگر است. آنوقت مي‌بيني که داري با نوجوانت حرف مي‌زني و او گوشي در دست دارد پيامک مي‌خواند يا مي‌فرستد و حواسش با تو نيست. متاسفانه يا خوشبختانه اين هم از مشکلات دنياي نوجواني است که تنها والدين امروزي با آن دست به گريبانند و قديميها دست کم از اين مشکلات نداشتند.
راه چاره: شما نمي‌توانيد استفاده از انواع وسايل الکترونيک را براي نوجوان قدغن کنيد. اين کار نه تنها غيرمنطقي و نامهربانانه است بلکه غير ممکن هم هست. بد نيست بدانيد ارتباط داشتن نوجوان با دوستانش براي او يک امر حياتي است. با اين کار شما تنها نفرت او را از خودتان بيشتر خواهيد کرد و او از شما دورتر خواهد شد. اگر فرزند شما کارهاي مدرسه‌اش را تمام و کمال انجام مي‌دهد و در خانه هم وظايفي را که به او محول کرده‌ايد به موقع انجام مي‌دهد بهتر است به او اجازه دهيد از چنين وسايلي استفاده کند اما براي اينکه اين وسايل موجب اختلال در زندگي خانوادگي شما نشود مي‌توانيد محدوديتهايي براي او قرار دهيد مثلا از او بخواهيد در زمان غذا خوردن و يا وقتي مهمان داريد، گوشي را کنار بگذارد. شايد شما هم ترجيح بدهيد که رايانه را در اتاق شخصي نوجوان قرار ندهيد تا بتوانيد نظارت بهتري بر استفاده او از شبکه جهاني داشته باشيد. اين کار خوب است چون جلوي استفاده نادرست نوجوانان از رايانه را در زماني که والدين در خواب هستند، مي‌گيرد. بعضي از متخصصان معتقدند بهتر است رايانه يک ساعت قبل از زمان خواب خاموش شود تا نوجوانان بتوانند خواب کافي داشته باشند و دچار مشکلات خواب به علت استفاده از رايانه و اينترنت نشوند. يکي از روشهاي محدود کردن زمان صحبت نوجوانتان با تلفن و اينترنت اين است که از او بخواهيد هزينه اين‌ها را از جيب خودش بپردازد. يعني از همان پول تو جيبيهايي که به او مي‌دهيد و خوب اين پولها هم بايد حساب و کتابش براي شما معلوم باشد. در ضمن براي کنترل سايتهايي که فرزندتان در اينترنت به آن مراجعه مي‌کند مي‌توانيد از نرم‌افزارهاي مخصوص کنترل اينترنت استفاده کنيد.
3) دير به خانه مي‌آيد
 
شما از دخترتان خواسته‌ايد که قبل از ساعت 9 شب در منزل باشد. اما الان ساعت نه و نيم است و او هنوز به خانه نيامده. اين اتفاق ممکن است بارها بيفتد. فکر مي‌کنيد چرا او مقررات شما را ناديده مي‌گيرد؟ بسياري از نوجوانان براي نشان دادن استقلال و بزرگ شدنشان ممکن است تا ديروقت خارج از منزل بمانند. آن‌ها محدوديتهايشان را مي‌آزمايند و سعي مي‌کنند گستره آن را باز‌تر و باز‌تر کنند.
راه چاره: مطمئناً نوجوانان نياز دارندکه محدوديت‌هايي برايشان مشخص شود. اما قبل از اينکه بر قوانين خود پافشاري کنيد مطمئن شويد که محدوديت‌هاي تعيين شده‌تان منطقي باشد. براي اين کار مي‌توانيد تحقيق کنيد و يا با مشاور نوجوانان مشورت کنيد. نکته واضح اين است که محدوديتهاي يک کودک دبستاني با نوجوان متفاوت است و لازم است شما به نوجوانتان اعتماد بيشتري داشته باشيد و به حس استقلال‌طلبي او هم احترام بگذاريد. حتي مي‌توانيد با والدين بعضي از دوستان نوجوانتان صحبت کنيد و نظرات آنها را هم جويا شويد. اما وقتي زمان مشخصي را تعيين کرديد و 10 دقيقه هم براي اتفاقات پيش‌بيني نشده اضافه کرديد؛ اگر فرزندتان سر باز زد حتما عواقب کارش را با يادآوري قبلي به او اجرا کنيد. اين تنبيه مي‌تواند يک هفته محروميت از بيرون رفتن بعد از غروب آفتاب باشد. البته دقت کنيد که علت رفتار فرزندتان را ريشه‌يابي کنيد. ممکن است علت بيرون رفتن او از خانه اين باشد که در منزل احساس شادماني ندارد. در اين صورت لازم است که با او صحبت کنيد و از او علت را بپرسيد. سعي کنيد کاري کنيد که نوجوانتان در منزل زمان‌هاي تفريح و شادي را در کنار شما بگذراند. مثلا بازي‌هاي دسته‌جمعي و گردش خانوادگي راه بيندازيد و بگذاريد حس کند که براي گذراندن لحظات شاد لازم نيست حتماً بيرون برود و به دوستانش وابسته باشد.
اگر بعد از اين کارها باز هم فرزندتان قوانين را زير پا گذاشت، حتما عواقب کار را با جديت اجرا کنيد. حواستان باشد بلوف نزنيد و وعده دروغ ندهيد.
4) نوجوان با افراد ناجور مي‌گردد
 
ممکن است شما از گروهي که فرزندتان براي مراوده و دوستي انتخاب کرده خوشتان نيايد و هر وقت او را درميان جمع دوستان لات و بي سرو پايش مي‌بينيد، شرمنده بشويد. حتي ممکن است شما حرفي به او بپرانيد و دلخوري‌تان را با اين حرف نشان دهيد. اما راه چاره اين نيست!
راه چاره: فرزند شما اگر شلوار سوراخ بپوشد، موهايش را چرب کند و يا ابرويش را دستکاري کند باز هم معصوميتش را از دست نداده. احتمالا او همه اين کارها را براي اين مي‌کند تا از طرف گروه دوستانش پذيرفته شود و به حساب بيايد. بنابر اين اگر دوستان او را مسخره و سرزنش کنيد نه تنها او از آنها دل نمي‌کند بلکه به او بر مي‌خورد و از شما دلخور خواهد شد. او به دلخواه شما لباس نمي‌پوشد و موهايش را درست نمي‌کند چون اگر اين کار را بکند هم سن و سالانش او را مسخره خواهند کرد و بيشتر تنها خواهد شد. از طرف ديگر لازم است درباره گروهي از دوستان فرزندتان که مشکلات جدي دارند و از مدرسه فرار مي‌کنند و يا مواد مصرف مي‌کنند با او صحبت جدي بکنيد. بدون اينکه او را در يک موقعيت دفاعي قرار دهيد که مجبور شود از آنها دفاع کند. به فرزندتان بگوييد که به او اهميت مي‌دهيد و نگران کساني هستيد که با او رفت و آمد مي‌کنند و مي‌ترسيد که او را آلوده کنند. شايد نتوانيد جلوي بيرون رفتن فرزندتان با افراد خاصي را بگيريد اما مي‌توانيد ريشه رفتار نادرست او را از بيخ ببريد. براي اين کار مي‌توانيد از متخصصان حرفه‌اي کمک بگيريد. از صحبت درباره مشکلات نوجوانتان با مشاور نهراسيد. گاهي ممکن است درباره بعضي رفتار هم کلاسي‌هايش به مدرسه گزارش دهيد و از آنها بخواهيد کاري کنند.
5) همه راه حل‌هاي شما فرزندتان را ناراحت مي‌کند
 
