۱۳۹۱/۵/۲۳

محبت الله دردل فرزندان


چگونه محبت خداوند را در دل فرزندمان قرار دهیم؟
در این مقاله سخنان ما خطاب به پدران و مادران خواهد بود، که چگونه محبت خداوند را قلب فرزندانمان قرار دهیم؟ چگونه خدا را به کودکانمان معرفی می کنیم.؟ چه تصوری باید در رویای کودکانه ایجاد نمود تا أنها در همراه با رشد خدا را بهتر بشناسند؟
1-  قبل از تولد
در مرحله نخست لازم است این را بدانیم که مادر بایستی این کار را از دوران حاملگی فراهم نماید، در دوران بارداری مادر هر چه قدر با تقواتر باشد، و به ذکر خداوند و قرائت قرآن مشغول شود، مسلما این قرب الهی بر جنین نیز تأثیر گذار است، و این طفل بعد از تولد گرایش وی به خداشناسی و دوستی با خداوند بیشتر خواهد بود.
در عصری که ما در آن واقع هستیم دانشمندان با تحقیقاتی که انجام داده اند به این نتیجه رسیدند که جنین از نظر روحی و روانی به مادر وابستگی شدید دارد، همراه با وی خوشحال می شود، و همراه با ناراحت و اندوهگین می شود،مسلما مادرانی که در دوران حاملگی مرتکب فساد یا تبهکاری می شوند، وضعیت روانی آنها بر جنین تأثیر گذار خواهد بود.
2- بعد از تولد تا سنین دو سالگی
یک کودک بعد از تولد و در دوران شیر خاورگی بیشتر تأثیر را از اطراف خویش می پذیرد، حتی بیشتر از یک جوان بالغ، چون ذهن آنها مانند یک صفحۀ سفید است که آماده برای نوشتن است، همین گونه کودکان نیز در این دوره آمادگی برای پذیرش اخلاقیات مثبت و منفی دارند، هر نقشی که در این صفحه سفید ایجاد کنیم پاک کردن آن وقت گیر و مشکل است.
به همین جهت بهتر است در این دوران کودکان را با صداهای دلنشین قرآن و اذکارهای صباح و مساء و تکبیر و تهلیل و سبحان الله وابسته نماییم تا این صوتها در روح و روان آنها نقش بندد.
با رشد کودک و توجه او به الفاظ و صوتها، نام الله را به وی یاد می دهیم، آن را زیاد تکرار می کنیم، مثلا هنگام بلند شدن یا الله می گوییم، تا توجه نوزاد را به حرکات جذب کنیم، سعی کنیم دست کودکان را گرفته و بگوییم یا رب، یا الله؛ خصوصا هنگامی که او را بلند می کنیم، به الله استعانت جسته و می گوییم: یا الله، یا معین.
سعی می کنیم در اولین مرحله که نوزاد قدرت سخن گفتن پیدا می کند شهادتین و بعضی از اذکار شرعی به وی یاد دهیم.
3- از دو تا سه سالگی
در این دوره کودک ذهنش بازتر خواهد بود، سعی خواهیم نمود تا سوره های کوچک مانند سوره فاتحه و عصر و کوثر و غیره را حفظ نمایند. مقدار آن بر اساس قدرت حفظ کودک متغیر می باشد، همچنین بعضی شعرها مانند اشعار کتاب من مسلمانم را به آنها می آموزیم تا حفظ نمایند.
هر چه قدر بزرگتر و قدرت درکش بالاتر می رود، خداوند را بیشتر به او می شناسانیم، به او یاد می دهیم که خداوند است که به ما غذا عطا می کند و به ما أب می دهد تا تشنگی مان را بر طرف کنیم، اوست که به ما و خانه و مال و اتومبیل داده است، لازم به ذکر است که همۀ این تعالیم به زبان کودکانه گفته می شود.
والدین به کودکشان می أموزند که ما به خاطر این نعمتها الله را دوست داریم، و او را عبادت می کنیم. و از او تشکر می کنیم.
هر وقت برای غذا خوردن می نشینیم با صدای بلند بسم الله می گوییم،و به او یاد می دهیم که بسم الله بگوید همچنین در پایان الحمدلله می گوییم تا در ذهن کودک ثبت شود.
در این دوره چیزهای زیبا و دوست داشتنی را به خداوند نسبت می دهیم، مثلا خداوند را خالق درختان و پارکها و جنگلها و حیوانات به کودک معرفی می نماییم، چون این اشیاء برای آنها دوست داشتنی است، و لذلک آفریننده آن را هم دوست خواهند داشت، همیشه مهربانی و زیبایی و احسان و خوبی را به الله نبست مي دهيم تا محبت خداوند دلشان جا گیرد.
4- از سه تا شش سالگی
استقبال کودکان در این دوره به داستان زیاد بوده ، به همین خاطر می بایستی داستان های شیرین و جذاب که با اسلوب کودکانه نوشته شده است، بویژه داستان های قرآنی، داستان پیامبران و صالحان با شیوه کودکانه برای آنها تعریف شود.
اهداف قصه در این سنین وابستگی کودک به شخصیت داستان است، تا شجاعت و دلاوری آن شخصیت در ذهنش مجسم شود، پیامبران و صالحان و اصحاب رسول الله (صلی الله علیه  وسلم) بهترین گزینه در این مورد هستند.
اوصاف مهربانی و رحمان و رحیم بودن خداوند را برای کودکان ترسیم می نماییم، و از وصف صفت جبار بودن و تهدید به أتش برای نونهالان پرهیز می کنیم، چون رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) می فرمایند: قلم از کودکان بر داشته شده، آنها مواخذه نمی شوند تا به بلوغ برسند.
بهتر است بدایت سوره فاتحه برای فرزندمان ترسیم کنیم: (( بسم الله الرّحمن الرّحيم . الحمدُ لله ربِّ العالمين . الرّحمن الرّحيم )) . چون مهربانی و رحمت خداوند و دوستی با او برای آنها به تصویر کشانده می شود.
در اين دوره سني سعي خواهيم نمود خداوند را همانگونه که هست برای فرزندانمان ترسیم کنیم، از مبالغه و غلو پرهیز می کنیم، و به او می فهمانیم که خداوند در آسمان است، و او بزرگتر و قوی تر از هر چیزی است، و ما هنگام دعا دست هایمان را بالامی بریم، و فقط از او کمک می خواهیم.
إن شاء الله در مقالۀ بعدی خداشناسی بین سنین 6  تا 10 سالگی مورد بررسی قرار می دهیم.

