۱۳۹۱/۵/۳۰

شفاعت رسول اکرم صل الله علیه وسلم


Sanaz Irani
- شفاعت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم
شفاعت پیامبر ما حضرت محمد ص از قرآن و احادیث ثابت است، چنانکه خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:
عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا [الإسراء: 79].
«تا خداوند تو را بر مقام درخور ستایش معبوث کند».
و از حضرت انس رض روایت است که حضرت پیامبر اقدس صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر پیامبری از خداوند درخواستی نمود و یا فرمودند: برای هر پیامبری دعایی است که به آن دعا نمود و اجابت شد.
و من دعایم را برای شفاعت امت خود در روز قیامت نهاده‌ام .
و از حضرت ابوهریره رض روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: من در روز قیامت سردار و سرور مردم هستم، و آیا می‌دانید چرا؟
خداوند همه انسان‌ها را اولین تا آخرین را در یک زمین مرتفع جمع می‌کند، به صورتی که بیننده همه آنان را می‌بیند، اعلان‌کننده آنان را می‌شنواند و آفتاب برایشان نزدیک می‌شود و مردم را آنچنان غم و اندوه فرا می‌گیرد که تاب و توان آن را ندارند.
آنگاه به یکدیگر می‌گویند: مگر نمی‌بینید به چه مشکلات و مصایبی گرفتار شده اید؟
پس چرا کسی را که نزد پروردگارتان شفاعت کند تلاش نمی‌کنید؟
پس آنگاه بعضی از مردم به دیگران می‌گویند: پیش حضرت آدم بروید و چون نزد ایشان می‌آیند می‌گوید: شما پیش دیگران بروید شما نزد حضرت محمد صلی الله علیه وسلم بروید.
آنگاه مردم در خدمت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم می‌آیند و می‌گویند: یا محمد! شما رسول خداوند و خاتم الأنبیاء هستید، و خداوند گناهان گذشته و آینده‌تان را آمرزیده است.
برای ما پیش پروردگارتان شفاعت کنید.
آیا شما نمی‌بینید ما در چه مشکلاتی بسر می‌بریم؟
آنگاه من زیر عرش خداوند می‌آیم، و پروردگارم را سجده می‌کنم، پس خداوند به من چنان کلماتی زیبا برای سپاس الهام می‌کند که هیچکس قبل از من چنین توفیقی نیافته است، و آنگهی به من گفته می‌شود: ای محمد! سرت را از سجده بردار، و بخواه هرآنچه بخواهی داده می‌شوی، و سفارش کن که شفاعت تو پذیرفته می‌شود، پس آنگاه سرم را از سجده بلند می‌کنم، و می‌گویم: پرورگارا امت من، پرودگارا امت من، به من گفته می‌شود: یا محمد آن دسته از امت تو که برآنان حسابی نیست از درب راست درهای بهشت داخل بگردان و آنان با بقیه مردم در ورود از دروازهای دیگر بهشت نیز شریک اند .
احادیث بسیاری در مورد شفاعت امت که از جمله آنان می‌توان این حدیث را برشمرد که حضرت پیامبر ص فرمودند: به من پنج نعمت اعطا شده که به انبیای قبل از من داده نشده است و از آن پنج انعام خداوندی یکی شفاعت روز قیامت است.
و باید بدانیم که شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در حق کسانی است که برای ایشان از خداوند طلب وسیله نموده‌اند.
از حضرت جابر بن عبدالله رض روایت است که حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
هرکس هنگام شنیدن اذان چنین دعا کند: «اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ الدَّعْوَةِ التَّامَّةِ وَالصَّلاَةِ الْقَائِمَةِ آتِ مُحَمَّدًا الْوَسِيلَةَ وَالْفَضِيلَةَ وَابْعَثْهُ مَقَامًا مَحْمُودًا الَّذِى وَعَدْتَهُ».
«بار الها! پروردگار این ندای کامل و نماز برپا شونده به حضرت محمد ص وسیله (مقامی در بهشت) و فضیلت عنایت بفرما و او را به مقام محمودی (درخور ستایش) که وعده داده‌ای نایل بگردان».
در روز قیامت شفاعت من شامل حال او می‌شود .
بلکه غیر از پیامبران فرشتگان و مؤمنان نیز برای برادران ایمانی خویش شفاعت می‌کنند.
چنانکه از حضرت ابو سعید خدری رض روایت است که ما به حضرت پیامبرصلی الله علیه وسلم گفتیم: آیا ما در روز قیامت پروردگارمان را می‌بینیم؟
فرمودند: آیا شما در دیدن خورشید مزاحم یکدیگر می‌شوید؟
و در آخر سخنان خویش فرمودند: شما در سؤال از حقایقی که برایتان آشکار شده بیشتر از آن مؤمنانی که در روز قیامت رستگار شده‌اند و خداوند را نسبت به برادران مؤمن‌شان سؤال می‌کنند می‌پرسید، آنان می‌گویند: پروردگارا! برادران ما آن کسانی که ما باهم نماز می‌خواندیم و روزه می‌گرفتیم و اعمال شایسته انجام می‌دادیم آنان را از آتش جهنم نجات ده.
سرانجام خداوند می‌فرماید: بروید و هرکسی را که در دلش به اندازه یک مثقال دینار ایمان یافتید، او را از آتش جهنم خارج کنید، پس آنانی را که می‌دانند خارج می‌کنند، و باز می‌گردند.
دوباره خداوند می‌فرماید: بروید و هرکسی را که در دلش به اندزه یک ذره ایمان هست، خارج کنید، پس هرکسی را که می‌دانند بیرون می‌آورند.
حضرت ابوسعید رض گفت: اگر مرا تصدیق نمی‌کنید (اگر باور ندارید) إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِن تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا [النساء: 40].
«همانا خداوند به اندازه یک ذره بر کسی ستم نمی‌کند، و اگر نیکوی باشد آن را اضافه می‌نماید» را خواند.
بنابراین، پیامبران، فرشتگان و مؤمنان همگی شفاعت می‌کنند و تا این که خداوند می‌فرماید: شفاعت (بخشش) من هنوز باقی مانده است، پس آنگاه خداوند با دست خویش مشتی از جهنمیان را بیرون می‌آورد که گروهی سوخته و سیاه شده‌اند و آنان را در نهر آب حیات جلوی بهشت می‌اندازد و آنها در دو طرف نهر چون دانه‌ای که همراه سیلاب حمل شده و در کناره صخره سنگ و یا درختی می‌روید و آن قسمتی که در زیر آفتاب است سبزرنگ و قسمتی که در سایه است سفید است می‌رویند.
و آنگاه از نهر خارج می‌شوند، و گویا مروارید هستند و بر گردن آنها مهر زده می‌شود و اهل بهشت می‌گویند: اینها آزادگان خداوند رحمن هستند که آنان را وارد بهشت کرده است، بدون هیچ عملی که انجام داده و یا چیزی پیش فرستاده باشند و در بهشت به آنها گفته می‌شود: برای شما آنچه از بهشت را که می‌بینید و یک برابر آن است .
و یکی از مهمترین شفاعت‌ها شفاعت مؤمنان برای مردگان با خواندن نماز جنازه است

علل افزایش سن ازدواج

 
Rabee Nz
علت بالا رفتن سن ازدواج دختران چیست؟
               


نگاه مادي‌گرايانه دختران، سن ازدواج آنها را افزايش داده است، خانواده‌ها بايد همواره در اين انديشه باشند كه چگونه فرزندان جوان خود را بدون اينكه متحمل هزينه‌هاي غير لازم شوند، براي ازدواج همراهي كنند انتخاب همسر از تصميمات مهم و سرنوشت‌ساز انسان است و ازدواج موفق در پيشرفت، كمال و سعادتمندي انسان نقش اساسي دارد.