گاهي ممکن است هر کاري که شما براي کمک به فرزندتان مي‌کنيد او را بيشتر عصباني کند. دوران نوجواني دوران حس‌هاي شديد است به همين علت چيزي که به نظر شما اتفاق مهمي نيست ممکن است براي او خيلي مهم و حياتي باشد.
راه چاره: مسخره کردن و ناچيز شمردن آنچه او به آن اهميت مي‌دهد دردي را دوا نمي‌کند. اتفاقي که مي‌افتد اين است که او احساس مي‌کند شما حرف او را نمي‌فهميد و پس از مدتي ديگرغصه‌ها و حرفهايش را به شما نمي‌گويد. واقعيت اين است که مهمترين نکته در جهان براي او اين است که دوستش با او به هم زده چون او نتوانسته به مهماني تولدش برود. بنابر اين شما هم اين اتفاق را جدي بگيريد. به جاي اينکه اهميت آنچه براي فرزندتان مهم است را زير سؤال ببريد و مدام او را نصيحت کنيد، سعي کنيد خودتان را جاي او بگذاريد. به او نگوييد که زماني وقتي بزرگتر شد اين غصه‌ها به نظرش احمقانه خواهد بود. تنها گوش کنيد و همدردي کنيد.

رفع بی حوصلگی


با 15 روش بی حوصلگی را از خود دور کنیم






 
برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد
عوامل مختلفی همچون، نداشتن هدف، نداشتن برنامه صحیح، ضعف و سستی اراده، داشتن افکار منفی و عدم توجه به توانایی‌ها و استعدادهای خویش، خودکم بینی و غیره در ایجاد کم حوصلگی نقش دارند. بنابراین برای مبارزه با این روحیه و کاهش یا از بین بردن آن باید با توجه به هر یک از عوامل تاثیرگذار، راه و روش مناسب و راه کار عملی خاصی را اتخاذ کرد، بدین منظور به نکات و مطالب زیر توجه کنید:
1 - قبل از هر چیز با توجه به توانایی‌ها و استعدادهای خویش هدفی معقول و قابل دسترسی و مطابق با شرایط و امکانات موجود برای خود ترسیم کنید.
2 - به منظور رسیدن به هدف مورد نظر از یک برنامه مدون و جدول زمان بندی شده‌ای استفاده کنید و خود را مقید به انجام آن کنید.
3 - اگر افکار منفی و احساس ضعف و خودکم بینی باعث کم حوصلگی شما شده است، با به خاطر آوردن توانایی‌ها و استعدادها و موفقیت‌های گذشته خویش و توجه به نقاط قوت زندگی، یاس و نا امیدی نسبت به آینده را به امیدواری و خوشبینی نسبت به آینده تبدیل کنید.
4 - یاد خدا و توجه و توکل به ذات مقدس لایزال الهی و طلب کمک و یاری از او نقش موثری در ایجاد آرامش و امید به آینده دارد، بنابراین یاد و توجه و توکل به خداوند را در انجام کارها فراموش نکنید.
5 - باید علل و عوامل ضعف اراده خویش را بشناسید. توجّه کنید ضعف اراده غالبا در عدم اعتماد به بینش و تفکر، عدم شناخت خویش، با ارزش تلقى نکردن خود، عدم امنیت روانى، عدم تدبیر عقلانى در تشخیص امور و تمیز دادن امور از هم، شکست‏هاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محرومیت، سرزنش و رنج‏هاى مستمر ریشه دارد. زدودن هر یک از این عوامل در پرتو سرمایه گزارى و برنامه ریزى ممکن است.
6 - باید باور کنید مانند دیگر انسان‏ها از توانمندى‏هاى بسیار برخوردارید. فراموش نکنید نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیش‏تر است. تصمیم خوب در پرتو تکیه بر قوت‏ها، جبران ضعف‏ها و احساس توانمندى شکل مى‏گیرد.
7 - بکوشید براى هر رفتارى انگیزه‏اى قوى داشته باشید و به ویژه از آثار مثبت تصمیم‏گیرى‏ها و رفتارهاى خاص خویش به طور کامل آگاه شوید.
8 - در موقعیتى که به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى می‏انجامد، قرار نگیرید. براى تصمیم‏گیرى‏ها و اقدامات خویش امنیت روانى فراهم آورید تا بتوانید به آرامى در برابر دیگران یا همراه آنان ابراز وجود کنید و برجستگى فکرى و فعالیت به جا را از طریق تصمیم آشکار سازید.
9 - در برابر اراده پولادین انسان همه سختى‏ها آسان مى‏شود. به استقبال کارهاى به ظاهر دشوار بروید و به خود تلقین کنید مى‏توانید در این امور درست تصمیم بگیرید و افتخار موفقیت در انجام آن‏ها را به دست آورید.
10 - از خواب زیاد، پرخورى و دیگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهیزید.
11 - تردید در تصمیم‏گیرى و تاخیر در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مى‏شود و زیان‏هاى بسیار را به ارمغان مى‌آورد.
12 - تصمیمات به جا و پر ارزش گذشته‏ خود را به یاد ‌آورید و توجه کنید که چون گذشته براى انجام دادن کارهاى مهم آمادگى دارید.
13 - در تصمیم‏ها و فعالیت‏هاى اسوه ‏ها دقت کنید، در همسان‌سازى و الگوپذیرى جدى باشید تا جرات انجام کار یابید و توان تصمیم‏ گیرى و اجرا در شما تقویت شود.
14 - ورزش مستمر و منظم را که در تقویت اراده بسیار موثر است، فراموش نکنید.
15 - با تصمیم‏هاى آسان در کارهاى ساده، به تدریج خود باورى و توانمندى را در خویش پدید آورید و راه را براى تصمیم ‏گیرى در امور مشکل و پیچیده هموار سازید.

همسران از شوهرانشان چه می خواهند؟



Rabee Nz
                                                 نامه ای به شوهر بزرگوارم

شاید این افکار یا تعدادی از آنها برای مردان ناراحت کننده باشد، اما حقیقت چیز دیگری است و این تنها خلاصه ی درد دلی است که در دل و جان هر زن علاقمند به سعادت و خوشبختی خانواده، می گذرد که به روابط زناشویی خود با همسرش که بر پایه ی دوستی ، الفت، صراحت و شفافیت طرفین است، بهای زیادی می دهد .