نقش والدین دردوران بلوغ فرزندان


نقش والدین دربحران دوران بلوغ
 
نقش والدین در بحران دوران بلوغ بسیار جدى است
پایان کودکى، تمرین بزرگسالى
نوجوانى دوره انتقال از کودکى به بزرگسالى است و از آنجایى که با تغییرات جسمى و هورمونى فراوانى همراه است منجر به دگرگونى برخى رفتارها و خلقیات در نوجوانان مى شود و از سوى دیگر این رفتارها با مقابله والدین روبه رو شده و بدین ترتیب نوجوان را براى رسیدن به بعضى اهداف و ارزش ها و هویتى که به دنبال آن هستند، برمى انگیزد.
 
حال مى خواهیم با شما از دورانى حرف بزنیم که به اصطلاح پیش از بلوغ است. در این دوران والدین و سایر افرادى که با نوجوان در ارتباط هستند باید برخى ضوابط را رعایت کنند تا وقتى کودک به سن بلوغ رسید و خود را در دنیاى ناشناخته بلوغ دید ، دچار نگرانى ها و تشویش ها و به اصطلاح اریکسون، دانشمند بزرگ روانشناسى ، دچار سردرگمى هویت و تشویش هویت نشود.
* نقش والدین پیش از بلوغ
امروزه مهمترین و بهترین و سالم ترین واحدى که در جامعه ما وجود دارد «خانواده» است. عنصرى که در صورت صحت و سلامت کامل مى تواند افراد متخصص، سالم و مفید به جامعه عرضه کند.
 
بنابراین بسیارى از ریشه هاى کودکى، نوجوانى، جوانى، بزرگسالى و پیرى در خانواده قرار دارد و براى اینکه هر دوره رشدى به خوبى سپرى شود باید آنها ریشه و پایه خوبى داشته باشند.نوجوان براى اینکه بداند کیست، در این جهان چه مى کند ، و آینده و شغل او چه خواهد بود و … شروع به کاوش و جست وجو در محیط خود مى کند.
 
او براى رسیدن به هویت سازمان یافته و جواب سؤال هایش به گذشته رجوع کرده و در ابتدا به دنبال هویت خود در سال هاى نوباوگى و کودکى مى گردد بنابراین وقتى که پدر و مادرى تصمیم به بدنیا آوردن فرزندى در این جهان مى گیرند باید به تمامى شرایط زندگى شان توجه کنند که آیا پس از این مدت زندگى، آنها از بودن باهم احساس رضایت مى کنند آیا آنها به آن ملاک و معیارها و نقشه هایى که قبل از ازدواجشان کشیده بودند، رسیده اند یا حداقل براى آن تلاش کرده اند و یا اینکه آیا آنها در سال هاى بعد نیز مى توانند در کنار هم خوب و خوش زندگى کنند یا خیر.
 
 اگر آنان در دادن پاسخ به این سؤال ها و سؤال هاى مشابه آن ناتوان بودند و تا حدودى مطمئن باشند که حتى پس از پاى گذاشتن یک بچه در زندگى شان باز هم کانون خانواده آنها ناپایدار است و منجر به طلاق آنها مى شود باید از به دنیا آوردن فرزند خوددارى کنند. زیرا بسیارى از تحقیقات نشان داده نوجوانان و یا حتى بزرگسالانى که نمى توانند به خود انسجام ببخشند و یا حتى مضطرب و ناموفق اند کسانى هستند که در کودکى کانون خانوادگى شان از هم پاشیده است و یا خانواده اى نامنسجم داشتند.
بدین ترتیب خانواده وقتى در موقعیت مطلوبى قرار داشته باشد و والدین به لحاظ عاطفى و خلقیات در حد مناسبى باشند مى توانند نسلى موفق و منسجم تربیت کنند بویژه آنکه در تربیت فرزندان خود شیوه قاطعانه داشته باشند.
 
این شیوه نه مانند پدر و مادر هاى سهل گیر است که آزادى فراوان به فرزندانشان مى دهند و نه مانند پدر و مادرهاى مستبد است که حتى اجازه نفس کشیدن به فرزندانشان را نمى دهند. در این شیوه (قاطعانه) پدر و مادر نقش مشاورى را براى فرزندشان بازى مى کنند که دلیل محدودیت ها و کنترل ها و ندادن آزادى ها را به آنها با جدیت و به شکلى منطقى توضیح مى دهند و البته در موقعیت هاى مناسب تا حدودى به آنان آزادى مى دهند.
اگر والدین از همان ابتداى کودکى با فرزندشان به خوبى و با مهر و محبت رفتار کنند و نیز این محبت را به آنان یاد بدهند آنها علاوه بر اینکه در دوران کودکى کمترین مشکلات و چالش ها خواهند داشت بحران هویت نوجوانى شان را نیز با موفقیت پشت سر مى گذارند.
 
چند توصیه به والدین
- نقش پدرى یا مادرى خود را به خوبى ایفا کنید. نقش ها متقابل باشند و پررنگى یکى بر دیگرى غلبه نداشته باشد.
- شیوه پرورش و تربیت قاطعانه داشته باشید.
- سعى کنید همیشه آرامش را در خانه فراهم سازید.
- مشاور خوبى براى کودکتان باشید.
- هنگام خطا از کودکتان او را مورد سرزنش قرار نداده و تنبیه نکنید بلکه به او بفهمانید که کارش اشتباه بوده.
- بسیارى از مسائلى که کودک در آن کنجکاوى مى کند به سؤالاتش پاسخ درست و منطقى بدهید.
- تفریحات و سرگرمى هاى کودکتان را افزایش داده و اجازه دهید با دوستان سالم رفت و آمد کنند چون این دوستان در آینده مى توانند دوست دوره نوجوانى شان شوند.
- شاد و سرزنده باشید. حتى اگر فاصله سنى زیادى با فرزندتان دارید نگذارید این فاصله شما را از هم دور کند.
- بپذیرید که دوران عوض شده و حالا باید خود را براى پذیرش برخى مسائل آماده کنید.
وقتى که شما به عنوان والدین توانستید خود را بشناسید و نیروهاى درونى خود را بسازید قادر خواهید بود والدین خوب و مشاورى دلسوز براى کودک امروز و نوجوان فردایتان باشید.
 