يكي از مسائل مهم بازدارنده در خصوص ازدواج جوانان، مطرح كردن مشكلات اقتصادي است اما بايد توجه داشت كه عامل اقتصادي نبايد در انتخاب همسر و ازدواج جوانان بازدارنده باشد؛ همان‌گونه كه جوانان آماده ازدواج در يك جامعه سالم حق دارند از خدمات بهداشتي و درماني براي پيشگيري از بيماري‌ها استفاده كنند مسلماً براي پيشگيري از ابتلا به مشكلات فكري و ناراحتي‌هاي عاطفي، رواني و جلوگيري از كج‌روي‌ها نيز به ازدواج نياز دارند.

مهمترين عامل بازدارنده ازدواج جوانان در جامعه ما، كم‌توجهي يا بي‌توجهي به مسئله ازدواج است، غلبه نگرش مادي‌گرايانه خانواده‌ها نسبت به امر مقدس ازدواج، مهمترين عامل بازدارنده در ازدواج جوانان است؛ اگر خانواده‌ها به فكر سلامت روان جوانان آماده ازدواج خود باشند بايد همواره در اين انديشه باشند كه چگونه فرزندان جوان خود را بدون اينكه متحمل هزينه‌هاي غير لازم و زائد شوند، براي ازدواج همراهي كنند.

تغيير و دگرگوني ارزش‌‌ها يكي ديگر از عوامل مؤثر در تأخير ازدواج جوانان است؛ به طوري‌كه مصرف‌گرايي، تجمل‌گرايي، افزايش توقعات و تشريفات ازدواج، رشد بي‌پايه ميزان مهريه و تأثير آن بر منزلت اجتماعي، سست شدن بنيادهاي مذهبي و عدم اطمينان به آينده شغلي در تأخير ازدواج جوانان تأثير‌گذار است.

ازدواج، پيمان مقدسي است كه در آن زن و مرد بر اساس يك تعهد قانوني، شرعي و عاطفي پيمان مي‌بندند تا با تشكيل خانواده و در يك زندگي مشترك، نيازهاي همديگر را تأمين كرده و در تلخي و شيريني‌هاي زندگي، يار و غمخوار هم باشند؛ با اين وجود، خانواده يكي از اركان جامعه به ‌شمار مي‌رود و دستيابي به جامعه سالم در گرو سلامت خانواده و تحقق خانواده سالم، مشروط به برخورداري زوجين از سلامت رواني و داشتن رابطه‌اي مطلوب با يكديگر است.

در حال حاضر و به‌ويژه در شهرهاي بزرگ كشور، ازدواج وضعيتي بحراني پيدا كرده است، بسياري از ارزش‌ها در جامعه ايراني دچار دگرگوني و آشفتگي شده است كه اين آشفتگي، بحران بسيار سنگيني را براي زندگي جوانان و اساساً زنان و مردان رقم زده است

۱۳۹۱/۵/۲۸

مصائب و مشکلات در دنیا



مشکلات و مصائبی که در دنیا بر انسان مؤمن می‌آید، سبب نابودی گناهانش می‌شود، آنچنان که آیات و احادیث بی‌شماری این مطلب را بیان می‌دارند.
آنچنان که خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:
أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ [البقرة: 214].
«آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید، بدون آن که حوادثی چون حوادث گذشتگان به شما برسد همانهایی که گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها به آنان رسید و آنچنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که ایمان آورده بودند گفتند: پس یاری خدا کجاست، آگاه باشید یاری خداوند نزدیک است».
و این قول خداوند که می‌فرماید:
الم (1) أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ(2) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ (3)  [العنكبوت: 3 1].
«آیا مردم گمان کردند به حال خود رها می‌شوند، و آزمایش نخواهند شد، و به راستى كسانى را كه پيش از آنان بودند، آزموديم. پس البته خداوند آنان را كه راست گفتند معلوم مى‏دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم خواهد داشت».
و نیز از دیدگاه احادیث این مطلب ثابت است، چنانکه حضرت ابوسعید و ابوهریره ب روایت می‌کنند که حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر خستگی، بیماری، غم و اندوه، اذیت و آزاری که به مسلمان می‌رسد، و حتی خاری که در پایش می‌خلد در عوض آن خداوند گناهانش را می‌آمرزد
و از حضرت ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها روایت است که حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر مسلمانی که خاری به پایش بخلد و یا بالاتر از آن خداوند در بهشت به او درجه‌ای می‌دهد و یک گناه از گناهانش را نابود می‌کند .
و از حضرت عبدالله بن مسعودرض روایت است که من نزد پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم رفتم، در حالی که ایشان تب داشتند، گفتم: یا رسول الله! تب شما شدید است، فرمودند: بله، مرا دوبرابر هریک از شما تب می‌کند، گفتم: چون شما دوبرابر ما اجر و پاداش دریافت می‌کنید، فرمودند: بله، چنین است، و نیز هر مسلمانی که مبتلا به اذیتی شود، و آن خاری و یا بالاتر از آن باشد، خداوند گناهانش را می‌بخشد و کم می‌کند و چون درختی می‌شود که برگ‌هایش می‌ریزد .
و از این احادیث ثابت شد که مصایب و مشکلاتی که به انسان مؤمن می‌رسد از قبیل مرض، اندوه و حتی خاری که به پایش می‌خلد کفاره گناهان و اشتباهات او می‌گردند.
و آنچه مطلب بالا را با وضاحت بیشتری بیان می‌دارد، حدیثی است که حضرت ابوهریره رض روایت می کند که حضرت پیامبر ص فرمودند: مردان و زنان مسلمان و مؤمن همیشه در جان، فرزند و مال خویش مورد آزمایش خداوندی قرار می‌گیرند، تا این که به خداوند می‌پیوندند، و برآنان گناهی نیست .
و از حضرت جابر بن عبدالله رض روایت است که آن حضرت ص پیش ام السائب یا ام المسب رفتند (در حالی که او مریض بود) پرسیدند: ای ام السائب و یا ام المسیب چرا می‌لرزی؟
گفت: تب دارم لا بارک الله فیها.
فرمودند: تب را دشنام مده؛ زیرا گناهان انسان را از بین می‌برد، آنچنان که دمه آهنگر زنگار آهن را نابود می‌کند
از حضرت ابوهریره رض روایت است که آن حضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسی را که خداوند بر او اراده خیر داشته باشد به مصیبتی مبتلا می‌گرداندش .
و از حضرت عطاء بن ابی رباح / روایت است که حضرت عبدالله بن عباس رض به من گفت: آیا تو را زنی از اهل بهشت نشان ندهم؟
گفتم: آری، فرمود: این زن سیاه‌رنگ پیش حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: من مبتلا به مرض صرع هستم، و بدنم عریان می‌شود، برایم دعا کنید، پیامبر ص فرمودند: اگر می‌خواهی صبر کن، برایت در عوض بهشت است و اگر خواهی از خداوند بخواهم تو را سالم گرداند.
آن زن گفت: صبر می‌کنم، ولی بعضی از بدنم برهنه می‌شود، از خداوند بخواهید که بدنم عریان نشود، آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم برایش دعا کردند که عریان نشود .
و از حضرت انس بن مالک رض روایت است که من از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: خداوند می‌فرماید: هرگاه من بندة مؤمن خود با گرفتن دو چشمش آزمودم و او صبر کرد در عوض آن دو، به وی بهشت می‌دهم .
و از حضرت ابوهریره رض روایت است که حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند که خداوند می‌فرماید: هرگاه من از بندة مؤمن خود محبوب او را در دنیا بگیرم، و او خالصانه جهت خشنودی من صبر کند، نزد من برای او جز بهشت پاداشی نیست
پس در این احادیث بیان شد که مصایبی که در دنیا بر انسان مؤمن می‌آید کفاره گناهان او می‌شود، و مؤمن تا هنگام ملاقات خداوند مبتلا به آزمایشات می‌شود، تا این که بر او گناهی نباشد و این کرم و بخشش خداوند است که مصایب را سبب نابودی گناهان و رفع درجات مؤمنان قرار داده است، اما مصایب وارده، بر کفار و منافقان باعث نابودی آنها و نشانه عذاب و ناراحتی خداوند است.
برگرفته از کتاب: باگناهان چگونه مبارزه کنیم
تالیف:حامد بن محمد المصلح