بنابر این از تو خواهش می کنم که آن را همانگونه که هست از من بپذیری و (خدای ناکرده) هیچ تفسیر غیر واقعی یا معنای دیگری که منظور کلام من نیست را از آن برداشت نفرمایی.

- قبل از هر چیز می خواهم دوستت داشته باشم و انتظار دارم تو نیز در مقابل ، مرا دوست داشته باشی، آیا من در مقابل این دوست داشتن تو لیاقت احترام تو را ندارم؟

- جلوی دیگران از من انتقاد نکن هرچند کارم نادرست و اشتباه باشد، زیرا وقتی که منزلتم را پایین می آوری بسیار دلتنگ و نا امید می شوم، که خودخواهی من را وادار به مقابله و مقاومت در برابرت می کند. از تو خواهش می کنم که اگر انتقادی داری یا نکته ای منفی را می خواهی در باره ام بیان کنی ، وقتی این کار را بکن که (من و تو) باهم تنها هستیم ، زیرا در چنین شرایطی بدون محافظه کاری، برای پذیرش انتقاد آمادگی بیشتری دارم.

- وقتی که در مورد چیزی با هم اختلاف نظر داریم، از تو خواهشم این است که نظر من را کوچک و خوار ندانی زیرا لازم نیست که حتماً یکی از ما نظرش درست و دیگری نظرش غلط باشد.همانگونه که لازم هم نیست برای رسیدن به توافق باهم جنگ و دعوا کنیم زیرا می بینی که در این صورت تمایل به قبول نظر تو پیدا می کنم ، امّا بعد به سرعت پشیمان می شوم.

- وقتی که دلم تنگ می شود و شروع به گریه کردن می کنم، یا کنترل احساساتم را از دست می دهم، اجازه بده احساساتم را بروز دهم. زیرا اینها احساسات شخصی من هستند و و اگر به من وقت کافی بدهی به مرور زمان بیشتر بر آنها مسلّط خواهم شد. از طرفی اگر به جای پنهان کردن و سرکوب آن از ترس ناراحت کردن یا اذیت تو در این مورد احساس آزادی کنم ، به طور طبیعی رنج کمتری از بابت بروز این احساسات خواهم دید.

- کار کردن تو در جامعه شأن و منزلت تو را در جامعه، و پیش من بیش از پیش بالا می برد، از تو می خواهم، بدانی که من این واقعیت را می دانم. بنابر این اگر اعتراف کنی که تلاش من برای رهایی تو از کارهای منزل ، این امکان را برایت فراهم کرده که بیشتر وقتت را به انجام کارهای بیرون اختصاص دهی، من بیشتر به تو افتخار خواهم کرد و کمتر از کار تو در بیرون ناراحت خواهم شد. اینکه جلوی دیگران اقرار کنی که من هم به خاطر کار خانه شایسته ی تقدیر هستم، مرا خوشحال می کند.

- من به این نیاز دارم که وقت خاصی را با تو بگذرانم. من این را درک می کنم که بیشتر توان تو مصروف کار است ، امّا اگر تمام انرژی و وقت خود را هم صرف کار کنی دیگر سهمی هم برای من باقی نخواهد ماند، از تو خواهش می کنم که مقداری از وقتت را فقط به ما اختصاص دهی، همچنین این تمنّا را از تو دارم که کارهایی را که من انجام داده ام دوباره انجام ندهی چون در آینده سعی می کنم که مهارت های لازم برای انجام آنها را کسب نمایم. اگر به جای توبیخ فوری، یا مؤاخذه، اجازه ی آزمایش و خطا را به من بدهی زودتر روش درست کارها را یاد خواهم گرفت. بیشتر کارهایی را که دوباره بعد از من انجام می دهی،به دلیل فراموشی اینگونه انجام شده، با این کار اعتماد به نفس من به کندی فعال می گردد. اجازه ی اشتباه ندادن به من، به این معنی است که تو راه یادگیری کسب موفقیت را بر من می بندی.

- نوشته هایی را که در نظر من مغایر با مظاهر زنانگی است به من نشان نده، زیرا من بیش از تو در این مورد آسیب پذیر و تأثیر پذیر هستم. من از دوران کودکی بر این باور تربیت یافته ام که اگر من آشکارا خود را از نظر جنسی محرّک نشان دهم ، احترام مرد، نسبت به من کاهش می یابد. من از تو تعجب می کنم که به تحریک همسرت بسیار اهمّیت می دهی امّا از اینکه ظاهر من محرّک باشد، انتقاد می کنی. به من اعتماد کن ، کافی است در کارهای جنسی با من صریح وشفاف باشی. با این کار الگوی من خواهی شد و من نیز در اینگونه موارد بر تردید خود غلبه خواهم کرد و مانند تو در این مورد صریح وبی تکلف خواهم بود.

- مسئولیّت کوتاهی در انجام کارهایی را که من محوّل کرده بودی به گردنم نینداز. زیرا انتقاد تند تو بر اعتماد به نفس من به شدّت تأثیر گذار بوده، و باعث می شود تصور کنم که من نمی توان هیچ کاری را به درستی انجام دهم. اگر با هم فکری هر دوی ما، این حق به من داده شود که کارها را به شیوه ی خاصی که خودم در نظر دارم انجام دهم، اعتماد به نفس من آنقدر زیاد می شود که از تصور تو خارج است.

اگر گاهی به دلیل مشغول بودن به کاری یا سختی کار خودم، فوراً خواسته ات را انجام ندادم، آن را به حساب بی توجهی به گفته ی تو یا نافرمانی من نگذار.

وقتی برای انجام کارهای بیرون پیش من، اولویّت ها یی قرار می دهی ، سعی می کنم به خودم بقبولانم وبگویم که حتماً برای این کار دلیل موجهی داری و این کار تو در خانه به معنای بی توجهی به من نیست و دو نفر (عاقل و) بالغ مانند من و تو برای نشان دادن محبّت وعشق به همدیگر نیازی به تأکید پی در پی به دوست داشتن همدیگر و پایبندی به عشق متقابل ندارند.

- گفتن منظور دقیق (از حرفهایی که می زنی)، بسیار مهم است.پس از عبارتهای ناقصی که مرا اذیت می کند استفاده نکن و بعد از گفتن آنها از من انتظار نداشته باش که فوراً آنها را فراموش کنم ، به من وعده های بزرگ و زیادی نده که بعدها هرگز نتوانی از عهده اش برآیی.

وقتی دستور به کاری می دهی ،من قبول می کنم و هنگامی که عصبی هستی تو را به حال خود می گذارم. البته منتظر دسته گلی هم هستم که که در زمان خوشی و سرور ، به من وعده داده بودی. من همیشه به خودم می گویم که حقیقت انسانها در هنگام عصبانیت معلوم می شود، و بدون شک دادن وعده ی دروغ نشانه ی صادق نبودن انسان است. سعی من برای فراموش کردن و از یاد بردن همه ی اینها، بسیار اذیتم می کند، و در اصل رابطه ام با تو سردی ایجاد می کند.