* آستانه بلوغ
درست چندسال قبل از ورود کودک به سن نوجوانى تغییرات اندکى درجسم و رفتارش رخ مى نماید.
خصوصاً این تغییرات در دخترها شایع تر است. شاید دخترتان تا کلاس دوم – سوم دبستان همچنان به عروسک بازى و بازى با دوستانش مشغول باشد اما با ورود او به کلاس چهارم – پنجم دبستان متوجه برخى تغییرات رفتارى در او مى شوید.
 
البته نباید فراموش شود که شروع بلوغ به عواملى چون وراثت، عرض جغرافیایى، شرایط بهداشتى خانواده و تغذیه کودک و شرایط روانى و رفتارى وى بستگى دارد اما در حال حاضر در کشور ایران متوسط بلوغ دختران در سن ۱۱تا۱۳ سالگى و ۱۴ سالگى در پسران است.
با بروز نامحسوس علائم بلوغ کودکان نیز کم کم دست از بازى کشیده و بیشتر تمایل دارند اوقاتشان را با همسالان هم جنس خود بگذرانند. آنها ساعت ها با دوستانشان به صحبت مى نشینند.
 
در ابتداى این صحبت ها یعنى همان سال هاى پیش از بلوغ این کودکان در آستانه نوجوانى درباره خانواده، افتخاراتى که خانواده شان داشته، مسافرتى که پدر و مادرشان داشتند، دارایى هاى خانوادگى، دوستان و آشنایانشان و بحث هاى داغى که این روزها در زندگى آنها جارى است صحبت مى کنند . در این دوره کودکان سعى مى کنند خود و خانواده شان را برتر از دیگرى دانسته و یا حتى با خیال پردازى هایى ذهن دوستانشان را به سمت خود سوق دهند.
 
شاید شما فکر کنید که آنان به دوستانشان دروغ مى گویند اما خیر! بیشتر اوقات آنان واقعیات زندگى شان را با خیالات آمیخته کرده و به دوستانشان مى گویند.
این دوره بهترین دوره اى است که شما مى توانید به رفتارهاى کودکتان جهت مناسب بدهید مثلاً مى توانید دوستان آنها را که اکثراً هم محله اى ها و همکلاسى هایشان هستند شناسایى کنید و درباره خلقیات آنها و خانواده شان بیشتر آشنا شوید البته فراموش نکنید که باید غیرمستقیم این کار را انجام دهید. زیرا احساس غرورى که در سال هاى بعد تبدیل به غرور جوانى مى شود در کودک شما در حال شکل گیرى است. هرگونه رفتار توهین آمیز و تحقیرآمیز شما باعث مى شود که غرور و عزت نفس کودکتان خدشه دار شود.
بهتر است بگوییم که با ورود کودکتان به این مرحله و بروز این قبیل رفتارها رفتار شما نیز باید پخته تر و منطقى تر شود.
سعى نکنید کودکتان را با همان شیوه هاى قبلى به سمت خود گرایش دهید بلکه باور داشته باشید که او در تلاش براى رسیدن به یک استقلال فکرى و منطقى است. حتى در این مرحله ممکن است شاهد نافرمانى هاى او باشید. یادآور مى شویم که در این دوره ممکن است کودکان برخى رفتارهاى نادر نیز داشته باشند مثل شب ادرارى که البته بیشتر از اینکه این قضیه یک مسئله روانشناختى باشد مربوط به تغییر هورمون ها در بدن وى است.
ناگفته نماند که شما در نقش پدر و مادرى که هنوز کودکتان شدیداً به شما وابسته است مى توانید در پایان این دوران نقش مهمى را همچون یک دوست ایفا کنید. مثلاً برخى مسائلى که دختران و پسران ممکن است در دوران بلوغ با آن مواجه شوند.
 
بهتر است مادر یا زنى مورد اعتماد دختر نوجوان با او درباره دوران بلوغ و نیز مردى مورد اعتماد پسر نوجوان درباره بلوغ با او صحبت کند. زیرا در صورت نا آگاهى از پدیده هاى بلوغ ممکن است آنها در مواجهه با این موقعیت ها دچار اضطراب و نگرانى شده و عواقب روانى بدى در انتظار آنان باشد.
 

۱۳۹۱/۵/۲۱

ترغیب فرزندان به نمازخواندن

چگونه فرزندان خود را به نماز خواندن ترغیب کنیم؟
 
فرزندان ما جگرگوشه های ما هستند که بر روی زمین راه می روند، هرچند که بر فطرت پاک الهی به دنیا آمده باشند، طبق فرمایش پیامبر صلی الله علیه وسلّم که می فرمایند:" فأبَواه يُهوِّدانه وُينَصِّرانه ويُمَجِّسانه"( آنگاه این پدر و مادر هستند که کودک را یهودی، مسیحی، یا مجوسی می کنند.).. اگر پدر و مادرهم مسلمان باشند، فضای حاکم و جامعه می توانند، زمام امور را از کف پدر و مادر یا معلّمان در آورده، و بر تربیت کودک مسلط شوند، بنابر این می توانیم بگوییم که اگر والدین، اقدامات واحتیاطات لازم را قبل از اینکه کار از کار بگذرد، به عمل نیاورند،ممکن است خود جامعه نیز فرزندان ما را یهودی ، مسیحی یا مجوسی نماید!!! و اگر بخواهیم از ابتدا شروع کنیم، باید دانست که بالاترین کارها و قله ی امور دین و ستون آن نماز است؛ که دین با وجود آن برپا داشته می شود ، و بدون آن(العیاذ بالله) ویران می گردد.
                                                                                                                                                 
** چرا باید تلاش کنیم.**
اولاً : زیرا این کار امری از جانب الله تعالی است، مگر خود او عزوجل نفرموده: { يا أيها الذين آمنوا قُوا أنفسَكم وأهليكم ناراً وقودُها الناس والحجارة } ؟}{ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده تان را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها هستند ، محفوظ کنید}
 و آیا این فرموده الهی نیست که: { وَأْمُر أهلَك بالصلاة واصْطَبر عليها ، لا نسألك رزقاً نحن نرزقُك }{(ی رسول خداوای امّت) خانواده ات را به برپاداشتن نماز امرکن و خود نیز برآن محکم و استوار باش، زیرا ما از تو رزقی نمی خواهیم و این ما هستیم که به شما رزق ارزانی می کنیم }
ثانیاً: چون رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) در حدیثی واضح و بسیار روشن به ما دستور فرموده: ( مُروا أولادكم بالصلاة لسبع سنين واضربوهم عليها لعشر ):{فرزندانتان رادرسنّ هفت سالگی به نماز خواندن امر کنید و اگر در سنّ ده سالگی نماز نخواندند (می توانید) آنها را بزنید}
ثالثاً: چون فرزندان ما امانتی هستند که  خداوند خود به ما عطا فرموده اند، خیلی دوست داریم که انسانهایی درست کار باشند و خداوند آنان را در زندگی دنیا وآخرت موفق گرداند، زیرا آنان همان زیردستانی هستند که خداوند ما را مسئول آنان قرار داده است که در این باره پیامبر صلی الله علیه وسلّم فرموده اند : ( كُلُّكم راعٍ وكلكم مسئول عن رعيته ) و- در روز قیامت- هنگامی در بارگاه خداوند عزّوجلّ ایستاده ایم، از ما درباره آنان سؤال خواهد شد.
 