۱۳۹۱/۵/۲۷

اداب وسنن عیدفطر

آداب و سنن عید فطر
 
الحَمْدُ لِلهِِ رَبِّ العَالمِينْ، وَالصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ عَلىَ نَبِينّا مُحَمّدٍ ­­، وَعَلى آلِهِ وَأصْحَابهِ وَمَنْ دَعَا بِدَعْوَتِهِ إلىَ يَوْمِ الدِّيْن.
فرا رسيدن عيد سعيد فطر را از صميم قلب خدمت همۀ برادران و خواهران مسلمان تبریک و تهنیت عرض میکند و امیدواریم که الله جل جلاله طاعات و عبادات شما عزیزان را قبول نموده پاداش عظیم نصیبتان گرداند.
از انس رضی الله عنه روایت است که گفت: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم به مدینه آمدند مردم دو روز را داشتند که به بازی و سرگرمی مشغول می‌شدند و جشن می‌گرفتند. پیامبر صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم فرمود: الله جل جلاله بجای آنها دو روز بهتری برای شما قرار داده است. روز عید فطر و روز عید قربان . (رواه النسائی وابن حبان- صحیح).
 
زکات فطر
حکم زکات فطر:
زکات فطر بر هر مسلماني واجب است به دليل حديث ابن عمررضى الله عنهما:
(فرض رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم زکاة الفطر صاعا من تمر أو صاعا من شعير علي العبد والحر، و الذکر و الأنثي و الصغير و الکبير من المسلمين، و أمر بها أن تؤدي قبل خروج الناس إلي الصلاة)[ متفق عليه]
«پيامبر صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم زکات فطر را که يک صاع(هر صاع برابر چهار مشت متوسط است.) خرما يا جو است بر هر مسلمان برده، آزاد، مرد، زن، کوچک و بزرگ واجب کرد و دستور داد که قبل از خروج مردم به طرف نماز عيد پرداخت شود».
 
آداب و سنن عید:
از سعید بن مسیب رضی الله عنه روایت است که گفت: سنت عید فطر سه چیز است:
پیاده رفتن به مصلی (محل برگزاری نماز).
 خوردن خرما قبل از خروج به نماز عید.
 رعایت نظافت، استعمال بوی خوش و مسواک زدن.
پیامبر صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم در روز عید فطر، صبح زود قبل از خوردن چیزی، چند دانه خرما به تعداد فرد (وتر) می‌خوردند. (بخاری 953).
رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم در راه رفتن به مسجد در روز عید تکبیر می‌گفتند. (المحاملی/ صحیح 2/ 142).
و اصحابشان همچون ابن عمر رضی الله عنهما وابی امامه رضی الله عنه صدای خود را در این تکبیر بالا می‌بردند.(البیهقی/ صحیح 3/276).
تکبیر عید فطر از غروب خورشید آخرین روز رمضان با تکمیل (30 روز یا رؤیت هلال ماه شوال) و به نص آیه (ولتکملوا العدة ولتکبروا الله على ما هداکم) شروع می‌شود و رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم آخرین وقت آن را پایان نماز عید مشخص کردند طبق حدیثی که از رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم نقل شده است. (المحاملی/صحیح 2/241).
 
الفاظ تکبیر:
الله اکبر الله اکبر، لا إله إلا الله، والله اکبر الله اکبر، ولله الحمد (ابن شیبه).
الله اکبر الله اکبرا لله اکبر، لا إله إلا الله، والله اکبر الله اکبر، ولله الحمد (امام مالک وامام شافعی این لفظ را نیز جائز می دانند).
 
اهمیت نماز عید وتاکید به رفتن به نماز عید:
از ام عطیه رضی الله عنها روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم به ما فرمودند که دختران بکر (ازدواج نکرده) و زنان قاعده را به مصلی ببریم تا کار نیک و دعوت مسلمانان را مشاهده کنند و زنان قاعده از مصلی کناره می‌گرفتند (متفق علیه /بخاری /مسلم 89).
حال وقتی پیامبر صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم  به زنان چنین توصیه می‌کند مطمئنا این اهمیت و تاکید پیامبر صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم شامل حال مردان بیشتر می‌شود.
رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم در روز عید فطر وقتى نماز تمام می‌شد تکبیر را قطع می‌کردند (المحاملی).
پیامبر صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم پیاده به مصلی می‌رفتند و برمی‌گشتند. (ابن ماجه / حسن 1294).
برای مأمومین مستحب است که برای نماز عید زود به مصلی بروند اما برای امام سنت است دیرتر به مصلی برود. (بخاری956).
برای نماز عید سنت قبلیه و بعدیه وجود ندارد. ولی وقتی وارد مسجد شدیم می‌توانیم سنت تحیه مسجد بخوانیم.
 
نماز عید دو رکعت است که بصورت زیر خوانده می‌شود :
پس از تکبیرة الإحرام دعای استفتاح (وجهت) را می‌خوانیم و سپس هفت تکبیر دیگر می‌گوییم در رکعت دوم بعد از تکبیر انتقال (بالا آمدن از سجود) پنج تکبیر دیگر می‌گوییم در هر رکعت پس از تکبیرات دعای تعوذ « أعوذ بالله » و سوره حمد می‌خوانیم- در بین تکبیرات حمد و ثنای خدا را می‌گوییم و او را مورد مجد و تعریف قرار می‌دهیم (سبحان الله والحمدلله و لا إله إلا الله والله اکبر) و بر رسول الله صلوات می‌فرستیم. (طبرانی / صحیح 9519).
 