- یادت باشد که ادای حقوق زن هم از وظایف مردان است.

- مرا کتک نزن؛ زیرا بهترین مردان کسانی هستند که از کتک در رفتار با همسرانشان استفاده نمی کنند، واین را هم به یاد داشته باش که آنچه را برای خود می پسندی برای برادر مسلمانت هم بپسندی.( آیا دوست داری ببینی کسی مادرت را اذیت می کند؟)

- فراموش نکن که من مالک مال خودم هستم و مقداری از اموال تو نیز در مالکیت من است.

- ضرب المثل عربی است که (استقامة المنجل في اعوجاجه)(خوبی داس به کج بودن آن است.).

- و این را هم از یاد نبر که من از کج ترین دنده ی تو آفریده شده ام ، و این به معنای این نیست که من موجود بدجنسی هستم، بلکه معنایش آن است که طرز تفکّر و رفتار من زنانه است نه مردانه.

- یادت باشد که زنی که خوف خدا ندارد و حق الله تعالی را ادا نمی کند، نماز نمی خواند، و معتقد است که زنا حلال است، هرگز قادر به حفظ آبرو و احترام شریک زندگی خود نخواهد بود.

پس شکر این نعمت خداوندی را به جای آور که همسر تو زنی مسلمان است.

سلف وحفظ زبان

عجیب است که برخی از مردم به سادگی از خوردن حرام و ستم و دزدی و شرب خمر و نگاه به سوی حرام و دیگر گناهان دوری می‌کنند، اما حفظ حرکت زبان برایشان سخت است تا جایی که می‌بینی انسانی که به دین‌داری و زهد و عبادت مشهور است سخنی از روی خشم خداوند به زبان می‌آورد که به آن اهمیتی نمی‌دهد و با یک کلمهٔ آن بیش از فاصلهٔ مشرق و مغرب سقوط می‌کند».
چه بسیارند کسانی که از فواحش و ستمگری دوری می‌کنند اما زبانشان آلودهٔ تهمت به ناموس و آبروی زندگان و مردگان است و این، هیچ اهمیتی برایشان ندارد.
۱- از یکی از حکیمان روایت شده است که مردی را دید که بسیار سخن می‌گفت و کم سکوت پیشه می‌کرد، پس به او گفت: «خداوند متعال برای تو دو گوش آفریده است و یک زبان، تا آنکه آنچه می‌شنوی دو برابر آنچه می‌گویی باشد».
۲- ربیع بن صبیح روایت می‌کند که مردی به حسن بصری گفت: ای ابا سعید؛ من چیزی را می‌بینم که آن را خوش نمی‌دارم. حسن گفت: «آن چیست؟» گفت: کسانی را می‌شناسم که در مجالس تو حضور می‌یابند و اشتباهات غیرعمد تو را به یاد سپرده و سپس آن را برای مردم بازگو می‌کنند و از تو عیب‌جویی می‌کنند.
حست بصری گفت: «برادرزاده، سخت نگیر! به تو چیزی خواهم گفت که از آن هم عجیب‌تر است» گفت: آن چیست؟ حسن گفت: «من نفس خود را برای جوار خداوند و به دست آوردن بهشت و نجات از آتش و هم‌نشینی پیامبران مطیع ساخته‌ام نه در خوش‌داشتِ مردم، که اگر قرار بود کسی از [سخن] مردم در امان بماند آفریدگارشان در امان می‌ماند. حال که آفریدگار آنان از [سخنان ناروای] آن‌ها در امان نمانده است مخلوق شایسته‌تر است!»
۳- جبیر بن عبدالله می‌گوید: وهب بن منبه را دیدم که مردی به حضورش رسید و گفت: فلان کس تو را بد می‌گوید. وهب گفت: «آیا شیطان کسی دیگر جز تو نیافت که او را سبک بدارد؟» سپس طولی نکشید که همان مرد (که بدگویی وهب را کرده بود) آمد و وهب او را گرامی داشت.
۴- حاتم اصم می‌گوید: «اگر کسی که برای تو صاحب سودی است نزد تو باشد زبانت را از آنچه باعث رنجش او است حفظ خواهی کرد، در حالی که همهٔ سخنانت بر خداوند عرضه خواهد شد اما زبان خود را از او حفظ نمی‌کنی».
۵- مردی در حضور معروف کرخی غیبت کسی را نمود. معروف به او گفت: «به یاد بیاور آن هنگامی را که پنبه بر روی چشمانت می‌نهند».
۶- از ابن عباس روایت است که می‌گفت: «هر سخنی که انسان بر زبان بیاورد بر او نوشته خواهد شد حتی آه و ناله‌ای که در هنگام بیماری به زبان می‌آورد» می‌گویند: هنگامی که احمد بن حنبل بیمار شد به او گفتند: طاووس آه و ناله را در هنگامی بیماری خوش نمی‌داشت، پس امام احمد در بیماری خود حتی «آه» نگفت.
۷- عمر بن عبدالعزیز می‌گوید: «هر که بداند سخنش نیز جزوی از عمل اوست کم سخن خواهد گفت مگر در چیزی که به سود اوست و به او مربوط است».
۸- یکی از سلف می‌گوید: «لحظه‌های عمر آدمی را بر او عرضه می‌کنند؛ برای هر لحظه‌ای که در آن یاد خداوند را نکرده است به شدت حسرت خواهد خورد».
۹- حسن بن بشار می‌گوید: «سی سال است که سخنی نگفته‌ام که برای آن نیاز به عذرخواهی داشته باشم».
۱۰- بشر بن منصور می‌گوید: نزد ایوب سختیانی بودیم، پس سخن بسیار گفتیم، تا آنکه ایوب گفت: «دست نگه دارید… [آنقدر کم سخن گفته‌ام] که اگر بخواهم همهٔ آن را برایتان بازگو کنم، می‌توانم».
۱۱- مردی به فضیل بن عیاض گفت: فلانی غیبت من را می‌کند. فضیل گفت: «برایت خیر و خوبی جلب کرده است».
۱۲- عبدالرحمن بن مهدی می‌گوید: «اگر اینگونه نبود که دوست ندارم کسی معصیت خداوند را انجام دهد آرزو می‌کردم همهٔ مردم این زمانه مرا بدگویی و غیبت کنند، زیرا چه چیز از این خوش‌تر است که انسان در روز قیامت نیکی‌هایی را در پروندهٔ اعمالش بیابد که نه آن را انجام داده است و نه از آن اطلاعی داشته است!»
۱۳- روایت شده است که یکی از بزرگان اهل علم و عبادت را پس از مرگ، در خواب دیدند؛ از او دربارهٔ اوضاعش پرسیدند، گفت: «تنها برای یک سخن که به زبان آوردم بازخواست شدم؛ یک بار گفته بودم: مردم چقدر نیازمند باران هستند. به من گفته شد: تو چه می‌دانی؟ من به مصلحت بندگانم آگاه‌ترم».
۱۴- عبدالله بن محمد بن زیاد می‌گوید: نزد احمد بن حنبل بودم که مردی آمد و گفت: ای اباعبدالله، من غیبت تو را کرده‌ام، مرا حلال کن. امام احمد گفت: «تو را حلال می‌کنم اگر دوباره آن را انجام ندهی» عبدالله می‌گوید: به امام احمد گفتم: ای امام، آیا او را حلال می‌کنی در حالی که تو را غیبت کرده است؟ گفت: «مگر ندیدی؟ بر او شرط گذاشتم».
۱۵- مردمی نزد ابن سیرین آمدند و گفتند: ما تو را غیبت کرده‌ایم، ما را حلال نما. ابن سیرین گفت: «چیزی را که خداوند حرام کرده است، حلال نمی‌کنم».
۱۶- طوق بن منبه می‌گوید: به حضور محمد بن سیرین رسیدم؛ به من گفت: «گویا تو را بیمار می‌بینم» گفتم: آری. گفت: «به نزد فلان پزشک برو تا تو را معاینه کند» سپس گفت: «نه، به نزد فلانی برو که از وی ماهرتر است» سپس گفت: «استغفر الله، گمان می‌کنم او را غیبت کردم».
۱۷- روایت است که به حسن بصری گفتند: فلانی غیبت تو را کرده است؛ پس حسن طبقی از رطب به سوی او فرستاد و گفت: «به من گفته‌اند که نیکی‌های خود را به من هدیه داده‌ای، خواستم جبران کنم، اما مرا معذور بدار که نمی‌توانم به طور کامل خوبی تو را جبران نمایم».
۱۸- از ابوأمامهٔ باهلی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: «کتاب اعمال بنده را در روز قیامت به او می‌دهند پس او در آن نیکی‌هایی را می‌یابد که انجام نداده است، پس می‌گوید: پروردگارا این نیکی‌ها از کجا آمده است؟» می‌فرماید: «این برای غیبتی است که مردم در حق تو کرده‌اند و تو نمی‌دانستی».
۱۹- عبدالله بن مبارک می‌گوید: به سفیان ثوری گفتم: ای ابا عبدالله، ابوحنیفه چقدر از غیبت کردن دوری می‌کند! نشنیده‌ام که حتی یک بار غیبت کسی از دشمنانش را بگوید. سفیان گفت: «او خردمندتر از آن است که چیزی را بر نیکی‌هایش مسلط کند که باعث از بین رفتن آن‌ها شود».
۲۰- از عمر بن عبدالعزیز روایت است که مردی بر او وارد شد و در مورد کس دیگری چیزی گفت. عمر به او گفت: «اگر بخواهی در امر تو نظر خواهیم کرد، اگر دروغ گفته باشی از اهل این آیه خواهی بود که: {اگر فاسقی برای شما خبری آورد [آن را] به درستی وارسی کنید} [حجرات: ۶] و اگر راست گفته باشی از اهل این آیه خواهی بود: {آنکه عیبجوست و برای خبرچینی گام برمی‌دارد} [قلم: ۱۱] و اگر خواستی تو را می‌بخشیم» آن مرد گفت: عفو نما ای امیرالمومنین؛ دیگر هیچ‌گاه به این کار باز نمی‌گردم.