 
چگونه کودکانمان را به نماز خواندن تشویق کنیم.
قبل از هر چیز باید بین والدین یا سرپرستان کودکان بر سر سیاست مشخص و واضح و ثابتی اتفاق نظر وموافقت وجود داشته باشد تا کودک دچار ازهم گسیختگی نگردد و درنتیجه ، تمام تلاشهای انجام شده بر باد نرود. مثلاً وقتی که مادر بچه را بادادن هدیه ای به خاطر ادای نماز تشویق کرده، نباید پدر درست در آن هنگام، بدون دلیل هدیه ای بهتر به او بدهد، بی آنکه کاری در خور تشویق انجام داده باشد، زیرا این کار باعث کوچکتر شدن تشویق مادر یا بی ارزش شدن آن می گردد. یا اینکه نباید در حالتی که مادر فرزند را به خاطر کوتاهی تنبیه کرده ، ناگهان پدر از راه رسیده ، و سعی کند با انواع وسایل او را راضی نماید.وقتی می خواهیم کودک را تشویق کنیم، باید این تشویق سریع باشد، تا کودک درک کند که کارهای او نتایجی دارد، زیرا کودک به سرعت فراموش می کند، بنابر این اگر به عنوان مثال روزی نمازهای پنجگانه را خواند، باید بلافاصله بعد از نماز عشاء هدیه دادن یا تشویق را انجام دهیم.
 
**مرحله ی اول: دوران اولیه ی کودکی (بین سه تا پنج سالگی):***
سن سه سالگی آغاز دوران استقلال کودک و احساس شخصیت وجایگاه در وجود اوست، امّا در عین حال، مرحله ی علاقه به تقلید نیز هست؛ و اگر هنگام نمازخواندن ما ،کودک نیز کنارمان ایستاد و خواست از ما تقلید کند، اشتباه است اگر به او بگوییم " فرزندم لازم نیست تو نماز بخوانی، تو اجازه داری بروی وبا بچه ها بازی کنی، تا به سنّ هفت سالگی می رسی، فعلاً نماز بر تو واجب نیست"؛ باید بگذاریم طبق فطرت خویش عمل کند، و هر طور می خواهد تقلید نماید،و خود مستقل عمل کند تا استقلال خود از ما را با انجام آنچه می خواهد و دوست دارد، بدون دخالت ما تحقق بخشد(مگر اینکه خطری یا مشکلی پیش آید که ناچار به دخالت شویم)،... و اگر بچه کنار نمازگزاری ایستاد و رکوع وسجده نبرد و شروع به کف زدن کرد، باید او را به حال خود بگذاریم و چیزی نگوییم، باید این را هم بدانیم که در این سنّ و سال بچه ها از جلوی نمازگزاران رد می شوند،می نشینند، یا خود را به پشتشان آویزان می کنند، یا گاهی گریه می کنند که در اینصورت می توانیم( در صورت وجود نگرانی و نبود کسی دیگر که مواظبشان باشد)، آنها را در نماز برداریم. همچنین نباید بچه ها را به خاطر خطاهایی که نسبت به نمازگزار مرتکب می شوند تنبیه کنیم یا از خود برانیم. می توان در این مرحله سوره های فاتحه واخلاص و معوّذتین را به کودک آموخت وحفظ نمود.
 