تبریک و تهنیت گفتن به یکدیگر:
اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وصحبه وسلم هنگامی که روز عید همدیگر را ملاقات می‌کردند به یکدیگر می‌گفتند: تقبل الله منا ومنکم (خداوندا از ما و شما قبول بگرداند) (المحاملی حسن).
کسانی که به نماز عید همراه امام نرسند و همچنین زنانی که در خانه هستند می‌توانند آن را بجا آورند.(بخاری987).
 
برخی از منکرات که در عید انجام داده می‌شود و باید از آنها پرهیز کرد:
تکبر و کوچک شمردن دیگران.
مصافحه و دست دادن به نامحرم.
تقلید مردان از زنان وبرعکس در حرکات و لباس.
رفتن زنان با آرایش و زینت و بوی خوش به اماکن عمومی و ایجاد اختلاط.
اسراف و زیاده‌روی در تمام موارد خصوصا در لباس و سفره عید.
عدم توجه به فقراء و نیازمندان.عدم رعایت صله رحم مخصوصا نسبت به کسانی که به کمک و یاری نیاز دارند

۱۳۹۱/۵/۲۶

آخرين كساني كه وارد بهشت مي‌شوند چه کساني هستند؟

آخرين كساني كه وارد بهشت مي‌شوند چه کساني هستند؟
رسول الله صلي الله عليه وسلم درباره آخرين فردي كه وارد بهشت مي‌شود و درباره سخنانيكه ميان او و پروردگارش مبادله مي‌شوند و پيرامون فضل پروردگار در حق او براي ما سخن گفته است و ابن اثير در «جامع الاصول» همه اين روايات را جمع نموده و روايات زير را از وي نقل كرده‌ايم:
-از عبدالله بن مسعود روايت شده‌ که‌ پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: « اني لاعلم آخر اهل النار خروجا منها، و آخر اهل الجنة دخولا الجنة: رجل يخرج من النار حبوا، فيقول الله‌ له‌: اذهب فادخل الجنة، فيأتيها، فيخيل اليه‌ انها ملأي، فيرجع فيقول: يا رب، وجدتها ملأي، فيقول الله‌ عزو جل: اذهب فادخل الجنة؛ فان
لک مثل الدنيا، و عشرة امثالها؛ او ان لک مثل عشرة امثال الدنيا، فيقول: اتسخر بي او اتضحک بي- و انت الملک؟ قال: فلقد رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم ضحک حتي بدت نواجذه‌، فکان يقال: ذلک ادني اهل الجنه منزله؟بخاری و مسلم آنرا روایت کرده اند:
من مي‌دانم آخرين فردي كه از دوزخ بيرون مي‌آيد و آخرين فردي كه وارد بهشت مي‌شود چه‌ کسي است؟ مردي است در حالي که‌ با سينه‌ خيز از دوزخ بيرون مي‌آيد، خداوند به‌ او مي‌فرمايد: برو داخل بهشت شو آن مرد بسوی بهشت می اید فکر میکند بهشت پر شده است (وجای خالی ندارد) برمیگردد و میگوید : پروردگارا بهشت را دیدم که پر است و جای خالی ندارد خداوند می فرماید: برگرد و داخل بهشت شو باز بسوی بهشت می اید و انرا پر می بیند ان مرد برمیگردد و میگوید :پروردگارا بهشت را دیدم که پرشده  است مجددا خداوند متعال به‌ او مي‌فرمايد: برگرد و داخل بهشت شو، و به‌ اندازه‌ي دنيا و ده‌ برابر آن در بهشت مال توباشد، آن مرد مي‌گويد: (پروردگارا) مرا مورد تمسخر قرار مي‌دهي؟ تو پادشاه و قدرتمند هستي. ابن مسعود گويد: ديدم که‌ پيغمبر صلي الله عليه وسلم در اين هنگام خنده‌اش گرفت و دندانهاي آخرش نمايان شد. گفته‌ مي‌شود: اين آخرين نفر و فقيرترين اهل بهشت ميباشد و در روايت مسلم آمده‌ که‌ پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: « اني لاعرف آخر اهل النار خروجا من النار: رجل يخرج منها زحفا، فيقال له‌: انطلق فادخل الجنة، قال: فيذهب فيدخل الجنة، فيجد الناس قد اخذوا المنازل، فيقال له‌: اتذکر الزمان الذي کنت فيه‌؟ فيقول: نعم، فيقال له‌: تمن، فيتمني فيقال له‌: لک الذي تمنيت، و عشرة اضعاف الدنيا، فيقول: اتسخر بي و انت الملک؟ بخاري: (11/386) کتاب: الرقائق . مسلم: کتاب : الايمان ، شماره‌186. ترمذي ، شماره‌ 2598
من مي‌دانم آخرين فردي كه از دوزخ بيرون مي‌آيد چه‌ کسي است؟ مردي است که‌ با فشار و ناراحتي از دوزخ بيرون مي‌آيد، به‌ او گفته‌ مي‌شود: برو داخل بهشت شو، آن مرد داخل بهشت مي‌شود، ناگهان مي‌بيند که‌ هر کس در منزل خود نشسته‌ و جايي براي او نمانده‌ است. به‌ او گفته‌ مي‌شود: آيا سرگذشت خود را به‌ ياد مي‌آوري؟ مي‌گويد: آري. پس گفته‌ مي‌شود: آرزوي چيزي را بکن. او نيز آرزوي چيزهايي مي‌کند. به‌ او گفته‌ مي‌شود: آنچه‌ آرزو کردي و ده‌ برابر دنيا نيز از آن تو باد، مي‌گويد:  پروردگارا مرا مورد تمسخر قرار مي‌دهي؟ تو پادشاه و قدرتمند هستي. ابن مسعود گويد: ديدم که‌ پيغمبر صلي الله عليه وسلم در اين هنگام خنده‌اش گرفت و دندانهاي آخرش نمايان شد.
از عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت شده‌ که‌ رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند:
(
آخرين شخصي كه وارد بهشت مي‌شود، مردي است كه لحظه‌اي راه مي‌رود و لحظه‌اي ديگر مي افتد. آتش دوزخ چهره اش را تغيير داده و هنگامي که‌ از دوزخ رها مي‌شود به طرف آن نگاه كرده و مي‌گويد: بسيار با بركت است خداوندي كه مرا از تو نجات داده است. خداوند به من چيزي داده است كه تا به‌ حال به كسي نداده است. درختي به او نشان داده مي‌شود، مي‌گويد: پروردگارا! مرا نزد آندرخت ببر تا از سايه آن استفاده كنم و از آب آن بنوشم. خداوند مي‌فرمايد: اي فرزند آدم! اگر اين خواسته ات را برآورده سازم، خواسته ديگري را مطرح مي‌كني. مي‌گويد: خير، پروردگارا! چيز ديگري نمي‌خواهم. با خداوند عهد مي‌كند كه ديگر از وي چيزي نخواهد. خداوند عذر او را مي‌پذيرد. چون چيزهايي را ميبيند كه در برابر آنها نمي‌تواند صبر كند و اورا به آن درخت نزديك مي‌كند و از سايه آن استفاه مي‌كند و از آب آن مي نوشد. بعد درختي بهتر از درخت اولي به او نشان داده ميشود. آن شخص بار ديگر تقاضا مي‌كند، پروردگارا!مرا به آن درخت نزديك كن تا از سايه آن استفاده نموده و از آب آن بنوشم. ديگر چيزي از تو نمي‌خواهم. خداوند مي‌فرمايد: اي فرزندآدم! تو مگر با من عهد نكردي كه ديگر چيزي از من نخواهي؟ اين سؤال و جواب چند بار تكرار مي‌شود. خداوند در هر مرتبه او را معذور مي‌داند و عذرش را مي‌پذيرد. چون چيزهايي را مي بيند كه نمي‌تواند در برابر آنها صبر كند و در آخرين بار كه به آخرين درخت نزديك مي‌شود، صداي اهل بهشت را از آنجا مي شنود. باز تقاضاي ورود به بهشت را مي‌كند. پروردگار مي‌فرمايد: اي فرزند ادم! چه چيزي تو را قانع نموده و خواسته‌ات را از من قطع مي‌كند؟ آيا قانع هستي كه دنيا و ده برابر آن را به تو بدهم؟ او مي‌گويد: پروردگارا! تو مرا استهزاء مي‌كنيو حال اينكه تو پروردگار و مالك هستي؟ ابن مسعود تبسم كرد و گفت: اي مردم نمي پرسي كه من چرا مي‌خندم. مردم گفتند: چرا؟ گفت: رسولالله صلي الله عليه وسلم نيز به‌ همين صورت خنديد و مردم گفتند: چرا مي‌خندي؟ فرمود: مي‌خندم، چون خداوند را مي‌بينم که‌ مي‌خندد، آنگاه که‌ آن مرد مي‌گويد: (پروردگارا!) مرا مورد تمسخر قرار مي‌دهي؟تو پادشاه و قدرتمند هستي؟ گفته‌ مي‌شود: من تو را مسخره نمي‌كنم. اما بر آنچه خواسته باشم، قادر هستم مسلم، باب: الايمان ، شماره‌: 187
وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين




۱۳۹۱/۵/۲۳

دعاکردن

أسماء رحیمی
کلمه‌ی دعا ومشتقات آن بیش از 200 بار در قرآن آمده است . از نظر لغوی دعا از ریشه ی دَعوَ و به معنی خواندن ، خواستن، استمداد طلبیدن،صدا زدن و به یاری طلبیدن است.
در اصطلاح نیز به معنای یاد صفات جلال وجمال الهی وگفتگوی با حق تعالی ودر خواست حل مشکلات وطلب حاجت از درگاه اوست .
جلوه های ایمان به خدا به صوَر مختلف در زندگی روزمره ی انسان مؤمن نمود پیدا می کند دعا ونیایش ، توکّل ، صبر ، نماز وروزه وسایر اعمال نیک پس عبادات از جمله ی این صوَر می باشند وهر کدام گونه ای از تجلی ایمان به خداوند در زندگی ماست . دعا ذکر خداست وذکرخدا تنها آرامش دلهاست.«ألا بِذکرِ اللّه تطمئنَّ القلوبُ.» (28/رعد) دعا درخواست آمرزش ورحمت و برآوردن نیازها از خداوند متعال است وجزءِ عبادتهایی است که موجب خشنودی او میشود.

چرا باید دعا کنیم؟
دعا دردین مبین اسلام جایگاه بس ویژه و والایی دارد و از راه های مهم ارتباط با خالق معرفی شده است که برای انسان آرامش وآسایش تن وروان را به دنبال دارد، طوری که میتواند از این طریق با یگانه معبودش راز ونیاز کند ونیاز هایش را نزد خدایش ببرد واز اوطلب استغفار وکمک نماید واو را با اسماء وصفات ربّانیش بخواند واشک ندامت برگناهان بریزد و ازخدا بخواهد که او را درآغوش رحمت ومهربانی خویش بگیرد وبه او آرامش عطا فرماید . چراکه خود بندگانش را فرا خوانده وآنها را دعوت به این کار کرده است ، آن جا که می فرماید:
‏ وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ ‏186/بقرة
یعنی: «وهنگامی که بندگان من از تو درباره ی من بپرسند ، من نزدیکم ودعای دعاکنندگان را هنگامی که مرا بخواند ، پاسخ میگویم پس آنان هم دعوت مرا بپذیرند وبه من ایمان بیاورند تا آنان راه یابند.»
در خواست آمرزش ورحمت وبرآوردن نیازها
تمام موجودات هستی به ذات آفریدگار نیاز دارند ، حال آنکه او از همه بی نیاز است-والله الغنیُّ و أنتمُ الفقراء_ پس باید نیاز خود را نزد چنین بی نیازی ببریم وبر او توکل نماییم ، با اخلاص از او بخواهیم وبه غیر او تکیه نداشته باشیم . دعاکننده باید مضطر شده باشد واز درهای دیگر – غیر از خدا – نا امید باشد.
خداوند متعال میفرماید : «أمَن یُجیبُ المضطرَّ إذا دَعاهُ» 62(/النمل) یعنی : «یا کیست آن کسی که درمانده را (چون وی را بخواند) اجابت میکند وگرفتاری را برطرف میگرداند .»
علّت اصلی دعا ، خلأ روانی واضطرار است به گونه ای که انسان چنان در اضطرار وناچاری قرار میگیرد که ناگهان دستهایش بالا میرود.
دعا ضد غرور وخود ستایی وتمام صفات منفی وجود میباشد وراه نجاتی برای رهایی از بند تخیّلات وفریب های نفسانی است . دعا همانند کشتی ای است که سوارش را از غرق شدن در دریا حفاظت میکند و او را به ساحل می رساند، دعا دشمن تنهایی وترس واندوه است ،دعا مسکن دردهاست وروان انسان را پالایش میدهد .
دعا مانند کلیدی است که میتوان به وسیله ی آن در بسته را باز کرد ولذتی معنوی است که قلب را صیقل میدهد ودل های شکسته را التیام میبخشد ودرهای لطف خداوند را به رویمان می گشاید.
دعا کردن سه حالت : تخلیه ، تزکیه (پاکی ) وتجلیه (روشنایی) را برای قلب وروح به ارمغان میآورد.
بر روانشناسان نیز ثابت شده است که نیروی ایمان در سلامت جسم وروان فرد تأثیر می گذارد وبه انسانها برای داشتن زندگی طولانی تر وسرشار از سلامتی کمک میکند ومعتقدند آن کس که دعا میکند اجازه میدهد تا تنش ها واضطراب ها واسترس های درونی اش تخلیه شوند وبدین وسیله است كه به آرامش دست می یابد.
زمانی که انسان کسی را با قدرت عظیم وبی نهایتش در اختیار داشته باشد که به راحتی بتواند با او صحبت کند و به درگاهش التماس وزاری كرده وبه گناهان واشتباهات خود اعتراف کند خیلی راحت تر می تواند روح سرکش خود را تخلیه وآرام سازد.