۱۳۹۱/۵/۱۵

برخی فضایل ماه مبارک رمضان

Bashir Don
ماه مبارك رمضان داراى فضايلى است كه به برخى آن اشاره مى‌شود:
اول: خود ماه مبارك رمضان ماه رمضان ماهى است، كه روزه گرفتن در اين ماه بر مسلمانان فرض گرديده است. 

دوم: موجوديت ليلة القدر در اين ماه كه بركت و خير اين شب، بهتر و بيشتر از هزار ماه است. 

سوم: نزول صحف وكتب آسمانى: مطابق به روايات دينى، صحف ابراهيم در اوايل ماه مبارك رمضان، تـورات در ششم مـــاه رمضــان، انجيل در سيزدهم مــاه رمضان، زبــور داود در هژدهم ماه رمضان و قــرآن عظيم الشان در ۲۳ مـــاه رمضان بطور مجموعى به بيت المعمور وبعدا در بيست و سه سال بر پیامبر اسلام حضرت محمد ص نازل يافته است. 

چهارم: مطابق به روايات دينى و شواهد تـــاريخى: اولين فيصله ميان حق و باطل (غزوه بدر) هم در مــاه مبارك رمضان صورت گرفته است. و قرآن عظيم الشان اين غزوه را بنام «يوم الفرقان» مسمى نموده است. همچنان مــطابق بــه بـــرخى از روايات تاريخى: ميگويندكه فتح مكه هم در مــاه مبارك رمضان صورت پذيرفته است.

۱۳۹۱/۵/۱۴

بهداشت دهان ودندان درماه مبارک رمضان

بهداشت در ماه رمضان, بوی بد دهان, رفع بوی بد دهان, ماه رمضان
ماه مبارک رمضان برای مسلمانان جهان علاوه بر این که غذای روح محسوب می شود و هم چون آبی پاک، گناهان یک سال را می زداید. از جنبه سلامتی نیز تندرستی، بهداشت و تأثیر مثبت در مبارزه با بیماری ها را برای روزه دار به همراه دارد. در این ماه برخی حالت های طبیعی به دنبال روزه داری ایجاد می شود، که می توان درباره آن چاره اندیشی کرد.
● بوی بد دهان روزه دار
برخی از روزه داران در این ایام دچار بوی بد دهان می شوند اما نمی دانند علت آن چیست و چگونه می توان با آن کنار آمد. در اصطلاح پزشکی بوی بد دهان را HALITOSIS می نامند. علل بروز این عارضه را می توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته اول علل موضعی هستند که منظور همان بیماری های مربوط به دهان و لثه است و دسته دوم علل سیستماتیک هستند که شامل بیماری هایی مانند دیابت، ناراحتی های کلیوی یا سیگار کشیدن می شود. با آگاهی نسبت به عوامل موضعی بوی بد دهان، روزه داران می توانند با آگاهی از ایجاد آن جلوگیری کنند. بد نیست بدانید درون دهان گونه های مختلف باکتری زندگی می کنند و موادی مانند آمونیاک و سولفید ها را که موجب ادامه زندگی باکتری ها می شوند، تولید می کنند. عوامل متعددی در ادامه حیات باکتری ها و در نتیجه بوی بد دهان دخیل هستند که از مهم ترین آنها می توان به مسواک نزدن یا شیوه اشتباه مسواک زدن، زبان آلوده، سوراخ های درون دهان، بیماری های لثه ناشی از استفاده از پلاک ارتودنسی، دندان مصنوعی و غیره اشاره کرد.
بعد از این که عوامل مؤثر در بوی بد دهان را شناختیم، حالا می توانیم برای مقابله با آن در طول ساعات روزه داری چاره ای بیندیشیم. پس از خوردن سحری، لازم است حتماً مسواک بزنیم. (قابل توجه افرادی که بدون سحری روزه می گیرند)، سپس با نخ دندان فضاهای خالی میان دندان ها را که ممکن است باقی مانده غذا درون آن جا بگیرد، پاک کنید. بله، زبان را باید با مسواک تمیز کنید. از دهان شوی آنتی باکتریال استفاده کنید و بالاخره این که هنگام سحری دو تا سه لیوان آب را، حتماً بنوشید. توجه داشته باشید که وضع ناسالم معده هم می تواند موجب ایجاد بوی بد دهان شود. بنابراین لازم است تا در طول ماه رمضان برای جلوگیری از این عارضه، رژیم غذایی خود را کنترل کنید. شما حتی می توانید یک دهان شوی همراه داشته باشید و در طول ساعات روزه داری به شکلی که آب از گلو پائین نرود، آن را غرغره کنید.