** مرحله دوّم:دوران متوسط کودکی (بین پنج تا هفت سالگی)***
دراین مرحله،می توان برای  کودک،با سخنان لطیف، آرام وساده از نعمت های خداوند تعالی  و فضل و لطف او و محبّتش نسبت به بندگان (به همراه مثالهای گوناگون) بگوییم؛ که اینکار کودک را  خود به خود به کسب رضایت پروردگار مشتاق می کند، در این دوره بیشتر باید درباره ی خداوند تعالی، قدرت او، نامهای حسنایش، و فضلی که با ما کرده و وظیفه ی ما انسانها در مقابل این همه لطف اوو ضرورت عبادت وزیبایی ، آسانی وسادگی و شیرینی آن وآثار نیک ومثبت عبادت بر زندگی انسان سخن بگوییم.... که البته همزمان با این سخنان باید، الگوی مناسبی  هم موجود باشد، که فرزند کوچک ما روزانه او راجلوی چشمانش داشته و ببیند زیرا تنها دیدن پدر ومادر و پایبندی هر روزه ی آنان به پنج وقت  نماز بدون هیچ ناراحتی وسختی،یا خستگی تأثیر مثبتی در دیدگاه کودک درباره ی این عبادت می گذارد، بنابر این چون اطرافیان نماز را دوست دارند او نیز آن را دوست خواهد داشت و مانند سایر عادات روزانه به آن پایبند خواهد شد. امّا برای اینکه نماز تبدیل به یک عادت صرف نشود وهمچنان در دایره ی عبادت باقی بماند،باید در کنار کارهایی که گفته شد،مختصری از عقیده را نیز به او آموزش دهیم، که در این مرحله، مناسب است کم کم داستان اسراء و معراج و فرض شدن نمازیا داستانهای صحابه ی کرام و عشق آنان به نمازرا برای کودک مرتباً بازگو کنیم. امّا هشداری که در اینجا باید بر آن تأکید کنیم این است که، نباید از شیوه ی موعظه ونقد شدید یا ترهیب وترساندن استفاده شود، و این نکته هم بدیهی است که در این سنّ تنبیه بدنی کودک جایز نیست. پس باید توانایی او را با مثبت نگری بالا ببریم و او را تشویق نماییم تا نماز به قسمتی مهمّ و اساسی از زندگیش تبدیل شود. باید سعی کنیم که آب گرم در زمستان فراهم باشد، زیرا ممکن است بچه ها از ترس آب سرد از نماز، گریزان شوند، این مورد را باید به صورت کلّی برای همه رعایت کنیم، امّا در مورد دختران،باید با کارهایی به ظاهر کوچک و ساده به آنها اظهار محبّت کنیم،چیزهایی که تاثیر فوق العاده ای دارند، کارهایی مثل دوختن یک روسری زربفت رنگارنگ گلدوزی شده شبیه روسری مادرش، و اختصاص دادن یک جانماز مخصوص به او...
اگر ملاحظه کردیم که کودک  برای نماز،تنبلی می کند می توانیم اجازه دهیم که فعلاً تنها دو رکعتی نماز هایش را بخواند، تا کم کم شیرینی نماز را احساس کند و بعد به تدریج تعداد رکتهای نمازهای ظهر و عصر را به او می گوییم تا  خود به خود آنها را کامل کند. همچنین می توانیم برای تشویق بچه ای که تنبلی می کند، دسته ای برای وضو گرفتن در خانه تشکیل دهیم و او را مسئول آن قرار دهیم و تمام افراد خانواده عضو این دسته ی وضو گرفتن باشند، و در وقت مقرر همه برای وضو گرفتن آماده شوند، به این ترتیب می بینیم که اجرای سیاست تمرین با کودک، کم کم جواب خواهد داد. ابتدا کودک از نماز صبح شروع می کند و روزانه آن را می خواند، بعد کم کم  به نماز های صبح و ظهر عادت می کند و به همین ترتیب  تمام نماز ها را در هر وقت که توانست تکمیل می کند.بعد از این مرحله، می توان او را به نماز اوّل وقت عادت داد، و سپس سنّت ها و نوافل را بر حسب توانایی و استقبالش به  او یاد می دهیم. می توان در این راه از تشویق نیز استفاده کرد،البته لازم نیست که او را فقط با پول تشویق کنیم، بلکه می شود، هنگامی که او را پایبند به نماز دیدیم ( هرچند بعضی را قضا هم بخواند) او را تشویق نمود، بعد وقتی نماز را سر وقت خواند، دوباره جداگانه او را تشویق کنیم، سپس وقتی نماز را در اوّل وقت خواند، بار دیگر از او تقدیر کنیم.
باید این را به او یاد دهیم که شتافتن به سوی نماز شتافتن به سوی باغهای بهشت خداوند است، می توان(با روشهایی) اشتیاق او به کار نیک را جلب نمود مثلاً می توان گفت:"دختر عزیزم نزدیک است تو را پرواز کنان در بهشت ببینم، یا اینکه، احساس می کنم الله از تو راضی است و به خاطر تلاشی که برای نماز خواندن داری،تو را خیلی دوست دارد" . در مورد پسران ، اگر آنها را به رفتن به مسجد همراه بزرگترهایشان تشویق کنیم، باعث خوشحالی آنان شده ایم به دو دلیل یکی اینکه: همراه والدین یا سرپرست خود هستند، دوّم اینکه زیاد از منزل خارج می شوند. باید برای راحتی کودک از کفشهای بند داری که پوشیدن و در آوردن آنها وقت و صبرزیادی می خواهد ، پرهیزکنیم. لازم است که در این مرحله بعضی از احکام ساده ی نماز مانند اهمیّت دوری از نجاست،مثل ادرار و غیره،کیفیّت استنجاء ، آداب قضای حاجت، و ضرورت حفظ سلامت بدن ولباس و رابطه ی طهارت و نماز را به کودک بیاموزیم. همچنین باید وضو رابه او یاد داده  و مانند (صحابه کرام) عملاً آن را با فرزندمان تمرین کنیم.
 