دعا حتی بیشتر از آرامش است چون راهی برای برقراری ارتباط با یگانه خالق هستی است. خدا خود بندگانش را اینطور خلق کرده است که نیاز داشته باشند همواره به طریقی با او در ارتباط باشند وچه راهی بهتر از دعا کردن؟
خداوند به تک تک مخلوقاتش علاقه دارد وبرای آنها ارزش قائل میباشد ومنتظر است تا صدای بندگانش را بشنود وبه آنها پاسخ دهد، به شرطی که دعا با ایمان واعتقاد کامل انجام گیرد ، زیرا تکرار وِردها حتی به طور مکرّر بدون اعتقاد به آن هیچ فایده ای در بر نخواهد داشت .خداوند در کلام گهر بارش می فرماید : «اُدعونی أستجب لکُم» (60/غافر)
یعنی: مرا بخوانید تا شما را استجابت کنم ». پس باید این خواستن همراه با باور قلبی به این باشد که خداوند صدایمان را می شنود وقادر بر اجابت دعای ماست.
ما ازطریق دعا نیرو می گیریم وبه خداوند متصل می شویم اوست که حزن واندوه را ا زما میگیرد وشادی وخوشحالی را به قلبها ی ما هدیه می کند.
خداوند مشتاق است تا با تک تک انسانها ارتباط برقرار کند ، امّا متأسفانه خود خواهی ها وطغیان ها ی سرکش وسمج درونمان، مانع رسیدن ما به او میشود واین ما هستیم که باید این پل ارتباط را هر روز بیش از روز گذشته محکم تر سازیم . ما دعا می کنیم تا خداوند کنترل امور زندگیمان را در دست گیرد ودر تمام شرایط یاورمان باشد. ما آفریده شده ایم تا با خداوند راز ونیاز کنیم وفقط از این طریق معنای حقیقی زندگی را در می یابیم وزندگی خود را پوچ وبی ارزش تلقی نخواهیم کرد .
خداوند دعا را مقرر کرده است تا ما را به سمت خودش رهنمون سازد. روانشناسی می گوید :«اگر قلبتان را به روی خداوند باز کنید وهر روز از او تقاضای کمک ویاری کنید واز او بخواهید تا شما را در مراحل زندگی راهنمایی کند ، این کار زندگی شما را دگرگون میسازد»
دكترالکسیس کارل ، برنده ی جایزه ی نوبل در کتاب نیایش مینویسد : همانطور که آدمی به آب وغذا محتاج است ، به دعا ونیایش نیز نیازمند می باشد. چه داستانها از افرادی که در شرایط بحرانی قرار داشتند ودست نیاز به درگاه خداوند بلند کرده و در نهایت به مقصود رسیده اند را شنیده ایم. چه باور کنیم وچه آن را به دست فراموشی بسپاریم، نیروی دعا حقیقت دارد ودر زندگی عینی شاهد آن خواهیم بود.
اثبات علمی تأثیر گذاری دعا :
دکتر میتو، پروفسور پزشکی دانشگاه جورج تاون در واشنگتن معتقد است که دعا بسیار مؤثر است . اوتحقیقاتی را ارائه میدهد که درآن مشخص شده است افرادی که دعا ونماز میخوانند کمتر مریض وبیمار می شوند وسریعتر از اعمال جراحی وسایر بیماریها بهبود می یابند وخیلی راحتتر میتوانند با مشکل وبیماری خود کنار آیند.
آزمایشات نشان داده است که دعا ونیایش بر مواردی همچون فشار خون بالا ، زخم ها وحملات قلبی ، سردرد واضطراب و... تأثیر گذار است .همچنین نتیجه ی آزمایشات بسیاری نشان داده است که بیمارانی که برای آنها دعا شده بود کمتر به آنتی بیوتیک ها احتیاج پیدا کرده اند ویا کمتر جان سپرده اند .
اینکه فردی که دعا میکند پیش کسی باشد که دعا برایش خوانده میشود یا نه ، تأثیر ی در قدرت دعا ندارد.
افراد زیادی را (حتی در اینترنت هم میتوانید پیدا کنید)که خود را نیازمند دعای شما اعلام کرده اند که من نیز یکی از اینها را درصندوق ایمیل خود دریافت کردم عنوان نامه این بود ( برای یک مادر سرطانی دعا کنید) بدون اینکه این مادر معرفی واشاره به مکان زندگیش شده باشد. در تحقیقی دیگر نیز موضوع تحقیق در قفسی گذاشته شده بود واطراف آن با انواع نیروهای الکترومگنتیک پوشیده شده اما تأثیر دعا همچنان ازآن عبور کرد برخی می گویند نیروی شفا بخشی از دور که دقیقا نمی دانند که چطور عمل میکند از طریق یک انرژی نافذ اما نامشخص به فرد نیازمند صورت میگیرد برخی نیز مثل دوسی معتقد است که علم فیزیک کوانتوم میتواند دراین زمینه نقش داشته باشد .