پوسیدگی دندان‌ها
در این ماه هنگام روزه‌داری شما باید بیش از گذشته مراقب پوسیدگی دندان‌هایتان باشید، چون علاوه بر کاهش ترشح بزاق، کمتر در طول روز به مسواک زدن و نخ کشیدن دندان‌هایتان توجه می‌کنید. در گذشته برای از بین بردن میکروب‌ها از آنتی‌بیوتیک‌ها و آنزیم‌ها استفاده می‌شد ولی امروزه همه معتقدند استفاده از روش‌های فیزیکی مثل مسواک زدن برای برداشتن پلاک بهترین روش است. بسیاری از غذاهایی که برای افطار یا سحر میل می‌کنید موجب می‌شوند باکتری‌ها در دهانتان تولید اسید کنند. مجموعه غذا و باکتری و محصولات تولید شده به وسیله میکروب‌ها، پلاک دندانی نام دارد که معمولا با چشم دیده نمی‌شود. فراموش نکنید فقط غذاهای شیرینی مثل شیرینی، زولبیا و بامیه و حلوا موجب پوسیدگی دندان نمی‌شوند؛ بلکه مواد نشاسته‌ای مثل نان و غلات نیز باعث تولید اسید می‌شوند. پلاک دندانی باعث تحریک لثه‌ها، جدا شدن لثه از دندان و نهایتا تخریب استخوان مجاور دندان‌ها می‌شود. شاید تصور کنید شست‌وشوی دهان با آب دندان‌ها را پاک و تمیز می‌کند ولی پلاک میکروبی ورقه‌ای چسبیده به سطح دندان است که به سادگی پاک نمی‌شود. بنابراین کافی نیست فقط با‌ آب پس از صرف سحری یا افطار دهانتان را بشویید. تنها راه و موثرترین روش، مسواک زدن است. به طور کلی بهتر است بعد از هر وعده غذایی، دندان‌ها مسواک زده شوند ولی چون هنگام روزه‌داری فقط دو وعده ‌غذایی در صبح و شب مصرف می‌شود، تلاش کنید بعد از این دو وعده دندان‌هایتان را مسواک بزنید و نخ بکشید. نکته مهمی که وجود دارد این است که در مسواک زدن باید پلاک میکروبی را از روی دندان‌هایتان بردارید اما بسیاری از افراد هنگام مسواک کردن فقط به حذف خرده‌های غذایی از روی دندان‌هایشان فکر می‌کنند. توجه کنید خرده‌های باقیمانده غذا معمولا با حرکت لب، زبان، گونه و جریان بزاق از روی دندان‌ها پاک و شسته می‌شوند. بنابراین لازم است با دقت و حوصله مسواک بزنید.