**مرحله سوم: دوران آخر کودکی(بین هفت تا ده سالگی)***
در این مرحله باید به طور کلی مواظب تغییر رفتار کودک  و پایبند نبودن او به  نماز باشیم، حتی اگر به ادای نماز عادت هم داشته باشند، باید دقت کنیم که دچار تنبلی، یا بی میلی به نماز نشوند. زیرا این مرحله یعنی مرحله ی تمرّد و دشوارشدن فرمانبرداری کودک که به سادگی شروع می شود، پس ما نیز به سادگی این مواظبت را انجام می دهیم. در اینجا باید با درایت وحکمت با او تعامل نموده، از سؤال مستقیم پرهیز کنیم، مثلاً نگوییم نماز عصر را خوانده ای؟ زیرا ممکن است این کار آنان را به سوی دروغ گفتن سوق دهد وادّعا کند که نمازش را خوانده است تا از آن فرار کند، در این هنگام ممکن است واکنش ما فریاد زدن بر سر فرزند به خاطر دروغ گفتن، یا چشم پوشی از موضوع در عین علم به دروغ بودن گفته ی او، باشد. که هردو اشتباهند و بهترین کار این است که او را با صیغه ی یادآوری متوجه نماز کنیم نه با پرسش مثلاً دو سه بار بگوییم: بچه ها نماز عصر! اگر در جواب گفت که من در اتاقم نماز خوانده ام، بگویید: خوب، الان اتاقت را پر از برکت کرده ای، حالا بیا باهم در اتاق من نماز بخوانیم تا اتاق من هم پر از برکت بشه! آن نمازی هم که خواندی برایت سنّت حساب می شود. باید این گفته ها را با تبسّم و آرامی بگوییم تا بار دیگر دروغ نگوید.
همچنین باید با دعوت دختران به نماز جماعت آنها را تشویق کنیم، مثلاً کافی است به دختران بگوییم:" یالاّ دخترم من می خواهم نماز بخونم، بیا با هم بخونیم." چون دختران نماز جماعت را دوست دارند، به این دلیل که آسانتر است و تشویقی هم در آن وجود دارد. پسران را هم می توان برای نماز در مسجد تشویق نمود، چون برای کودک بعد از درس خواندن  طولانی نوعی تفریح هم به حساب می آید. برای اطمینان از برگشتن او می توان این کار را به مأموریت دیگری مثل خریدن نان یا سؤال از همسایه مربوط کنیم. .. الخ در هر دو حالت: چه فرزندمان  پسر باشد، چه دختر نباید تشویق و ترغیب و گوشزد کردن  این نکته را (به آنها ) فراموش کنیم که پایبندی به نماز از بهترین خصوصیات اخلاقی است که ما دوست داریم و ویژگی ممتازی است که می تواند تمام مشکلات و عیب ها را بپوشاند، در این سنین کودک می تواند احکام طهارت، شمایل پیامبر صلی الله علیه وسلم و تعدادی از دعاهای مخصوص نمازرا یاد بگیرد. همچنین می توانیم روز هفت ساله شدن کودکمان را روز بسیار مهمی قلمداد کنیم و یا اصلاً به مناسبت چنین روزی مراسم خاصّی برایش بگیریم، خویشاوندان را دعوت کنیم و خانه را  به شیوه ی خاصی تزئین کنیم، و نامش را مراسم شروع پایبندی به نماز بخوانیم!!
بدون شکّ این کار تأثیر بسیار مثبتی روی روان کودک خواهد گذاشت، می توان  حدود یکی دو ماه قبل از برگزاری این مراسم، در خانه تاریخ اجرای آن را اعلام کنیم تا کودک بیشتر چشم انتظار این رویداد بسیار بزرگ باشد!!
در این دوره به او یادمی دهیم که هر روز نمازهایش را بخواند و در صورت فوت، آنها را قضا نماید، و بعد از اینکه دیدیم پایبند اوقات است ونماز ها را سر وقت می خواند، باید سعی کنیم، نکاز اوّل وقت را به وی یاد دهیم تا بلافاصله بعد از اذان نمازش را بخواند و آن را به تأخیر نیندازد؛ و بعد به سراغ آموزش ادای سنّت ها و بیان فضایل آنها می رویم. در این مرحله عواملی هستند که به پایبندی کودک به نماز کمک می کنند ، که تعدادی از آنها عبارتند از:
1.     باید فرزندان همیشه هوشیاری کامل برای ادای نماز فرض را در پدر و مادر ببینند، مثلاً اگر کودک خواست قبل از نماز عشاء بخوابد،  بایداین را بشنود و پدر بدون تردید و تأمل به او بگوید:" وقت چندانی به نماز عشا نمانده، با هم نماز می خوانیم و بعد انشاء الله می خوابی " یا به عنوان مثال اگر فرزندمان خواست  نزدیک نماز مغرب به باشگاه یا به دیدار یکی از نزدیکان برود،  باید این جمله را از والدین بشنوند که:"اوّل نماز می خوانیم بعد می رویم."؛ یکی دیگر از چیزهایی که هوشیاری در مورد نماز را تحریک می کند، ربط دادن اوقات با نمازها (دربین صحبت کردن) است مثلاً می گوییم:"فلانی را وقت نماز عصر می بینیم" و یا "فلانی قرار است بعد نماز مغرب به دیدن ما  بیاید"
2.     اگر حادثه وبیماری برای فرزندمان پیش آمد، باید او را عادت دهیم تا در این حالت هم در حد توان، نمازهایش را بخواند تا یاد بگیرد و عادت کند که، برای ترک نماز هیچ عذری وجود ندارد، حتی اگر مریض هم باشد، و اگر در سفر بودید، لازم است به او احکام رخصت قصر و جمع را یاد بدهید و او را متوجه نعمت رخصت وآسانی از طرف خداوند تعالی نمایید و یادآوری نمایید که شرع مقدس اسلام پراز رحمت است.
3.     در دل کودک خود نهال شجاعت دعوت دادن به سوی نماز را بکارید. و به او یاد دهید که به خاطر نماز ، به راحتی بتواند برای ملحق شدن یکی از دوستانش به صف نماز جماعت، ارتباط تلفنی یا سخن گفتن با او را مدّتی قطع کند. همچنین این نهال را در دل او بکارید که کسانی را که به ادای نماز اهمّیت نمی دهد، مسخره نکند، بلکه آنها را به سوی نماز دعوت دهد و الله را به خاطر هدایت خود به سوی نماز خواندن، سپاس گوید.
منبع: کتابچه ی" "كيف نرغب أحباب الله في الصلاة""(چگونه احباب خدا را به نمازخواندن تشویق کنیم)"
                   

۱۳۹۱/۵/۲۰

اعتکاف

کیوان الهی

ماندن در مسجد به قصد طاعت و عبادت
دلایل مشروعیت آن
الله عزوجل می فرماید:
 
و عهدنا إلی إبراهیم و إسماعیل أن طهرا بیتی للطائفین و العاکفین و الرکع السجود}
 
و وحی فرستادیم بسوی ابراهیم و اسماعیل که پاک سازید خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفین و و رکوع و سجده کنندگان) (بقره125)
از ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت است که فرمود:
"
همانا رسول الله صل الله علیه و سلم دههآخر ماه رمضان اعتکاف می کردند و این عمل را تا هنگام وفاتشان انجام می دادند و بعد از وفات ایشان همسرانش نیز اعتکاف مینمودند." (بخاری2036 ))
از سیدنا عبدالله بن عمررضی الله عنهما روایت است که فرمود:
رسول الله صل الله علیه و سلم پشت ستون توبه (در مسجد النبی) اعتکاف می نمودند و برای ایشان فراشی مي انداختند یا اینکه تختی قرار می دادند. (ابن ماجه 546 )
فضایل و جایزه های نفیس و ارزشمند اعتکاف
بدون شک اعتکاف یکی از سنتهایی است که بر نفس بشری دشوار است اما جوایز آن به لطف الله بسیار بزرگ و ارزشمند می باشد که از بهترین جوایز آن:
1ـ درک شب قدر و بدست آوردن ثواب هزارماه که برابر است با 83 سال.
2ـ بخشش گناهان و از بین رفتن سیئات در ایام اعتکاف .
عطاء ـ رحمه الله ـ می فرماید: مثال شخص معتکف مانند مرد نیازمندی است که بر در خانهبزرگی نشسته است و به استمرار می نشیند ومی گوید بلند نمی شوم تا اینکه حاجتم را برآورده کند و همچنین شخص معتکف در خانه الله (مسجد) می نشیند و می گوید بلند نمی شوم تا اینکه خداوند مرا بیامرزد و گناهان مراعفو کند و لله المثل الأعلی.
3ـ بدست آوردن اجر پنجاه صحابی ـ رضی الله عنهم ـ
از سیدنا عبدالله بن مسعود روایت است که رسول اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند:
» إن من وراءکم زمان صبر للمتمسک فیه، أجر خمسین شهیدا منکم» (سلسلة الصحیحة 494)
" همانا بعد از شما زمانی می آید
که زمان صبر و استقامت است برای کسی که متمسک به دین باشد و آنها اجر پنجاه شهید از شما دارند."
امام زهری ـ رحمه الله ـ می فرماید: من تعجب می کنم از امر اعتکاف با اینکه رسول اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ و صحابه کرام ـ رضی الله عنهم ـ برآن مواظبت و استمرار داشتند امروز در بین ما متروک شده است.
پس بیاییم این سنت را احیا کنیم و در مقابل طاعت و بندگی خدا صبر داشته باشیم تا این اجر عظیم را به دست آوریم. {تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر}.
4ـ حفظ روزه از تمامی کارهایی که آنرا خدشه دار و ثواب آن را کم می کند.
5 ـ تمرین نشستن در مسجد و مواظبت بر نمازهای پنج وقت با جماعت و این خود دارای فضایل خاصی هست که عبارت است از:
الف) کسی که در مسجد می نشیند یقینا مسجد را قلبا دوست دارد و این دوست داشتن و تعلق به مسجد بسیار با ارزش است.
از ابوهریره ـ رضی الله
عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ می فرماید:"هفت گروه (فردای قیامت) در زیر سایه خداوند هستند و یکی از آن هفت گروه، » و رجل قلبه معلق بالمساجد» "مردی است که قلبش همیشه تعلق به مساجد داشته باشد." یعنی به فکر عبادت و نماز باشد.
ب) کسی که در مسجد می نشیند و انتظار نماز
را می کشد دو امتیاز ویژه دارد یکی اینکه مادامی که نشسته است ثواب نماز برایش نوشته می شود و دوم فرشتگان برای او دعای رحمت و مغفرت می کنند.
شروط اعتکاف
شخص معتکف باید: 1- مسلمان باشد. 2- بالغ باشد 3- طاهرباشد 4- در مسجد باشد و بهتراینست که در مسجدی که نماز جمعه خوانده می شود، اعتکاف کند.