محبت الله دردل فرزندان


چگونه محبت خداوند را در دل فرزندمان قرار دهیم؟
در این مقاله سخنان ما خطاب به پدران و مادران خواهد بود، که چگونه محبت خداوند را قلب فرزندانمان قرار دهیم؟ چگونه خدا را به کودکانمان معرفی می کنیم.؟ چه تصوری باید در رویای کودکانه ایجاد نمود تا أنها در همراه با رشد خدا را بهتر بشناسند؟
1-  قبل از تولد
در مرحله نخست لازم است این را بدانیم که مادر بایستی این کار را از دوران حاملگی فراهم نماید، در دوران بارداری مادر هر چه قدر با تقواتر باشد، و به ذکر خداوند و قرائت قرآن مشغول شود، مسلما این قرب الهی بر جنین نیز تأثیر گذار است، و این طفل بعد از تولد گرایش وی به خداشناسی و دوستی با خداوند بیشتر خواهد بود.
در عصری که ما در آن واقع هستیم دانشمندان با تحقیقاتی که انجام داده اند به این نتیجه رسیدند که جنین از نظر روحی و روانی به مادر وابستگی شدید دارد، همراه با وی خوشحال می شود، و همراه با ناراحت و اندوهگین می شود،مسلما مادرانی که در دوران حاملگی مرتکب فساد یا تبهکاری می شوند، وضعیت روانی آنها بر جنین تأثیر گذار خواهد بود.
2- بعد از تولد تا سنین دو سالگی
یک کودک بعد از تولد و در دوران شیر خاورگی بیشتر تأثیر را از اطراف خویش می پذیرد، حتی بیشتر از یک جوان بالغ، چون ذهن آنها مانند یک صفحۀ سفید است که آماده برای نوشتن است، همین گونه کودکان نیز در این دوره آمادگی برای پذیرش اخلاقیات مثبت و منفی دارند، هر نقشی که در این صفحه سفید ایجاد کنیم پاک کردن آن وقت گیر و مشکل است.
به همین جهت بهتر است در این دوران کودکان را با صداهای دلنشین قرآن و اذکارهای صباح و مساء و تکبیر و تهلیل و سبحان الله وابسته نماییم تا این صوتها در روح و روان آنها نقش بندد.
با رشد کودک و توجه او به الفاظ و صوتها، نام الله را به وی یاد می دهیم، آن را زیاد تکرار می کنیم، مثلا هنگام بلند شدن یا الله می گوییم، تا توجه نوزاد را به حرکات جذب کنیم، سعی کنیم دست کودکان را گرفته و بگوییم یا رب، یا الله؛ خصوصا هنگامی که او را بلند می کنیم، به الله استعانت جسته و می گوییم: یا الله، یا معین.
سعی می کنیم در اولین مرحله که نوزاد قدرت سخن گفتن پیدا می کند شهادتین و بعضی از اذکار شرعی به وی یاد دهیم.
3- از دو تا سه سالگی
در این دوره کودک ذهنش بازتر خواهد بود، سعی خواهیم نمود تا سوره های کوچک مانند سوره فاتحه و عصر و کوثر و غیره را حفظ نمایند. مقدار آن بر اساس قدرت حفظ کودک متغیر می باشد، همچنین بعضی شعرها مانند اشعار کتاب من مسلمانم را به آنها می آموزیم تا حفظ نمایند.
هر چه قدر بزرگتر و قدرت درکش بالاتر می رود، خداوند را بیشتر به او می شناسانیم، به او یاد می دهیم که خداوند است که به ما غذا عطا می کند و به ما أب می دهد تا تشنگی مان را بر طرف کنیم، اوست که به ما و خانه و مال و اتومبیل داده است، لازم به ذکر است که همۀ این تعالیم به زبان کودکانه گفته می شود.
والدین به کودکشان می أموزند که ما به خاطر این نعمتها الله را دوست داریم، و او را عبادت می کنیم. و از او تشکر می کنیم.
هر وقت برای غذا خوردن می نشینیم با صدای بلند بسم الله می گوییم،و به او یاد می دهیم که بسم الله بگوید همچنین در پایان الحمدلله می گوییم تا در ذهن کودک ثبت شود.
در این دوره چیزهای زیبا و دوست داشتنی را به خداوند نسبت می دهیم، مثلا خداوند را خالق درختان و پارکها و جنگلها و حیوانات به کودک معرفی می نماییم، چون این اشیاء برای آنها دوست داشتنی است، و لذلک آفریننده آن را هم دوست خواهند داشت، همیشه مهربانی و زیبایی و احسان و خوبی را به الله نبست مي دهيم تا محبت خداوند دلشان جا گیرد.
4- از سه تا شش سالگی
استقبال کودکان در این دوره به داستان زیاد بوده ، به همین خاطر می بایستی داستان های شیرین و جذاب که با اسلوب کودکانه نوشته شده است، بویژه داستان های قرآنی، داستان پیامبران و صالحان با شیوه کودکانه برای آنها تعریف شود.
اهداف قصه در این سنین وابستگی کودک به شخصیت داستان است، تا شجاعت و دلاوری آن شخصیت در ذهنش مجسم شود، پیامبران و صالحان و اصحاب رسول الله (صلی الله علیه  وسلم) بهترین گزینه در این مورد هستند.
اوصاف مهربانی و رحمان و رحیم بودن خداوند را برای کودکان ترسیم می نماییم، و از وصف صفت جبار بودن و تهدید به أتش برای نونهالان پرهیز می کنیم، چون رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) می فرمایند: قلم از کودکان بر داشته شده، آنها مواخذه نمی شوند تا به بلوغ برسند.
بهتر است بدایت سوره فاتحه برای فرزندمان ترسیم کنیم: (( بسم الله الرّحمن الرّحيم . الحمدُ لله ربِّ العالمين . الرّحمن الرّحيم )) . چون مهربانی و رحمت خداوند و دوستی با او برای آنها به تصویر کشانده می شود.
در اين دوره سني سعي خواهيم نمود خداوند را همانگونه که هست برای فرزندانمان ترسیم کنیم، از مبالغه و غلو پرهیز می کنیم، و به او می فهمانیم که خداوند در آسمان است، و او بزرگتر و قوی تر از هر چیزی است، و ما هنگام دعا دست هایمان را بالامی بریم، و فقط از او کمک می خواهیم.
إن شاء الله در مقالۀ بعدی خداشناسی بین سنین 6  تا 10 سالگی مورد بررسی قرار می دهیم.

نقش والدین دردوران بلوغ فرزندان


نقش والدین دربحران دوران بلوغ
 
نقش والدین در بحران دوران بلوغ بسیار جدى است
پایان کودکى، تمرین بزرگسالى
نوجوانى دوره انتقال از کودکى به بزرگسالى است و از آنجایى که با تغییرات جسمى و هورمونى فراوانى همراه است منجر به دگرگونى برخى رفتارها و خلقیات در نوجوانان مى شود و از سوى دیگر این رفتارها با مقابله والدین روبه رو شده و بدین ترتیب نوجوان را براى رسیدن به بعضى اهداف و ارزش ها و هویتى که به دنبال آن هستند، برمى انگیزد.
 
حال مى خواهیم با شما از دورانى حرف بزنیم که به اصطلاح پیش از بلوغ است. در این دوران والدین و سایر افرادى که با نوجوان در ارتباط هستند باید برخى ضوابط را رعایت کنند تا وقتى کودک به سن بلوغ رسید و خود را در دنیاى ناشناخته بلوغ دید ، دچار نگرانى ها و تشویش ها و به اصطلاح اریکسون، دانشمند بزرگ روانشناسى ، دچار سردرگمى هویت و تشویش هویت نشود.
* نقش والدین پیش از بلوغ
امروزه مهمترین و بهترین و سالم ترین واحدى که در جامعه ما وجود دارد «خانواده» است. عنصرى که در صورت صحت و سلامت کامل مى تواند افراد متخصص، سالم و مفید به جامعه عرضه کند.
 
بنابراین بسیارى از ریشه هاى کودکى، نوجوانى، جوانى، بزرگسالى و پیرى در خانواده قرار دارد و براى اینکه هر دوره رشدى به خوبى سپرى شود باید آنها ریشه و پایه خوبى داشته باشند.نوجوان براى اینکه بداند کیست، در این جهان چه مى کند ، و آینده و شغل او چه خواهد بود و … شروع به کاوش و جست وجو در محیط خود مى کند.
 
او براى رسیدن به هویت سازمان یافته و جواب سؤال هایش به گذشته رجوع کرده و در ابتدا به دنبال هویت خود در سال هاى نوباوگى و کودکى مى گردد بنابراین وقتى که پدر و مادرى تصمیم به بدنیا آوردن فرزندى در این جهان مى گیرند باید به تمامى شرایط زندگى شان توجه کنند که آیا پس از این مدت زندگى، آنها از بودن باهم احساس رضایت مى کنند آیا آنها به آن ملاک و معیارها و نقشه هایى که قبل از ازدواجشان کشیده بودند، رسیده اند یا حداقل براى آن تلاش کرده اند و یا اینکه آیا آنها در سال هاى بعد نیز مى توانند در کنار هم خوب و خوش زندگى کنند یا خیر.
 