۱۳۹۱/۵/۱۳

راهی دیگر

Rabee Nz
همچنانکه اشکال و طبایع مردم مختلف است، به همین سبب نقطه نظرها، قناعت‌ها و رفتارهای‌شان متفاوت است. لذا وقتی شما احساس نمودی که شخصی در راه درست اشتباه کرده است و شما او را نصیحت کردید و تلاش نمودید تا اشتباهش را اصلاح نمایید اما او قانع نشد. اسم او را در فهرست دشمنان‌تان درج نکنید و در حد توان در کارها، بخشش و بزرگواری را پیش بگیرید. پس اگر شما کوشش کردید تا اشتباه یکی از دوستان‌تان را اصلاح نمایید و او گوش نداد. بنابراین شما دوستی را به دشمنی عوض نکنید، بلکه در لطف و نرمی مداومت کنید تا شاید او بر همین اشتباهش باقی بماند و بر آن اضافه نکند. چنانکه گفته شده است: نرمی تو با یک شرّ و بدی بهتر از دیگری است. پس اگر با این لطف بخشش با مردم تعامل نمودید وهرگز بر هیچ چیز بزرگ و کوچک خشم نگرفتید، شما زندگی خوشبخت و سعادتمند خواهید داشت.  حضرت عایشه می‌فرماید: هرگز رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) برای شخص خودش انتقام نگرفتند و هیچکسی را به دست خودش نزدند اعم از خادم و زن مگر در میدان جنگ و جهاد فی سبیل الله. هیچکس از طرف ایشان مورد آزار و اذیت قرار نگرفته است و از رفیقش انتقام نگرفته است، مگر این که از محارم الهی چیزی مورد بی‌حرمتی قرار می‌گرفت و برای خدا انتقام می‌گرفت. بنابراین، رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) خشم می‌گرفتند، اما خشم او برای خدا بود نه برای خودش. حتی ما تفاوت دو خشم را درمی‌یابیم.
فرض کنید یک پسر کوچک می‌آید و یک یا دو ریال جهت خرج مدرسه‌اش می‌خواهد و شما کیف پولتان را باز می‌کنید، می‌بینید در آن پول خورد نیست، بلکه پانصد ریال در آن وجود دارد. از این رو پانصد ریال را به او می‌دهید و می‌گویید: این‌ها پانصد ریال هستند. دو ریال آن مال تو و باقی مانده را پس بیاور و این سخن را چندین بار با تأکید و تکرار می‌کنید، وقتی پسر بچه بعد از ظهر از مدرسه برمی‌گردد شما می‌پرسید پول‌ها کجاست؟ تا این که متوجه می‌شوید که همه را خرج نموده است! شما در این هنگام چکار می‌کنید؟ و خشم شما چگونه خواهد شد؟ ممکن است او را کتک بزنید و خشمگین شوید و چند روزی او را از پول مدرسه‌اش محروم کنید. اما اگر روزی بعد از نماز عصر به خانه بازگردید و ببینید که با کامپیوتر بازی می‌کند یا مشغول تماشای تلویزیون است و برای نماز به مسجد نیامده است. پس آیا مانند اول خشم می‌گیرید؟
 به نظر من همگی‌مان اتفاق داریم که خشم ما در صحنه‌ی اول شدیدتر و طولانی‌تر و دارای تأثیر بیشتری از خشم دومی‌مان می‌باشد. اما خشم رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) برای خدا بود. چه بسا به مردم نصیحت می‌کرد، ولی مورد استقبال آن‌ها قرار نمی‌گرفت، اما امور را با آرامی پیش می‌برد، زیرا هدایت دست خداست.رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) به «تبوک» که در نزدیکی مرزهای شام قرار دارد رفت و به مملکت روم نزدیک شد. «دحیه‌ی کلبی» را به عنوان قاصد و سفیر نزد هرقل پادشاه روم فرستاد. «دحیه» به دربار هرقل رسید و نزد او رفت و نامه‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) را به او داد وقتی هرقل نامه را دید علماء و وزیران روم را فرا خواند و سپس در کاخ را از داخل بر خود و آنان بست و گفت:
همانطور که مشاهده کردید این مرد آمده است و قاصدی نزد من فرستاده و مرا به سه کار فرا خوانده است:
از آیینش پیروی کنم.یا در قبال این سرزمین به او جزیه پرداخت کنم و سرزمین از آن ما باشد، یا خود را به نبرد با او اماده کنیم
آنگاه هرقل گفت: سوگند به خدا که شما در کتب می‌خوانید که حتماً آن‌ها سرزمین ما را تصرف خواهند کرد. پس بیاید از دین و آیینش پیروی کنیم، یا این که به او جزیه پرداخت نماییم. وقتی کشیشان این جملات او را شنیدند و دیدند آن‌ها را به ترک دین‌شان فرا می‌خواند. به خشم درآمدند و همگی هم‌صدا شروع به خرناس‌کشیدن نمودند تا جایی که از شدت خشم و لرزش چادرهایشان به زمین افتاد! و گفتند: آیا ما را به این فرا می‌خوانی تا آیین نصرانیت را رها کنیم یا به بردگی یک اعرابی تن دهیم که از حجاز آمده است! هرقل در این صحنه شکست خورد و شرمنده گشت و یقین کرد که با عرضه‌نمودن این پیشنهادها خود را در معرض هلاکت انداخته است.زیرا این کشیشان در نزد مردم دارای قدرت و طرفداران نیرومندی بودند. از این رو فهمید که اگر از مجلس او برخیزند، روم را به تباهی خواهند کشید. لذا سعی نمود آن‌ها را به آرامش دعوت کند و گفت: من با این سخن می‌خواستم پایمردی و صلابت شما را نسبت به دین‌تان آزمایش کنم. هرقل می‌دانست که پیامبر (صلی الله علیه و سلم) همان رسولی است که عیسی(علیه السلام) به او مژده داده است. ولی می‌خواست به این امر اطمینان حاصل نماید. هرقل مردی از عرب‌ها را از قبیله‌ی «تجیب» که از نصارای عرب بودند فرا خواند. و به او گفت: کسی را برایم پیدا کن که دارای حافظه‌ای قوی و عرب زبان باشد تا من او را به سوی این مرد همراه جواب نامه‌اش بفرستم. آن مرد تجیبی رفت و مردی از قبیله‌ی بنی تنوخ آورد تا آن را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) بفرستد و به او گفت: این نامه‌ام را نزد این مرد ببر و هرچه از سخنانش شنیدی سه مورد را هنگام ملاقات با او بررسی نموده و برایم حفظ کن: ببین آیا نامه‌اش را که در آن چیزی نوشته است یادآوری می‌کند؟
ببین هرگاه نامه‌ام را خواند آیا ذکری از شب به میان می‌آورد؟
و نیز به پشتش بنگر آیا چیزی می‌بینی که تو را مشکوک سازد؟
تنوخی شام را به مقصد تبوک ترک گفت و به آنجا رسید. در حالی که رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) در میان اصحابش در کنار آب نشسته و دامن لباس را روی پا گذاشته است.
 تنوخی در کنار آن‌ها ایستاد و گفت: صاحب شما کجاست؟ آن‌ها به سوی آنحضرت(صلی الله علیه و سلم) اشاره نمودند و گفتند: این است. تنوخی جلو آمد و در جلویش نشست و نامه‌ی هرقل را به او تقدیم نمود. آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) آن را گرفت و در دامنش گذاشت و گفت: تو از کدام قبیله هستی؟ گفت: من برادر تنوخ هستم. رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) فرمود: آیا می‌خواهی در دین حنیف اسلام آیین پدرتان ابراهیم (علیه السلام) داخل شوی؟ رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) علاقه داشت این مرد به دین اسلام بگرود. در واقع هیچ مانعی وجود نداشت که تنوخی به دین اسلام داخل شود، فقط تعصب آیین قومش مانع او گردید. تنوخی با صراحت تمام گفت: من قاصد قومی هستم و بر آیین قومم قرار دارم و تا نزد آن‌ها برنگردم از آیین خودم دست نخواهم کشید. وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) این تعصب وی را مشاهده نمود. به خشم نیامد و مشکلی برایش نتراشید، بلکه فقط خندید و گفت:(إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ) [القصص: 56].
یعنی: «تو ای پیامبر! تو نمی‌توانی کسی را که دوست داری هدایت کنی، بلکه خداوند هرکسی را که بخواهد هدایت می‌کند».
سپس با آرامش کامل گفت: ای برادر تنوخ! من نامه‌ی مشابهی به کسری نوشتم و او آن را پاره کرد و خداوند خود او و سلطنتش را پاره خواهد کرد.
- و من نامه‌ای به نجاشی([3]) نوشتم و او آن را درید و عنقریب خداوند ملکش را خواهد درید.
و نامه‌ای به صاحب تو (هرقل) نوشتم و او آن را نگه داشت. پس همواره مردم از او خوف و هراس خواهند داشت تا زمانی که در زندگی‌اش خیری باشد. تنوخی توصیه هرقل را به یاد آورد و در دلش گفت: این یکی از سه توصیه است که صاحبم مرا به آن امر نموده بود. لذا ترسید که آن را فراموش کند. بنابراین، تیری از تیردانش کشید و آن را در کناره شمشیرش نوشت. سپس رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) نامه را به مردی که دست چپش نشسته بود داد. تنوخی پرسید: این آقایتان که نامه را برایتان می‌خواند کیست؟ آن‌ها گفتند: معاویه. معاویه شروع به خواندن نامه کرد. در آن مشاهده کردند که هرقل نامه‌ای برای رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) نوشته و می‌گوید: تو مرا به بهشتی فرا می‌خوانی که پهنای آن به اندازه‌ی آسمان و زمین است و آن برای پرهیزگاران مهیا شده است! پس دوزخ کجاست؟ آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) گفت: سبحان الله! شب کجا باقی می‌ماند وقتی روز آشکار شود. تنوخی متوجه گردید که این دومین توصیه است که هرقل به او دستور داده بود باز تیری از تیردانش کشید و آن را بر غلاف شمشیرش نوشت. وقتی معاویه از خواندن نامه فارغ شد. رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) به سوی تنوخی که نصیحت را نمی‌پذیرفت و در دین اسلام داخل نمی‌شد نگریست و با نرمی گفت: همانا تو حقی داری و تو قاصد هستی. پس اگر تو نزدم جایزه‌ای می‌بینی ما به تو جایزه‌ای می‌دهیم. یعنی ما می‌خواهیم به تو هدیه‌ای تقدیم کنیم، اما همچنان که می‌بینی ما مسافریم و بر این ریگ‌ها نشسته‌ایم. در این هنگام حضرت عثمان t گفت: یا رسول الله! من به او جایزه‌ای می‌دهم. آنگاه بلند شد و بارها و اسبابش را گشود و یک زیور و یک دست لباس آورد و در دامان تنوخی گذاشت. سپس پیامبر بزرگوار (صلی الله علیه و سلم) فرمود: چه کسی از شما این مرد را میهمانی می‌کند؟ جوانی از انصار گفت: من. انصاری بلند شد و تنوخی همراه او رفت، در حالی که ذهنش مشغول توصیه سوم بود که هرقل دستور داده بود آن را تحقیق نماید. یعنی مهر نبوت که در میان دو شانه‌ی آنحضرت (صلی الله علیه و سلم) قرار دارد. تنوخی چند قدمی نرفته بود که رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) با صدای بلند گفت: بیا برادر تنوخ! تنوخی به سرعت برگشت تا این که در جلو رسول‌خدا(صلی الله علیه و سلم) قرار گرفت:
آنگاه رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) لباسش را که پاهایش را با آن بسته بود گشود و سپس چادرش را از پشتش انداخت و پشتش را برای تنوخی نمایان کرد و گفت: اینجاست آنچه بدان دستور داده شده‌ای. تنوخی می‌گوید: من در پشت او نگاه کردم مهر را دیدم که در خلال شانه‌هایش مانند برآمدگی کلفتی قرار داشت([4]).
اندیشه...
«هدف این است که مردم به اشتباهات خویش پی ببرند، شرط این نیست که آن را سریع‌تر تصحیح کنند، پس خشم نگیر».