حکم اعتکاف
سنت مؤکده است بدلیل اینکه رسول اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ بر آن مواظبت داشتند و تا آخر حیات مبارکشان آن را انجام می دادند.
از ام المؤمنین عایشه ـ رضی الله عنهاـ روایت است که فرمود: همانا رسول اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ دهه آخر ماه رمضان اعتکاف می کردند و این عمل را تا هنگام وفاتشان انجام میدادند و بعد از وفات ایشان همسرانش نیز اعتکاف مینمودند. ( بخاری 2036)
ارکان اعتکاف
1ـ نیت کردن، که آن امری است ضروری برای اعتکاف. و خالص کردن عمل برای الله سبحانه و تعالی
از سیدنا عمربن الخطاب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که فرمود : شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إنما الأعمال بالنیات»"همانا اعمال به نیتها بستگی دارد
2- ماندن در مسجد و دلیل آن فرموده الله:
 
و عهدنا إلی إبراهیم و إسماعیل أن طهرا بیتی للطائفین و العاکفین و الرکع السجود
 
و وحی فرستادیم بسوی ابراهیم و اسماعیل که پاک سازید خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفین و و رکوع و سجده کنندگان)(بقره125)

زمان اعتکاف
اگر شخصی می خواهد در رمضان اعتکاف کند بهترین و مؤکدترین وقت آن دهه آخر ماه مبارک رمضان است و جایز است که در هر وقتی از رمضان و ماههای دیگر انجام دهد و خصوصا اگر نذر كند و آن را بر خود واجب كند.
سیدنا عمر ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسید: همانا من در جاهلیت نذر کردم که یک شب در مسجد الحرام اعتکاف کنم فرمودند: "نذرت را ادا کن." (صحیح بخاری 2032)
شروع و پایان اعتکاف
علماء می فرمایند: اگر کسی نیت کرد که دههآخر رمضان را اعتکاف کند ایشان قبل از غروب خورشید شب 21 وارد مسجد و جای اعتکافش می شود و بعد از غروب شب عید خارج می شود. و همچنین گروه دیگری از علماء می فرمایند: شروع آن بعد از نمازصبح و پایان آن نیز بعد از نماز صبح روز عید است. که از ام المؤمنین عایشه روایت است که فرمود:کان النبی إذا أراد أن یعتکف صلی الصبح ثم دخل المکان الذی یرید أن یعتکف فیه» (رواه ابن ماجه)
"
رسول اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ هنگامی که می خواست اعتکاف کند نماز صبح را می خواند و سپس وارد مکانی که می خواست در آن اعتکاف کند می شد."
پس نتیجه می گیریم که شخص معتکف ابتدا و پایان اعتکاف خود را طبق این دو نظر از نظرات علما انجام دهد.
سؤال: آیا شخص می تواند یک شب یا یک روز یا دو روز اعتکاف کند ؟
بله. دلیل آن حدیث سیدنا عمرـ رضی الله عنه ـ است که فرمود در جاهلیت نذر کردم تا شبیدر مسجد الحرام اعتکاف کنم رسول الله ـ صلیالله علیه وسلم در جواب ایشان فرمود: آن را اداکن. پس شخص می تواند یک ساعت و یک شب یا یک روز و دو روز نیز اعتکاف کند.

مبطلات اعتکاف
 
1ـ خروج از مسجد، اگر شخص معتکف از مسجد بدون ضرورت و نیاز خارج شد اعتکاف آن باطل است. ام المؤمنین عایشه ـ رضی الله عنه ـ فرمود: هنگامی که رسول اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ اعتکاف می کردند سر خود را به من نزدیک می کردند و من آن را شانه می زدم. و داخل خانه نمی شد مگر برای نیاز و ضروت. (سنن ترمذی)

علامه ابن عثیمین ـ رحمه الله ـ در فتاوای خود میفرماید: خروج ازمسجد برای شخص معتکف سه نوع است:
الف) خروج مشروع، که آن خروج برای حاجتو نیاز مانند خوردن و نوشیدن و غسل وغیره است
ب) خروج برای طاعت و عبادت، که بر شخص معتکف واجب نیست مانند عیادت مریض و حضور در نماز جنازه و اگر در ابتدایاعتکاف شرط کرد که برای این امور خارج شود جایز است و در غیر اینصورت جایز نیست.
ج) خروج برای کاری که اعتکاف را باطل می کند مانند خرید و فروش ونزدیکی با همسر و غیره
2ـ مباشرت کردن با همسر که یکی از آن عمل نزدیکی با همسر(جماع) می باشد. خداوند متعال میفرماید: ولا تباشروهن و أنتم عاکفون فی المساجد(و با آنها (زنان) نزدیکی نکنید در حالیکه در مساجد به اعتکاف نشسته اید) [بقره/187]
3 ـ و از مبطلات دیگر اعتکاف حیض و نفاس می باشد
4 ـ انجام دادن عده برای زنی که شوهرش در هنگام اعتکاف فوت می کند.
سؤال: آیا زنان می توانند اعتکاف کنند؟
جواب: اتفاق علماء بر این است اعتکاف کردنبرای زنان نیز جایز است دلیل آن از ام المؤمنین عایشه ـ رضی الله عنهاـ روایت است که فرمود: همانا رسول اکرم ـ صلی الله علیه و سلم ـ دهه آخر ماه رمضان اعتکاف می کردند و این عمل راتا هنگام وفاتشان انجام می دادند و بعد از وفات ایشان همسرانش نیز اعتکاف مینمودند. (بخاری2036 )
امام ابوحنیفه ـ رحمه الله ـ بر این است که بهتر برای زنان این است که اعتکاف آنان در خانه باشد بخاطر اینکه زن عورت است و به حدیث رسول اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ در رابطه با خروج زنان برای نماز استناد کرده است که می فرماید: » بیوتهن خیر لهن لو کن یعلمن»
" خانه هایشان برای آنان بهتر است اگر بدانند."