 اگر آنان در دادن پاسخ به این سؤال ها و سؤال هاى مشابه آن ناتوان بودند و تا حدودى مطمئن باشند که حتى پس از پاى گذاشتن یک بچه در زندگى شان باز هم کانون خانواده آنها ناپایدار است و منجر به طلاق آنها مى شود باید از به دنیا آوردن فرزند خوددارى کنند. زیرا بسیارى از تحقیقات نشان داده نوجوانان و یا حتى بزرگسالانى که نمى توانند به خود انسجام ببخشند و یا حتى مضطرب و ناموفق اند کسانى هستند که در کودکى کانون خانوادگى شان از هم پاشیده است و یا خانواده اى نامنسجم داشتند.
بدین ترتیب خانواده وقتى در موقعیت مطلوبى قرار داشته باشد و والدین به لحاظ عاطفى و خلقیات در حد مناسبى باشند مى توانند نسلى موفق و منسجم تربیت کنند بویژه آنکه در تربیت فرزندان خود شیوه قاطعانه داشته باشند.
 
این شیوه نه مانند پدر و مادر هاى سهل گیر است که آزادى فراوان به فرزندانشان مى دهند و نه مانند پدر و مادرهاى مستبد است که حتى اجازه نفس کشیدن به فرزندانشان را نمى دهند. در این شیوه (قاطعانه) پدر و مادر نقش مشاورى را براى فرزندشان بازى مى کنند که دلیل محدودیت ها و کنترل ها و ندادن آزادى ها را به آنها با جدیت و به شکلى منطقى توضیح مى دهند و البته در موقعیت هاى مناسب تا حدودى به آنان آزادى مى دهند.
اگر والدین از همان ابتداى کودکى با فرزندشان به خوبى و با مهر و محبت رفتار کنند و نیز این محبت را به آنان یاد بدهند آنها علاوه بر اینکه در دوران کودکى کمترین مشکلات و چالش ها خواهند داشت بحران هویت نوجوانى شان را نیز با موفقیت پشت سر مى گذارند.
 
چند توصیه به والدین
- نقش پدرى یا مادرى خود را به خوبى ایفا کنید. نقش ها متقابل باشند و پررنگى یکى بر دیگرى غلبه نداشته باشد.
- شیوه پرورش و تربیت قاطعانه داشته باشید.
- سعى کنید همیشه آرامش را در خانه فراهم سازید.
- مشاور خوبى براى کودکتان باشید.
- هنگام خطا از کودکتان او را مورد سرزنش قرار نداده و تنبیه نکنید بلکه به او بفهمانید که کارش اشتباه بوده.
- بسیارى از مسائلى که کودک در آن کنجکاوى مى کند به سؤالاتش پاسخ درست و منطقى بدهید.
- تفریحات و سرگرمى هاى کودکتان را افزایش داده و اجازه دهید با دوستان سالم رفت و آمد کنند چون این دوستان در آینده مى توانند دوست دوره نوجوانى شان شوند.
- شاد و سرزنده باشید. حتى اگر فاصله سنى زیادى با فرزندتان دارید نگذارید این فاصله شما را از هم دور کند.
- بپذیرید که دوران عوض شده و حالا باید خود را براى پذیرش برخى مسائل آماده کنید.
وقتى که شما به عنوان والدین توانستید خود را بشناسید و نیروهاى درونى خود را بسازید قادر خواهید بود والدین خوب و مشاورى دلسوز براى کودک امروز و نوجوان فردایتان باشید.
 
* آستانه بلوغ
درست چندسال قبل از ورود کودک به سن نوجوانى تغییرات اندکى درجسم و رفتارش رخ مى نماید.
خصوصاً این تغییرات در دخترها شایع تر است. شاید دخترتان تا کلاس دوم – سوم دبستان همچنان به عروسک بازى و بازى با دوستانش مشغول باشد اما با ورود او به کلاس چهارم – پنجم دبستان متوجه برخى تغییرات رفتارى در او مى شوید.
 
البته نباید فراموش شود که شروع بلوغ به عواملى چون وراثت، عرض جغرافیایى، شرایط بهداشتى خانواده و تغذیه کودک و شرایط روانى و رفتارى وى بستگى دارد اما در حال حاضر در کشور ایران متوسط بلوغ دختران در سن ۱۱تا۱۳ سالگى و ۱۴ سالگى در پسران است.
با بروز نامحسوس علائم بلوغ کودکان نیز کم کم دست از بازى کشیده و بیشتر تمایل دارند اوقاتشان را با همسالان هم جنس خود بگذرانند. آنها ساعت ها با دوستانشان به صحبت مى نشینند.
 
در ابتداى این صحبت ها یعنى همان سال هاى پیش از بلوغ این کودکان در آستانه نوجوانى درباره خانواده، افتخاراتى که خانواده شان داشته، مسافرتى که پدر و مادرشان داشتند، دارایى هاى خانوادگى، دوستان و آشنایانشان و بحث هاى داغى که این روزها در زندگى آنها جارى است صحبت مى کنند . در این دوره کودکان سعى مى کنند خود و خانواده شان را برتر از دیگرى دانسته و یا حتى با خیال پردازى هایى ذهن دوستانشان را به سمت خود سوق دهند.
 
شاید شما فکر کنید که آنان به دوستانشان دروغ مى گویند اما خیر! بیشتر اوقات آنان واقعیات زندگى شان را با خیالات آمیخته کرده و به دوستانشان مى گویند.
این دوره بهترین دوره اى است که شما مى توانید به رفتارهاى کودکتان جهت مناسب بدهید مثلاً مى توانید دوستان آنها را که اکثراً هم محله اى ها و همکلاسى هایشان هستند شناسایى کنید و درباره خلقیات آنها و خانواده شان بیشتر آشنا شوید البته فراموش نکنید که باید غیرمستقیم این کار را انجام دهید. زیرا احساس غرورى که در سال هاى بعد تبدیل به غرور جوانى مى شود در کودک شما در حال شکل گیرى است. هرگونه رفتار توهین آمیز و تحقیرآمیز شما باعث مى شود که غرور و عزت نفس کودکتان خدشه دار شود.
بهتر است بگوییم که با ورود کودکتان به این مرحله و بروز این قبیل رفتارها رفتار شما نیز باید پخته تر و منطقى تر شود.
سعى نکنید کودکتان را با همان شیوه هاى قبلى به سمت خود گرایش دهید بلکه باور داشته باشید که او در تلاش براى رسیدن به یک استقلال فکرى و منطقى است. حتى در این مرحله ممکن است شاهد نافرمانى هاى او باشید. یادآور مى شویم که در این دوره ممکن است کودکان برخى رفتارهاى نادر نیز داشته باشند مثل شب ادرارى که البته بیشتر از اینکه این قضیه یک مسئله روانشناختى باشد مربوط به تغییر هورمون ها در بدن وى است.
ناگفته نماند که شما در نقش پدر و مادرى که هنوز کودکتان شدیداً به شما وابسته است مى توانید در پایان این دوران نقش مهمى را همچون یک دوست ایفا کنید. مثلاً برخى مسائلى که دختران و پسران ممکن است در دوران بلوغ با آن مواجه شوند.
 
بهتر است مادر یا زنى مورد اعتماد دختر نوجوان با او درباره دوران بلوغ و نیز مردى مورد اعتماد پسر نوجوان درباره بلوغ با او صحبت کند. زیرا در صورت نا آگاهى از پدیده هاى بلوغ ممکن است آنها در مواجهه با این موقعیت ها دچار اضطراب و نگرانى شده و عواقب روانى بدى در انتظار آنان باشد.
 

Newer Posts Older Posts