توبه


Sanaz Irani
آن توبه‌ای که خداوند آن را بپذیرد، زیرا کسی که از گناهان توبه کند مانند شخصی است که هرگز مرتکب گناهی نشده است و خداوند متعال می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ [التحريم: 8]. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! توبه کنید، توبه خالصی؛ امید است با این کار پروردگار گناهان‌تان را ببخشد و شما را در باغ‌هایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است وارد کند».
پس در این آیه بیان شد که توبه سببی برای ورود به بهشت است، زیرا توبه مهمترین عامل بخشش و تبدیل گناهان به نیکی است که خداوند می‌فرماید: إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا [الفرقان: 70]. «مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد که خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل می‌کند، و خداوند آمرزنده و مهربان است».
بنابراین، اگر شخصی ایمان بیاورد، و اعمال صالح انجام دهد و صادقانه با نیتی پاک توبه کند پروردگار توبه‌اش را می‌پذیرد، آنچنان که فرموده است: لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۱۷﴾وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿۱۱۸﴾ {التوبة}«خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار که در زمان عسرت و شدت (جنگ تبوک) از او پیروی کردند نمود، پس از آن که نزدیک بود دل‌های گروهی از آنها از حق منحرف شود، سپس خدا توبه آنها را پذیرفت که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است؛ همچنین آن سه نفر که (در مدنیه) باز ماندند، تا آن حد که زمین با همه وسعتش برآنها تنگ شد و (حتی) جایی در وجود خویش برای خود نمی‌یافتند و دانستند که پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست، در آن هنگام خدا آنان را مشغول رحمت خود ساخت و خداوند توبه آنها را پذیرفت که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است».
خداوند متعال پس از این کوشش جانکاه و مبارزه طاقت‌فرسای آنان توبه‌شان را پذیرفت.
و بلکه خداوند متعال بر توبه بنده‌اش بسیار خوشحال می‌شود، چنانچه حضرت انس در حدیثی از حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند که ایشان فرود: همانا خداوند خوشحال‌تر می‌شود به توبه بنده اش، آنگاه که توبه کند یکی از شما که در بیابانی بر شترش سوار بوده که ناگهان شتر از دستش فرار کند، در حالی که آذوقه‌اش بر سر آن است، و چون از یافتن شتر مأیوس شود با ناامیدی آمده و در سایه درختی به پهلو دراز کشیده در این هنگام ناگهان متوجه می‌شود که شتر در کنارش ایستاده که فوراً مهارش را بدست می‌گیرد و از فرط خوشحالی می‌گوید: خدایا تو بنده من هستی، و من خدای تو ام! و از شادی بی‌حد الفاظ را اشتباه تلفظ می‌کند( ).
ابن قیم / می‌گوید: کدام شادمانی با این برابری می‌کند؟ و اگر خوشی برتر از آن در عالم هستی وجود می‌داشت حضرت پیامبر ص به آن مثال می‌زدند.
بنابراین، شادمانی خداوند به توبه بنده اش، برتر از خوشحالی آن شخص از یافتن سواری‌اش است.

برگرفته از کتاب: با گناهان چگونه مبارزه کنیم
تالیف: حامد بن محمد المصلح
منبع: www.aqeedeh.com

فضیلت جمعه

فضیلت روز جمعه و نمازش و غسل کردن و خوشبویی زدن برای آن
از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: بهترین روزیکه خورشید بران طلوع کرده روز جمعه است که در آن آدم خلق شد و در آن به بهشت داخل گردید و در آن از بهشت خارج شد.
همچنین در روایتی دیگر از ابوهریره رض امده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسیکه وضو بگیرد و انرا زیبا و کامل بگیرد و بعد به نماز جمعه برود و خطبه ها را گوش دهد و ساکت باشد گناهان(صغیره ی) او تا ده روز اینده امرزیده می شود و هرکس(در هنگام خطبه و نماز) سنگریزه ای بردارد(باان بازی کند) کاری بیهوده در پیش گرفته و جمعه اش کامل نیست (خود را با سنگریزه مشغول دارد کنایه از اینست که با سنگریزه یا تسبیح یاهروسیله دیگری خود را از خطبه و نماز مشغول و غافل کند و حضور قلب نداشته باشد).
از ابوهریره و ابن عمر رضی الله عنهم روایت شده است که ان دو از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدند که بر پایه های منبر خود میفرمودند: گروهی که جمعه را ترک میکنند یا ازاین عادت خود دست میکشند یقینا خداوند بردلهای آنها مهرمیزند و انگاه انان از جمله ی غافلان می شوند.
از ابن عمر رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر وقت یکی از شما به جمعه امد غسل کند.
از سلمان رض روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر مردی که در روز جمعه غسل کند و تا انجا که میتواند خود را اراسته و پاکیزه کند و مویش را از روغن خود روغن بزند و از عطری که در خانه دارد خود را معطر سازد و سپس از خانه خارج شود و به مسجد بیاید و بین دو نفر جدایی نیندازد و انگاه انچه را از نماز بر او فرض شده است انجام دهد و سپس هنگامیکه امام صحبت میکند ساکت شود تمام گناهان و اشتباهات او (در صورتیکه کبیره یا حقوق مردم نباشد) تا جمعه ی دیگر آمرزیده می شود.

Newer Posts Older Posts