حدود ارایش برای بانوان

حدود آرايش براي زنان چیست؟

سؤالي که بسياري از خواهران مؤمن مي پرسند: حدود آرايش براي زنان چقدر است؟ منظور برداشتن موي صورت و ابرو..
شنيده ايم که در احاديث آمده است اين کار حرام است اما در روزگار کنوني که هر کس دوست دارد قدري مرتب تر باشد ابروان دست نخورده و موي پشت لب و احيانا صورت چهره زيبايي به انسان نمي بخشد اگر چنين است پس آقايان هم نبايد ريش خود را کوتاه کنند و بايد همانند صحابه زلف بگذارند در حالي که ديده ايم علماي بزرگواري که ريش را مي تراشيدند ومي دانيم که آنان به راحتي دچار کارهاي حرام (تراشيدن ريش اگر حرام باشد) نمي شدند. لطفا راهنمايي کنيد.

الحمدلله،
حدود آرايش براي زنان چنين است که: هرنوع آرايش صورت براي شوهر جايز است بشرطيکه:
1- ابرو کوتاه يا باريک يا اصلاح نشود، خلاصه اينکه به موهاي ابرو دست زده نشود.
2- برداشتن موهاي صورت زنان (بجز ابروها) اشكالى ندارد.

دليل اين ممنوعيت هم حديث صحيحي از فرمايشات پيامبر صلي الله عليه وسلم است:
پيامبر صلى الله عليه و سلم فرمودند: «لعن الله الواشمات والمستوشمات والنامصات والمتنمصات والمتفلجات للحسن المغيرات خلق الله» بخاري (5931) ومسلم (2125).
 يعنى: "خدا لعنت كرده است کسي که خال کوبي مي‌کند و آنکه خواهان خال کوبي کنند، و کسي که ابروها را باريک مي‌کند و آنكه خواهان باريک کردن آنهاست، و کسي که بين دندانها به منظور زيبايي فاصله ميافكند، اينها کساني هستند که آفرينش خدا را دگرگون مي‌کنند.
رسول الله  صلي الله عليه وسلم ‏ کساني را كه ابروي خود را مي‌چينند مورد لعن و نفرين قرار داده است؛ به اين صورت: «لعن رسول الله  صلي الله عليه وسلم ‏ النامصة والمتنمصة». «نامصه» به زني گفته مي‌شود كه به زعم و خيال خودش موي ابروي خود را به خاطر آرايش و زيبا شدن بر مي‌دارد. و «متنمصه» به کسي گفته مي‌شود كه اين كار آرايش را انجام مي‌دهد.
بنابراين برداشتن موهاي ابرو با هر وسيله اي که باشد حرام و جزو گناهان کبيره بشمار مي رود.
اما چنانچه موي صورت زنان به حدي زياد باشد و يا آنکه ريش يا سبيل داشته باشند، در اين شرايط زنان مي توانند موهاي اين نواحي را بردارند و ايرادي ندارد تا موهاي ريش و سبيل را بردارند تا به حالت زنانگي خود بازگردند.
همچنين زنان مي توانند موهاي ساير اعضاي بدن خود را از قبيل موي دستها و ساق پا يا جاي ديگري را از بدن خويش بردارند و ايرادي بر آن نيست، زيرا شريعت آنرا نهي نکرده است.
اما همانطور که گفته شد تحت هيچ شرايطي جايز نيست که موهاي ابرو را باريک کرد، زيرا اين عمل شيطاني است و خدا و رسول خدا صلي الله عليه وسلم بدان راضي و خشنود نيستند، و مهم نيست که قصد زن يا مرد از برداشتن ابرويش زيبايي باشد يا چيز ديگري.. مهم آنست که اين عمل بر خلاف اوامر پيامبر صلي الله عليه وسلم است که هرکس به اوامر او اعتنا نکند گناهکار است.
زيرا خداوند متعال به ما چنين دستور مي دهند که: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» (حشر 7).
يعني: و آنچه را که رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نماييد.
و مي فرمايد: «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (نور 63).
يعني: پس آنان که فرمان او را مخالفت مى‏کنند، بايد بترسند از اينکه فتنه‏اى دامنشان را بگيرد، يا عذابى دردناک به آنها برسد.

خلاصه اينکه زنان مي توانند خود و چهره ي خود را براي شوهر خويش آرايش کنند، اما نبايد از محدوده ي شريعت خارج شوند و محدوده ي شرع اينست که زنان و مردان حق ندارند موهاي ابروي خويش را کوتاه يا باريک کنند، و هرکس با هر بهانه و توجيهي که بخواهد اين حدود را بشکند مي بايست منتظر عقاب الهي باشد.
اما مردها نيز موظف هستند تا ريش بگذارند، و سبيل خود را کوتاه نمايند و دليل اين حکم نيز امر رسول خدا صلي الله عليه وسلم است که فرمودند: «خالفوا المشركين، وفروا اللحى، وأحفوا الشوارب» يعنى: با مشركين مخالفت ورزيد، ريش بگذاريد، و سبيلها را بچينيد. (صحيح بخارى)

بنابراين هرکس از اين امر سرپيچي کند او گناهکار است، حال چه بظاهر يک عالم ديني باشد! و يا هر مسلمان ديگري، فرقي ندارد هرکس اين امر را ترک کند او گناهکار است.
و بايد ما تابع سنت پيامبرمان باشيم و دين را از او بياموزيم نه از سيماي ظاهري علمايان بي تقوايي که موجب انحراف ديگران مي شوند!

والله اعلم
وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت

Newer Posts Older Posts